همزمانی گزارشها درباره عبور نفتکشها با سامانههای ردیابی خاموش، تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا، افزایش تولید تجهیزات دفاعی ایران و طرح دوباره ایده ایجاد سازوکار امنیتی بومی در خلیج فارس، نشان میدهد منازعه منطقهای از مرحله رویارویی مستقیم عبور کرده و وارد دورهای پیچیدهتر شده است؛ دورهای که در آن، مسیرهای انتقال انرژی، تحریمهای ثانویه، توان بازدارندگی و ابتکارهای سیاسی، اجزای یک نبرد واحد را تشکیل میدهند.
به گزارش بازتاب– برآیند اطلاعات منتشرشده در ۳۱ مرداد حاکی از آن است که هیچیک از طرفها هنوز نتوانستهاند اراده خود را بهطور کامل بر دیگری تحمیل کنند. آمریکا و تولیدکنندگان عرب منطقه با استفاده از اسکورت دریایی، خاموشکردن فرستنده نفتکشها، انتقال کشتیبهکشتی و فعالکردن مسیرهای جایگزین میکوشند بخشی از اختلال ایجادشده در صادرات انرژی را جبران کنند. در مقابل، ایران همچنان تنگه هرمز را یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی خود میداند و در کنار افزایش ظرفیت دفاعی، بر ضرورت شکلگیری ترتیبات امنیتی مستقل از قدرتهای فرامنطقهای تأکید دارد.
آنچه اکنون در خلیج فارس جریان دارد، صرفاً کشمکش بر سر عبور چند نفتکش نیست. مسئله اصلی این است که چه طرفی قواعد تردد، امنیت انرژی و مناسبات سیاسی آینده منطقه را تعیین خواهد کرد.
نفتکشهایی که از صفحه رادارهای عمومی ناپدید میشوند
سیانان در گزارشی مدعی شده است که شماری از نفتکشهای حامل نفت کشورهای عربی، با خاموشکردن سامانه شناسایی خودکار یا AIS و با پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا از تنگه هرمز عبور میکنند. بر اساس این روایت نفتکشها پس از بارگیری در بنادر خلیج فارس، فرستندههای خود را خاموش میکنند، شبانه از تنگه میگذرند و در دریای عمان محموله خود را به کشتیهای دیگری تحویل میدهند.
نفتکش «کیکو» نمونهای است که در این گزارش بهتفصیل شرح داده شده است. این کشتی پس از بارگیری در قطر در نزدیکی سواحل دبی از سامانههای عمومی ردیابی ناپدید شد و روز بعد در آن سوی تنگه هرمز دوباره ظاهر شد. تصاویر ماهوارهای مورد استناد سیانان نشان میداد که این نفتکش در نزدیکی سواحل امارات، عملیات انتقال نفت به یک نفتکش دیگر را انجام داده است.
رادارهای نظامی، تجهیزات مراقبت ساحلی و تصاویر ماهوارهای میتوانند شناورهای بزرگ را شناسایی کنند. با این حال حذف اطلاعات عمومی مربوط به هویت، موقعیت و مسیر کشتی، رصد لحظهای آن را دشوارتر میکند و میتواند زمان واکنش احتمالی را کاهش دهد.
بر پایه دادههای مطرحشده در همین گزارش، حدود ۸۰ درصد تردد کشتیها در دو هفته گذشته به شکل موسوم به «تاریک» انجام شده است. البته اختلالهای GPS ناشی از شرایط درگیری نیز میتواند بخشی از ناپدیدشدن سیگنالها یا مغایرت میان دادههای ردیابی و تصاویر ماهوارهای را توضیح دهد.
با وجود این ملاحظه افزایش ۲۷ درصدی شمار کشتیهای عبوری از تنگه طی هفته گذشته، که به نقل از سازمان تجارت دریایی بریتانیا گزارش شده، نشان میدهد شیوههای جدید انتقال نفت دستکم توانستهاند تعدای از کشتی ها را تنگه هرمز عبور دهند به طوریکه ادعا شده است در این بازه ۱۰۳ کشتی وارد تنگه شدهاند و ۸۹ کشتی نیز از آن خارج شدهاند.
دو روایت متفاوت از میزان عبور نفت
درباره حجم واقعی انتقال نفت از هرمز، اختلاف آماری قابلتوجهی وجود دارد. برآورد وزارت انرژی آمریکا از عبور روزانه هشت تا ۹ میلیون بشکه حکایت دارد، در حالی که دادههای شرکتهای ردیابی دریایی و برخی تحلیلگران، رقمی بهمراتب پایینتر را نشان میدهد. خاموشبودن فرستندهها میتواند بخشی از این فاصله را توضیح دهد، اما همین اختلاف نشان میدهد که تصویر روشنی از میزان واقعی تردد در دسترس افکار عمومی نیست.
