پرونده مرگ مرموز یک پسر جوان که از بالکن یک ساختمان در تهران به پایین سقوط کرده، با صدور کیفرخواست مشارکت در قتل عمد برای دو متهم، در دادگاه کیفری یک استان تهران در حال رسیدگی است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که یک دختر جوان به نام فریبا بهطور همزمان با دو پسر به نامهای بابک و ساسان ارتباط پنهانی داشت. این ارتباط دوگانه، سرانجام به فاجعهای تلخ منجر شد که هنوز ابعاد آن در هالهای از ابهام قرار دارد.
ماجرای روز حادثه؛ دعوا و سقوط مرگبار
بر اساس گزارشهای اولیه، بابک که از ارتباط پنهانی دوستش ساسان با فریبا آگاه شده بود، هر سه نفر را به خانهاش دعوت کرد. پس از یک ساعت، بابک به بهانه خرید از خانه خارج شد تا فریبا و ساسان را در فرصتی خلوت قرار دهد.
اما بابک ناگهان بازگشت و با دیدن دوستش در کنار فریبا، دچار عصبانیت شد و با فریبا به دعوا پرداخت. در همین حین، ساسان به یکباره خود را از بالکن به پایین پرتاب کرد.
همسایهها که شاهد این حادثه بودند، به مأموران گفتند که پس از سقوط، ساسان با آخرین نفس خطاب به بابک گفت: «نامرد، من کاری نکرده بودم.»
ساسان بلافاصله به بیمارستان منتقل شد، اما چند ساعت بعد به دلیل شدت جراحات وارده جان باخت.
اظهارات متهمان؛ عذاب وجدان یا قتل عمد؟
فریبا در تحقیقات گفت: «من و بابک از مدتها قبل دوست بودیم و همدیگر را دوست داشتیم تا اینکه از طریق بابک با دوستش ساسان آشنا و به هم علاقهمند شدیم. چند هفتهای بود که به طور پنهانی با او ارتباط برقرار کرده بودم. اما هردو تلاش میکردیم کسی متوجه ارتباط ما نشود. روز حادثه بابک با عصبانیت شروع به دعوا با من کرد و ساسان هم به خاطر عذاب وجدان خودش را به پایین انداخت.»
بابک نیز با تکرار همین روایت، اتهام مشارکت در قتل را رد کرد و گفت: «ساسان مواد مخدر مصرف میکرد و سابقه خودکشی هم داشت. روز حادثه وقتی متوجه ارتباط او و فریبا شدم بشدت حالم بد شد چون من فریبا را دوست داشتم. اما اینها دلیلی برای کشتن دوستم نبود. من و فریبا در حال بحث و جدل بودیم که ساسان به یکباره خودش را از بالکن به پایین انداخت.»
کیفرخواست مشارکت در قتل عمد
با وجود این اظهارات، تناقضهایی در روایت متهمان و همچنین اظهارات همسایهها موجب شد که مقامات قضایی برای هر دو متهم کیفرخواست مشارکت در قتل عمد صادر کنند و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شود.
جلسه دادگاه؛ درخواست قصاص و دفاعیات متهمان
در ابتدای جلسه دادگاه، مادر مقتول درخواست قصاص کرد و از آنجا که پدر ساسان از چند سال قبل ناپدید شده بود، از طرف قوه قضائیه و به نیابت از پدر نیز درخواست قصاص مطرح شد.
پس از آن، فریبا و بابک هر یک به جایگاه رفتند و روایت خود را تکرار کردند.
وکیل بابک در دفاع از موکل خود گفت: «اگر ساسان مورد سوءقصد قرار گرفته بود، قطعاً باید آثار جراحت و مقاومت روی بدن او یا موکلم دیده میشد، اما همه شواهد نشان میدهد موکلم نقشی در مرگ ساسان نداشته است.»
نظریه کارشناسی؛ خودکشی یا قتل؟
یکی از مهمترین نکات این پرونده، عدم وجود آثار نزاع و جراحت بر روی بدن مقتول است که میتواند نظریه خودکشی را تقویت کند. با این حال، کیفرخواست صادره نشان میدهد که مقامات قضایی قرائن و شواهد کافی برای طرح اتهام مشارکت در قتل را داشتهاند.
پس از پایان جلسه دادگاه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. اکنون باید دید که دادگاه کیفری تهران چه تصمیمی در این پرونده خواهد گرفت.
ساسان، پسر جوانی که در این ماجرا جان خود را از دست داد، به گفته متهمان سابقه مصرف مواد مخدر و خودکشی داشته است؛ موضوعی که میتواند در تصمیم نهایی دادگاه تأثیرگذار باشد.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.