پرش به محتوای اصلی

قتل در بزم شبانه؛ اعتراف قاتل: مست بودم و دست به چاقو شدم

کد خبر 1223497
قتل در بزم شبانه

ساعت ۶ صبح روز چهارشنبه، بیست‌وهفتم خردادماه، مرد رهگذری با اداره پلیس تهران تماس گرفت و از کشف جسد خونین مرد جوانی در بوستان ارغوان، نزدیکی میدان موج در شمال‌غرب تهران، خبر داد.

با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان به سرعت راهی محل شدند و پس از تأیید کشف جسد، موضوع را به بازپرس کشیک قتل اطلاع دادند. دقایقی بعد، قاضی سالار صنعتگر، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شد و تحقیقات جنایی را آغاز کرد.

شناسایی مقتول؛ ارژنگ ۳۷ ساله

مأموران در نخستین گام، با بررسی اوراق و مدارک همراه جسد، هویت مقتول را «ارژنگ»، مردی ۳۷ ساله، شناسایی کردند. بررسی‌های اولیه نشان داد ارژنگ در جریان یک درگیری و بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده است.

جسد مقتول برای انجام معاینات تخصصی و تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان تحقیقات خود را برای شناسایی عامل جنایت ادامه دادند.

قرار ملاقات با دوست قدیمی؛ اختلافات قبلی

اعضای خانواده ارژنگ در جریان تحقیقات به مأموران گفتند که مقتول شب حادثه با یکی از دوستان قدیمی‌اش به نام «سیروس» قرار ملاقات داشته است. به گفته خانواده، ارژنگ و سیروس مدتی بود با یکدیگر اختلاف پیدا کرده بودند.

تحقیقات نشان داد سیروس از افراد خلافکار بوده و معمولاً همراه دوستانش به پاتوقی در همان حوالی رفت‌وآمد داشته است. شواهد حکایت از آن داشت که وی شب حادثه پس از درگیری با ارژنگ و زخمی کردن او، از محل گریخته است.

با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران راهی خانه سیروس شدند، اما دریافتند که وی پس از حادثه به مکان نامعلومی گریخته است.

رد متهم در خانه‌باغ پدری؛ بازداشت در عملیات غافلگیرانه

همزمان با ادامه تحقیقات، سیروس به دستور بازپرس تحت تعقیب قرار گرفت. مأموران در بررسی‌های تخصصی و فنی، ردی از متهم فراری به دست نیاوردند، اما در ادامه دریافتند که وی قصد دارد به صورت غیرقانونی از مرزهای غربی کشور خارج شود.

دو روز قبل، تیم جنایی با انجام بررسی‌های فنی موفق شد رد متهم را در یکی از روستاهای شهرستان تبریز به دست آورد. کارآگاهان متوجه شدند پدر متهم در آن روستا یک خانه‌باغ قدیمی دارد و سیروس پس از فرار از تهران در آنجا مخفی شده است.

مأموران با اخذ حکم قضایی راهی تبریز شدند و پس از شناسایی مخفیگاه، او را در عملیاتی غافلگیرانه بازداشت کردند.

اعتراف به قتل؛ مستی مرگبار

قاتل صبح دیروز برای انجام بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در مقابل بازپرس شعبه سوم، با اظهار پشیمانی به قتل ارژنگ اعتراف کرد.

روایت متهم از شب جنایت

سیروس، مردی ۳۱ ساله، در بازجویی‌ها مدعی شد که با مقتول هیچ‌گونه اختلافی نداشته و درگیری مرگبار را در حالت مستی رقم زده است.

با مقتول چه اختلافی داشتی؟

«مقتول بچه‌محل من بود و اصلاً با او اختلافی نداشتم. حتی با هم دوست بودیم. با پدرش هم دوست هستم و هر دو در پیک موتوری کار می‌کردیم.»

اگر اختلافی نداشتی، چرا او را به قتل رساندی؟

«من قصد قتل نداشتم. آن شب همه مست بودیم که این اتفاق افتاد. باور کنید آن‌قدر مست بودم که هنوز هم نمی‌دانم چه شد که با هم درگیر شدیم.»

شب حادثه چه گذشت؟

«پاتوق من و دوستانم در همان نزدیکی بود. آن شب من و تعدادی از دوستانم آنجا بودیم و جگر و بال مرغ سفارش داده بودیم که ارژنگ هم به جمع ما اضافه شد. یکی از دوستانم چند بطری مشروب آورده بود و شروع به خوردن کردیم. دوستانم کم خوردند، اما من جوگیر شدم و خیلی مشروب خوردم. آن‌قدر مست شده بودم که اصلاً حال خودم را نمی‌فهمیدم. فقط یادم است که با هم درگیر شدیم و من دست به چاقو شدم و او را زدم.»

بعد از جنایت چه کردی؟

«وقتی دیدم ارژنگ خونین روی زمین افتاده، تازه فهمیدم چه اشتباهی کرده‌ام. از ترس فرار کردم. دوستانم هم همراه من فرار کردند. روز بعد از طریق دوستانم باخبر شدم که جسد ارژنگ پیدا شده و او فوت کرده است.»

چرا فرار کردی؟

«از قصاص می‌ترسیدم. کلید یدک باغ پدری‌ام را برداشتم و به روستای پدری‌ام رفتم و آنجا مخفی شدم.»

چطور شناسایی شدی؟

«چند روز قبل برای خرید از باغ بیرون آمدم. یک پسر جوان بسیجی به من مشکوک شد و گفت: «تو غریبه هستی، اینجا چه کار می‌کنی؟» مجبور شدم با او درگیر شوم. بعد از این درگیری ترسیدم و با خاله‌ام تماس گرفتم، اما خبر نداشتم که مأموران تلفنم را رصد کرده‌اند و از این طریق مخفیگاهم را شناسایی کردند.»

سابقه هم داری؟

«بله، سابقه درگیری و دعوا دارم و مدتی هم زندان بودم، اما وقتی آزاد شدم، توبه کردم و به‌عنوان پیک موتوری مشغول به کار شدم. متأسفانه مشروب خوردن زندگی‌ام را سیاه کرد و باعث شد قاتل شوم.»

معتاد هم هستی؟

«بله، تریاک مصرف می‌کنم.»

حرف آخرت؟

«پشیمانم، ای کاش آن شب مشروب نخورده بودم.»

روزنامه جوان

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.