اگر بهشتی امروز بود، چه نسخه ای برای ایران داشت !؟
هفتم تیر، تنها سالروز شهادت یکی از بزرگترین معماران جمهوری اسلامی نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی اندیشه مردی که بسیاری او را با مظلومیت و شهادتش میشناسند، در حالی که مهمترین میراث او، “شیوه اندیشیدن” و “شیوه اداره کردن” بود!
اما در آستانه چهل و چهارمین سالگرد ترور و شهادت این اندیشمند بزرگ و صدالبته مظلوم در حیات و ممات، شاید مهمترین پرسش امروز این باشد: اگر شهید آیتالله دکتر بهشتی امروز در میان ما بود، چه نسخه اجرایی برای ایران داشت؟
بدون تردید، پاسخ را نباید در حدس و گمان جست، بلکه باید در آثار، سخنان و سیره مدیریتی او یافت!
شهید بهشتی از معدود شخصیتهایی بود که میان آرمانگرایی و واقعبینی، اخلاق و اقتدار، سیاست و معنویت جمع کرده بود. او نه در دام شعارزدگی گرفتار میشد و نه به بهانه عملگرایی، از اصول فاصله میگرفت. برای او، جمهوری اسلامی پیش از آنکه مجموعهای از ساختارها باشد، یک نظام عقلانی بود؛ نظامی که بر پایه قانون، تخصص، گفتوگو، عدالت و مسئولیتپذیری استوار میشود.
یکی از وجوه کمتر دیدهشده شخصیت او، نگاهش به “انسانسازی” و “کادرسازی” بود. بهشتی اعتقاد داشت که دوام هر نظام، بیش از آنکه به ساختمانها و سازمانها وابسته باشد، به تربیت انسانهای صالح، متخصص و مسئولیتپذیر وابسته است. او مدیر تربیت میکرد، نه مدیرسالاری. نهاد میساخت، نه حلقههای قدرت!
ویژگی مغفول دیگر او که در فضای سیاسی و اجتماعی حساس این روزهای کشور بیشتر احساس می شود هنر “مدیریت اختلاف” بود! بهشتی اختلاف نظر را تهدید نمیدید، بلکه آن را لازمه پویایی جامعه میدانست؛ مشروط بر آنکه در چارچوب اخلاق، قانون و منطق باقی بماند. او اهل تهدید و حذف نبود، اهل اقناع بود؛ اهل هیاهو نبود، اهل استدلال بود.
رهبر شهید انقلاب بارها شهید بهشتی را “یک شخصیت مظلوم و ناشناخته” توصیف می کردند؛ که شاید یکی از جلوههای این ناشناختگی، همین باشد که هنوز اندیشه مدیریتی او کمتر از مظلومیتش شناخته شده است! و در پیام اخیر مقام معظم رهبری (آیت الله سیدمجتبی خامنه ای) از آن با عنوان “شخصیت ای برجسته با تلاشی بی وقفه تا لحظه شهادت” یاد شد.
بنابراین؛ اگر قرار است از شهید بهشتی تجلیل کنیم، بهترین راه آن است که روش او را در اداره امور، در تربیت نسل جدید مدیران و در ترجیح عقلانیت بر هیاهو، برای ایران امروز و فردا دوباره زنده کنیم و به راستی اگر بهشتی امروز در برابر مسائل ایران قرار میگرفت چه توصیه ای برای مسئولین و مردم داشت؟
احتمالاً نخستین توصیهاش به مسئولان، بازگشت به قانون، شایستهسالاری ، پاسخگویی و پرهیز از اختلافات بود. او هشدار میداد که هیچ سرمایهای برای یک حکومت ارزشمندتر از اعتماد مردم نیست و این اعتماد نه با تبلیغات، بلکه با عدالت، صداقت، کارآمدی، پرهیز از تندروی و تحمل نقد به دست میآید. از مدیران میخواست به جای گروه گرایی و ساختن دوقطبیهای سیاسی، با اتحاد و وحدت رویه تصمیم بگیرند و سرمایه انسانی کشور را تقویت کنند، میدان را برای نخبگان باز کنند و تصمیمهای بزرگ را در راستای مصلحت کشور و بر پایه کارشناسی و گفتوگوی صادقانه و اتخاذ کنند.
و نسخه او برای مردم نیز، تنها مطالبهگری نبود! بهشتی همواره بر مسئولیت اجتماعی مردم تأکید داشت؛ بر اینکه جامعه، تنها با دولت اصلاح نمیشود. او از مردم میخواست آگاه باشند، اخلاق را فدای رقابتهای سیاسی نکنند، در برابر شایعات و هیجانات زودگذر تهییج و تسلیم نشوند، قانون را پاس بدارند و در ساختن آینده کشور، خود را شریک بدانند و حتماً و حتماً انسجام اجتماعی خود را تقویت و حفظ کنند!
امروز که کشور بیش از هر زمان دیگری به حفظ انسجام اجتماعی، همافزایی نخبگان، ارتقای بهرهوری و بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد، بازگشت به این بخش از میراث فکری شهید بهشتی ضرورتی دوچندان یافته است. جامعه امروز بیش از هر چیز به مدیرانی نیاز دارد که اهل برنامه باشند، نه نمایش؛ اهل گفتگو باشند نه شانتاژ، اهل تربیت نیرو باشند، نه انحصار قدرت؛ اهل گفتوگو باشند، نه حذف؛ و اهل خدمت باشند، نه شهرت!
و در خاتمه مجدداً باید یادآوری کرد که هفتم تیر، تنها یادآور یک جنایت تروریستی نیست؛ یادآور فقدان مردی است که اندیشهاش هنوز میتواند راهگشای بسیاری از مسائل امروز ایران باشد!
و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، جای خالی “بهشتیها” در عرصه مدیریت و حکمرانی احساس میشود؛ انسانهایی که در وجودشان سیاست، اخلاق، اعتقاد و مدیریت به یک نقطه تلاقی میرسید و همین، آنان را به سرمایهای ماندگار برای انقلاب و ایران تبدیل میکرد!
دکتر مهدی علیخانی صدر/ تحلیلگر امور سیاسی و حکمرانی











