مذاکرات ایران و عمان برای ایجاد یک مسیر موقت کشتیرانی در تنگه هرمز، نخستین نشانه جدی از مذاکرات پس از ماهها درگیری و اختلال در تجارت انرژی است. با این حال بازگشت چند کشتی به این آبراه الزاماً به معنای پایان بحران نیست، زیرا مسئله هرمز دیگر فقط امنیت عبور کشتیها نیست و به بخشی از منازعه بزرگتر منطقه تبدیل شده است.
به گزارش بازتاب، تنگه هرمز روی نقشه جهان، باریکهای آبی میان ایران و عمان است، اما در اقتصاد جهانی نقشی بسیار بزرگتر از ابعاد جغرافیایی خود دارد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا برآورد کرده بود که در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی، معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی، از این مسیر عبور میکرد. بخش مهمی از تجارت گاز طبیعی مایع نیز به هرمز وابسته است. به همین دلیل هر خبر درباره بستهشدن یا بازگشایی این تنگه بلافاصله در بازارهای نفت، گاز، حملونقل، بیمه و حتی مواد غذایی بازتاب پیدا میکند.
گفتوگوهای تازه ایران و عمان بر ایجاد یک مسیر موقت برای عبور ایمن کشتیها، پاکسازی مینها و طراحی سازوکاری مشترک برای مدیریت تردد متمرکز شده است. طبق گزارش رویترز، دو طرف به مرحلهای پیشرفته از مذاکرات رسیدهاند، اما اختلاف ایران و آمریکا درباره تحریمها، محاصره بنادر و شرایط بازگشت کامل کشتیرانی همچنان حل نشده است.
نکته مهم این است که توافق احتمالی تهران و مسقط را نباید با توافق نهایی بر سر هرمز یکی گرفت. یک مسیر موقت میتواند خطر برخورد نظامی و توقیف کشتیها را کاهش دهد، اما تا زمانی که شرکتهای بیمه، مالکان کشتیها، پالایشگاهها و بانکهای تأمینکننده اعتبار از امنیت سفر مطمئن نشوند، تردد به سطح عادی بازنمیگردد. صنعت کشتیرانی تنها بر اساس بیانیههای سیاسی تصمیم نمیگیرد. هزینه بیمه، خطر توقیف محموله، احتمال حمله و امکان تسویه پول، همگی در تصمیم نهایی نقش دارند.
دادههای ثبتشده در روزهای اخیر نیز نشان میدهد مسیر بازگشت به شرایط عادی طولانی است. بر اساس اطلاعات شرکت کپلر که رویترز منتشر کرده، در یکی از آخرین روزهای مورد بررسی فقط پنج کشتی حامل کالا از تنگه عبور کردند، در حالی که متوسط دهروزه ۱۵ کشتی بود. خاموشکردن فرستندههای موقعیتیاب ممکن است آمار واقعی را اندکی تغییر دهد، اما تصویر کلی همچنان روشن است. هرمز هنوز با ظرفیت عادی خود فاصله زیادی دارد.
عمان در این میان فقط یک میانجی سیاسی نیست. موقعیت جغرافیایی این کشور، روابط نسبتاً متوازن آن با ایران، آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس و سابقه میانجیگری در پروندههای دشوار، مسقط را به یکی از معدود پایتختهایی تبدیل کرده که هنوز میتواند با همه طرفها گفتوگو کند. عمان همچنین میداند که ادامه بحران، بنادر، سرمایهگذاری و جایگاه لجستیکی این کشور را نیز تهدید میکند.
برای ایران، توافق موقت دو مزیت دارد. نخست آنکه تهران میتواند بدون پذیرش کامل خواستههای واشنگتن، خود را بخشی از راهحل امنیت دریایی معرفی کند. دوم آنکه بازگشت حتی محدود تردد، فشار سیاسی کشورهای آسیایی واردکننده انرژی را کاهش میدهد و امکان ایجاد شکاف میان واشنگتن و شرکای تجاری ایران را بیشتر میکند.
با این حال، فهرست سیاه ۴۵ کشتی که ایران آنها را به نقض مقررات دریایی متهم کرده، نشان میدهد تهران قصد ندارد کنترل خود را بدون دریافت امتیاز کنار بگذارد. چند پالایشگاه هندی و یک شرکت بزرگ بینالمللی انرژی نیز به دلیل خطر توقیف یا جریمه، استفاده از این کشتیها را متوقف یا بازبینی کردهاند.
در طرف مقابل، آمریکا بازگشایی هرمز را از سیاست فشار اقتصادی علیه ایران جدا نمیبیند. واشنگتن میخواهد مسیر صادرات انرژی کشورهای عربی باز شود، بیآنکه تهران بتواند از این بازگشایی برای افزایش درآمد نفتی خود استفاده کند. ایران نیز بعید است امنیت کامل مسیر را بدون دریافت امتیازی در حوزه تحریمها تضمین کند. همین تضاد، قلب بحران کنونی است.
توافق ایران و عمان میتواند هرمز را از آستانه برخورد نظامی دور کند، اما هنوز قادر نیست همه قفلهای آن را باز کند. آزمون واقعی زمانی آغاز میشود که نخستین نفتکشهای بزرگ با پوشش کامل بیمه و بدون خاموشکردن سامانه موقعیتیاب از مسیر عبور کنند. تا آن زمان بازار نفت به هر خبر مثبت واکنش نشان خواهد داد، اما این واکنش بیش از آنکه نشانه حل بحران باشد، بیانگر عطش بازار برای یافتن نشانهای از کاهش خطر است.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.