پیش تر بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور میکرد. حتی اگر برآورد هشت تا ۹ میلیون بشکهای آمریکا را مبنا قرار دهیم، جریان کنونی همچنان کمتر از نصف وضعیت پیش از جنگ است. در نتیجه عملیات اسکورت و عبورهای خاموش را نمیتوان راهحلی برای بازگرداندن بازار به شرایط عادی دانست. این سازوکار در بهترین حالت، مسیری موقت برای کاهش شدت بحران و جلوگیری از توقف کامل صادرات است.
عبور محدود نفتکشهای عراقی با مجوز ایران نیز وجه دیگری از وضعیت کنونی را آشکار میکند. این اقدام نشان میدهد کنترل تردد در هرمز علاوه بر کارکرد نظامی، میتواند به ابزاری برای تنظیم مناسبات سیاسی با همسایگان تبدیل شود. عراق اعلام کرده است که از جنگ آسیب اقتصادی سنگینی دیده و نمیخواهد به یکی از طرفهای درگیری تبدیل شود. اعطای مجوز به نفتکشهای عراقی را میتوان نشانهای از تلاش تهران برای تفکیک کشورهای همسایه از ائتلاف فشار آمریکا ارزیابی کرد.
فشار همزمان بر هرمز و بابالمندب
مسیر جایگزین عربستان نیز با محدودیتهای تازهای روبهرو شده است. ریاض بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند تا وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهد. با این حال گزارشها از کاهش بیش از یکسومی تردد نفتکشها در ینبع پس از اعلام محاصره کشتیهای سعودی در بابالمندب حکایت دارد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده عربستان برای مقابله با این وضعیت به استفاده از نفتکشهای شاتل، خط لوله سومد مصر و بندر سیدی کریر در مدیترانه روی آورده است. این شبکه میتواند انتقال نفت را ادامه دهد، اما تعداد کشتیهای مورد نیاز و مدت سفر محمولههای عازم آسیا را افزایش میدهد.
جایگزینکردن هرمز با مسیر دریای سرخ، خطر را حذف نمیکند، بلکه آن را به نقطه دیگری از زنجیره انتقال انرژی منتقل میسازد. اگر هرمز و بابالمندب همزمان با اختلال جدی روبهرو شوند، هزینه حملونقل، بیمه و زمان تحویل محمولهها بهطور محسوسی افزایش خواهد یافت.
اقتصادهای عربی زیر فشار جنگ انرژی
گزارش فایننشال تایمز درباره قطر، تصویری از هزینههایی ارائه میدهد که اختلال در زیرساختهای انرژی بر اقتصادهای منطقه تحمیل کرده است. مطابق این گزارش، دوحه بودجه دستگاههای دولتی را تا ۳۰ درصد و کمکهای خارجی را حدود ۸۵ درصد کاهش داده و برای حفظ نقدینگی به صندوق ثروت ملی خود متوسل شده است.
همچنین ادعا شده آسیب واردشده به راسلفان، ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع قطر را ۱۷ درصد کاهش داده و بازگشت کامل آن به وضعیت عادی ممکن است سه تا پنج سال زمان ببرد. صندوق بینالمللی پول نیز، بر پایه همین متن، کاهش ۸٫۶ درصدی تولید ناخالص داخلی قطر در سال ۲۰۲۶ را پیشبینی کرده است.
این ارقام در صورت تحقق نشان میدهند که طولانیشدن بحران صرفاً درآمدهای روزانه انرژی را کاهش نمیدهد، بلکه برنامههای توسعهای، کمکهای خارجی و توازن مالی دولتهای منطقه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. استفاده از صندوقهای ثروت ملی میتواند در کوتاهمدت از شدت فشار بکاهد، اما جایگزینی پایدار برای درآمدهای نفت و گاز نیست.
خطر انسانی بحران نیز در حال افزایش است. بر اساس اعلام سازمان بینالمللی دریانوردی، از آغاز محاصره تنگه هرمز ۶۸ حادثه و ۱۹ مورد مرگ دریانوردان ثبت شده است. این آمار یادآوری میکند که ادامه وضع موجود، تنها مسئلهای میان دولتها و شرکتهای نفتی نیست و جان خدمه کشتیهای تجاری را نیز در معرض خطر قرار داده است.
بازار نفت هنوز دوام آورده، اما ذخایر محدودند
بازار جهانی انرژی تا این مرحله انعطافپذیری قابلتوجهی نشان داده است. افزایش تولید در برزیل، گویان، ونزوئلا و آمریکا، استفاده از ذخایر راهبردی، کاهش تقاضا در اثر رشد قیمتها و توسعه مسیرهای جایگزین، مانع از جهش کنترلناپذیر بهای نفت شده است.
