چرا دلار ممکن است در بازارهای جهانی سقوط بیشتری را تجربه کند؟
بازتاب – اعتماد بینالمللی به دلار آمریکا، گرچه مهمترین ستون اقتصاد جهانی است، در سالهای اخیر بهشدت شکنندهتر شده است. ویلیام ترایبر، مقام قدیمی فدرال رزرو در دهه ۱۹۶۰، هشدار داده بود که حفظ اعتبار دلار نیازمند هوشیاری دائمی و مدیریت دقیق است. اکنون این مسئولیت بر دوش فدرال رزرو و وزارت خزانهداری آمریکا است و کوین وارش، گزینه پیشنهادی ترامپ برای ریاست فدرال رزرو، قرار است در میانه یک دوره حساس رهبری مهمترین بانک مرکزی جهان را برعهده گیرد.
به نوشته اکونومیست؛ از ابتدای سال ۲۰۲۵، ارزش دلار حدود ۱۰ درصد کاهش یافته و نگرانیها درباره سیاستهای داخلی و تجاری آمریکا شدت یافته است. تغییرات عمدهای در ساختار سرمایهگذاری خارجی در آمریکا رخ داده است؛ سرمایهگذاران خارجی بیشتر به داراییهای پرریسک مانند سهام روی آوردهاند و سهم دلار در ذخایر ارزی بانکهای مرکزی جهان از ۷۲ درصد در ۱۹۹۹ به ۵۷ درصد امروز رسیده است. در این میان، ارزهای دیگر مانند دلار استرالیا، کانادا و ین ژاپن بهعنوان جایگزین جزئی عمل کردهاند و ذخایر طلا نیز به خاطر نگرانیهای ژئوپلیتیکی افزایش یافته است.
ذخایر ارزی تنها بخش کوچکی از تقاضای جهانی برای دلار را تشکیل میدهند. حدود ۲۰ سال پیش، اوراق قرضه دولتی آمریکا که توسط دولتها و بانکهای مرکزی خارجی نگهداری میشد، ۳۸ درصد از کل سرمایهگذاری خارجی در آمریکا را شامل میشد، اما این سهم امروز به ۱۳ درصد کاهش یافته است. این نشاندهنده کاهش اعتماد مستقیم به اوراق خزانه آمریکاست.
سرمایهگذاران بیشتر به دنبال سودآوری هستند تا پناهگاه امن؛ سهم سهام آمریکایی در پرتفوی خارجیها طی دو دهه اخیر تقریباً سه برابر شده است. این روند ناشی از بهبود سیاستهای اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و نوآوری و سودآوری بالای شرکتهای آمریکایی است. با این حال، سال گذشته، به دنبال تعرفههای ترامپ و نگرانی از حباب هوش مصنوعی، اعتماد به سهام آمریکایی کاهش یافت و بازده آنها پنج درصد کمتر از میانگین جهانی بود. سهام فناوری بزرگ که سالها موتور رشد بازار آمریکا بودند، طی چند ماه اخیر تقریباً راکد ماندهاند و این موضوع نگرانیها را افزایش داده است.
سرمایهگذاران دیگر به اوراق خزانه آمریکا بهعنوان پناهگاه امن اتکا نمیکنند. پس از اعلام تعرفههای گسترده ترامپ، بازده اوراق خزانه بلندمدت افزایش یافت، در حالی که بازار سهام سقوط کرد؛ این نشان میدهد که وقتی خود دولت آمریکا عامل آشفتگی است، نمیتوان به اوراق خزانه به چشم پناهگاه امن نگاه کرد.
اگرچه عده کمی سرمایههای خود را از آمریکا خارج کردهاند، برخی صندوقهای بزرگ کاهش نگهداری اوراق خزانه آمریکا را آغاز کردهاند. در مقابل، برخی سرمایهگذاران دولتی همچنان فرصتهایی در آمریکا میبینند و سرمایهگذاریهای دولتی افزایش یافته است. اما بسیاری برای کاهش ریسک دلاری، به پوشش ریسک روی آوردهاند که باعث کاهش ارزش دلار شده و انتظار میرود این روند ادامه یابد.
پوشش ریسک میتواند زمینهساز تغییرات بزرگتر باشد؛ مؤسسات بزرگ پرتفوی خود را متنوع میکنند و به سمت بازارهای اروپا و آسیا حرکت میکنند. از سوی دیگر، بازده اوراق قرضه کشورهای توسعهیافته دیگر افزایش یافته و اختلاف بازده با اوراق خزانه آمریکا کاهش یافته است، که جذابیت سرمایهگذاری در آمریکا را محدود کرده است.
اگر سرمایهگذاران بزرگ و صبور بهطور گستردهای سرمایههای خود را از آمریکا خارج کنند، دلار تحت فشار شدید قرار خواهد گرفت و ممکن است سقوطی مشابه دوره پس از بحران داتکام را تجربه کند. ورود وارش به فدرال رزرو نیز نشانهای از آغاز دورهای پرابهام برای دلار است؛ فردی با گرایش انقباضی که اخیراً رویکرد ملایمتری اتخاذ کرده، اما همچنان سیاسیتر از پیشینیانش است.
به نظر می رسد دلار هنوز رقیب جدی ندارد، اما جذابیت آن بیش از پیش به عملکرد قوی داراییهای آمریکایی وابسته است؛ پایهای شکننده که آینده دلار را در هالهای از ابهام قرار داده است. همانطور که وارش جوان در سال ۲۰۱۰ گفته بود: «دلار ارز ذخیره جهان است و مزایای کلیدی به همراه دارد، اما این حقالزحمه تولد ما نیست؛ باید آن را کسب کنیم و دوباره کسب کنیم.» اکنون، بیش از هر زمان دیگری، این پیام اهمیت ویژهای یافته است.