با این حال، این تعادل بر پایه مصرف ذخایری شکل گرفته که نامحدود نیستند. در متن مورد استناد ادعا شده است ذخایر جهانی نفت در طول جنگ ممکن است تا ۱٫۹ میلیارد بشکه کاهش یافته باشد و آمریکا نیز ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری خود آزاد کرده است. چین نیز برای مهار فشار بازار از ذخایر خود استفاده کرده و واردات نفت خام را کاهش داده است.
اگر این روند ادامه یابد، بازار با دو مسئله روبهرو خواهد شد. نخست اینکه ذخایر مصرفشده باید در آینده دوباره پر شوند و همین موضوع تقاضای تازهای ایجاد خواهد کرد. دوم اینکه در صورت تداوم کمبود، افزایش شدید قیمتها به ابزار ناخواسته بازار برای کاهش مصرف تبدیل میشود.
فشار در بخش فرآوردههای پالایشی حتی میتواند شدیدتر باشد. آسیبدیدن پالایشگاههای منطقه، کاهش صادرات سوخت روسیه و محدودیت صادرات فرآوردههای چین باعث شده است بنزین، گازوئیل و سوخت جت با کمبود ظرفیت پالایشی مواجه شوند. به همین دلیل، ممکن است قیمت سوخت سریعتر از بهای نفت خام افزایش پیدا کند و آثار تورمی بحران را به اقتصادهای مصرفکننده منتقل سازد.
واشنگتن به دنبال تشدید محاصره اقتصادی
در کنار عملیات دریایی، آمریکا برای افزایش فشار اقتصادی نیز آماده میشود. بر اساس گزارش رویترز، واشنگتن قصد دارد بستهای از تحریمهای جدید را با تمرکز بر شرکای تجاری ایران اعلام کند. چین که طبق دادههای سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری کرده، یکی از مهمترین مخاطبان این فشارها معرفی شده است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، این اقدام را تلاشی برای تحمیل حاکمیت فرامرزی آمریکا بر دولتهای مستقل دانسته و تأکید کرده است که تحریمهای ثانویه مبنایی در حقوق بینالملل ندارند. گرجستان نیز مطابق اطلاعات منتشرشده، از پیوستن به تازهترین تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران خودداری کرده و تصمیم خود را مبتنی بر منافع ملی دانسته است.
واکنش گرجستان و گزارش محمدباقر قالیباف از دریافت پیامهایی برای همکاریهای اقتصادی جدید نشان میدهد همراهکردن همه کشورها با سیاست فشار حداکثری، حتی در شرایط جنگی نیز تضمینشده نیست. با این حال اثر واقعی تحریمها نه فقط به مواضع سیاسی دولتها، بلکه به رفتار بانکها، شرکتهای بیمه، بنادر و شرکتهای کشتیرانی وابسته خواهد بود؛ بازیگرانی که معمولاً در برابر خطر محرومشدن از بازار و نظام مالی آمریکا محتاطتر عمل میکنند.
همزمان گزارش رویترز درباره نبود اجماع در کاخ سفید بر سر چگونگی پایان جنگ، نشانهای از شکاف میان فشار برای دستیابی به توافق و تمایل به ادامه محاصره اقتصادی است. اظهارات رئیسجمهور عراق مبنی بر اینکه واشنگتن خواهان توافق است نیز در کنار سخنان دونالد ترامپ، که ایران را هنوز آماده «توافق درست» نمیداند، نشان میدهد درِ دیپلماسی کاملاً بسته نشده، اما شرایط بازگشت به مذاکره همچنان محل اختلاف است.
پاسخ ایران با ترکیب بازدارندگی و دیپلماسی منطقهای
در داخل ایران پیام روز صنعت دفاعی بر حفظ و گسترش توان بازدارندگی متمرکز بود. سرپرست وزارت دفاع اعلام کرد خطوط تولید تجهیزات مورد نیاز نیروهای مسلح فعال مانده و سامانههای جدید آفندی و پدافندی در شرایط جنگی وارد میدان شدهاند. بازدید رئیس ستادکل نیروهای مسلح از یک تأسیسات زیرزمینی تولید موشکهای بالستیک و تأکید او بر افزایش کمیت و کیفیت تولیدات نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
انتشار این تصاویر و سخنان، علاوه بر کارکرد داخلی، حامل پیامی بازدارنده برای طرفهای خارجی است. پیام اصلی آن است که حملات و فشارهای نظامی نتوانستهاند چرخه تولید دفاعی ایران را متوقف کنند. با این حال بخش سیاسی مواضع اعلامشده نیز اهمیت کمتری ندارد.
سرپرست وزارت دفاع خواستار شکلگیری ترتیبات جدید در خلیج فارس توسط کشورهای منطقه شد و آمادگی ایران را برای ارائه طرحهایی در زمینه امنیت جمعی اعلام کرد. قالیباف نیز از دریافت پیامهای متعدد کشورهای همسایه درباره همکاریهای اقتصادی و امنیتی جدید خبر داده است.
کنار هم قرار دادن این مواضع نشان میدهد تهران میکوشد از تجربه جنگ برای تقویت ایدهای قدیمی استفاده کند؛ اینکه امنیت خلیج فارس باید با مشارکت کشورهای ساحلی و بدون نقش مسلط قدرتهای فرامنطقهای تأمین شود. موفقیت این طرح، با این حال، به میزان اعتماد متقابل میان ایران و همسایگان عرب، تضمین آزادی کشتیرانی و ارائه سازوکاری قابل سنجش برای جلوگیری از درگیریهای ناخواسته وابسته است.
پرونده هستهای هنوز یکی از مسیرهای احتمالی خروج از بحران
اظهارات الکسی لیخاچف رئیس روساتم، نشان میدهد موضوع هستهای همچنان میتواند یکی از محورهای میانجیگری باشد. او گفته است پیشنهادهای روسیه درباره اورانیوم غنیشده ایران همچنان روی میز قرار دارد و مسکو برای کمک به حل مسئله آماده است، هرچند در حال حاضر مذاکرهای با تهران در این زمینه جریان ندارد.
لیخاچف همچنین وضعیت نیروگاه بوشهر را آرام توصیف کرده و از حضور ۴۲ کارمند روساتم در این مجموعه خبر داده است. ادامه بازگشت متخصصان روسی میتواند نشانهای از حفظ همکاریهای فنی و عادیبودن نسبی فعالیت نیروگاه باشد.
آمادگی روسیه برای ایفای نقش به معنای نزدیکبودن توافق نیست. نبود مذاکره جاری درباره اورانیوم غنیشده و نامشخصبودن وضعیت دسترسیهای نظارتی نشان میدهد فاصله میان اعلام آمادگی و آغاز یک روند عملی همچنان زیاد است. با این همه باقیماندن پیشنهاد روسیه روی میز میتواند در صورت شکلگیری اراده سیاسی، یکی از مسیرهای کاهش تنش باشد.
جنگی که به نقطه تعیینکننده نرسیده است
مجموع اطلاعات موجود تصویری از یک بنبست پرهزینه ارائه میدهد. آمریکا مدعی است با اسکورت نظامی، آزادسازی ذخایر و سازماندهی مسیرهای جایگزین، از توقف کامل جریان انرژی جلوگیری کند، اما نتوانسته عبور نفت از هرمز را به سطح پیش از جنگ بازگرداند یا ایران را به پذیرش شروط خود وادار کند. ایران نیز توانسته اهرم هرمز و ظرفیت بازدارندگی خود را حفظ کند، اما اقتصاد منطقه و مسیرهای تجارت خارجی آن در معرض فشار فزاینده قرار گرفتهاند.
«عبورهای تاریک» شاید در کوتاهمدت برای بازار جهانی زمان بخرند، اما قادر نیستند امنیت پایدار ایجاد کنند. هر سفر با فرستنده خاموش، خطر برخورد، خطای محاسباتی، افزایش هزینه بیمه و وقوع حادثهای تازه را به همراه دارد. از سوی دیگر مصرف گسترده ذخایر نفتی و انتقال بار بحران به پالایشگاهها، به این معناست که فرصت بازار برای سازگارشدن نیز بیپایان نیست.
در چنین شرایطی، یک طرف در پی تثبیت نظم دریایی تحت حمایت نظامی آمریکاست و طرف دیگر، شکلگیری ساختار امنیتی بومی را مطرح میکند. نتیجه این رقابت تعیین خواهد کرد که خلیج فارس پس از جنگ با قواعدی منطقهای اداره میشود یا با حضور گستردهتر و دائمیتر قدرتهای خارجی.
نشانههای محدودی از امکان دیپلماسی دیده میشود؛ از آمادگی روسیه در پرونده هستهای تا ارزیابی عراق درباره تمایل آمریکا به توافق و اعلام آمادگی ایران برای همکاری منطقهای. با این حال، تا زمانی که سازوکاری برای تضمین امنیت کشتیرانی، کاهش فشارهای اقتصادی و بازگشت مرحلهای طرفها به گفتوگو ایجاد نشود، این نشانهها برای تغییر مسیر بحران کافی نخواهد بود.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.