قطر، عمان و پاکستان در روزهای گذشته سه مسیر دیپلماتیک جداگانه اما مکمل را برای کاستن از تنش در تنگه هرمز فعال کردهاند.
تازهترین تحرکات دیپلماتیک نشان میدهد مذاکرات از مرحله تکرار مواضع کلی عبور کرده و به نقطه دشوارتری رسیده است؛ مرحلهای که در آن باید شروط بازگشایی کامل تنگه، نحوه اجرای تعهدات، مسئولیت تأمین امنیت کشتیها و حدود اختیارات کشورهای ساحلی روی کاغذ مشخص شود. اهمیت این تحول در آن است که شکست در تدوین چنین بستهای میتواند هرمز را برای مدتی طولانی در وضعیت چالشی نگه دارد؛ وضعیتی که نه جنگ کامل است و نه صلح، اما هزینه اقتصادی و امنیتی هر دو را به بازار جهانی تحمیل میکند.
به گزارش بازتاب، قطر، عمان و پاکستان از روابط و ظرفیتهای یکسانی برخوردار نیستند و همین تفاوت، مهمترین امتیاز معماری کنونی میانجیگری به شمار میرود. عمان سابقه طولانی میزبانی از تماسهای محرمانه میان ایران و آمریکا را دارد و به دلیل قرار گرفتن در سوی جنوبی تنگه هرمز، نمیتواند صرفاً نقش یک پیامرسان سیاسی را ایفا کند. هر ترتیبات موقت یا دائمی برای عبور کشتیها ناگزیر به مشارکت مسقط نیاز دارد.
وزارت خارجه عمان اعلام کرده است که بدر البوسعیدی و عباس عراقچی درباره ایجاد یک کریدور موقت مشترک، اجرای عملیات مینروبی و ادامه مذاکرات فنی برای تعیین سازوکار دائمی تردد گفتوگو کردهاند. در بیانیه رسمی عمان همچنین از مدیریت ترافیک دریایی، تبادل اطلاعات، خدمات امنیتی و دریانوردی و گفتوگو با دیگر کشورهای ساحلی سخن گفته شده است. این جزئیات نشان میدهد طرح مورد بحث میتواند به هسته اولیه یک نظام جدید برای اداره تردد در تنگه تبدیل شود.
سفر شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، به تهران نیز با هدف بازگرداندن گفتوگوها به چارچوبی اجرایی انجام شد. وزارت خارجه قطر گفته است که در این دیدار بر آزادی دریانوردی، احترام به حاکمیت کشورهای همسایه، کریدور مشترک موقت و پروژه مینروبی تأکید شده است.
پاکستان ضلع سوم این ساختار است. وزارت خارجه پاکستان تأیید کرده است که سفر عاصم منیر به تهران با هدف شکستن بنبست نظامی، کاهش تنش و کمک به بازگشایی هرمز انجام شده است. در نتیجه، قطر بیشتر نقش پیونددهنده سیاسی، عمان نقش طراح ترتیبات دریایی و پاکستان نقش تسهیلکننده امنیتی را بر عهده گرفته است.
عبور از مواضع کلی به فهرست شروط
مهمترین تحول روزهای اخیر، اعلام آمادگی تهران برای تدوین فهرستی از شروط مشخص است. رویترز به نقل از محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گزارش داده است که تهران بنا به درخواست میانجیها در حال تنظیم شروط خود برای بازگشت تردد عادی به تنگه است.
این مرحله از مذاکره از بیان مواضع سیاسی مهمتر است، زیرا هر مطالبه باید به یک تعهد قابل سنجش تبدیل شود. درخواست پایان فشار دریایی بر بنادر ایران باید روشن کند کدام عملیات، در چه محدودهای و با چه جدول زمانی متوقف خواهد شد. مطالبه رفع تحریمها نیز بدون تعیین فهرست تحریمها، ترتیب لغو آنها و سازوکار بازگشتپذیری، قابلیت اجرا ندارد.
هرمز روی نقشه باز است، در بازار نه
ارتش آمریکا ادعا می کند عملیات مینروبی انجام داده و به عبور صدها کشتی کمک کرده است، اما دادههای رهگیری کشتیها که رویترز نقل کرده، حجم فعالیت را تنها حدود ۵ تا ۱۵ درصد شرایط عادی نشان میدهد. سازمان بینالمللی دریانوردی نیز از دهها حادثه و کشته شدن شماری از دریانوردان از زمان آغاز جنگ خبر داده است.
آمارهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا ابعاد اقتصادی اختلال را روشنتر میکند. حجم نفت خام و فرآوردههای نفتی عبوری از هرمز که در سهماهه پایانی سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۱٫۶ میلیون بشکه بود، در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ به حدود ۴٫۹ میلیون بشکه کاهش یافت. قیمت نفت برنت نیز در تابستان تحت تأثیر حملات به نفتکشها و کاهش انتقال نفت تا ۱۰۵ دلار در هر بشکه افزایش یافت.
در این شرایط، شرکتهای کشتیرانی زمانی مسیر عادی را از سر میگیرند که خطر حمله و توقیف کاهش یابد، مینروبی تأیید شود، بیمهگران نرخهای فوقالعاده را پایین بیاورند و یک مرجع قابل اعتماد مسئولیت حوادث احتمالی را بپذیرد.
نگرانی خلیج فارس از یک صلح ناقص
دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس، فشار اقتصادی و دیپلماتیک را بر حملات تازه ترجیح میدهند، اما نگران توافقی هستند که ایران را قادر سازد از یک سو خود را پیروز معرفی کند و از سوی دیگر امکان ایجاد اختلال دوباره در هرمز را حفظ کند.
عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز پژوهشهای خلیج فارس در عربستان سعودی، در گفتوگو با رویترز گفته است دولتهای منطقه اطمینان ندارند که تحریمها بتوانند بهسرعت رفتار تهران را تغییر دهند. ارزیابی آنها این است که ساختار حاکم در ایران توان تحمل فشار و حفظ کنترل داخلی را دارد و نباید انتظار داشت فشار اقتصادی در مدتی کوتاه به تحول سیاسی تعیینکننده منجر شود.
توافقی که هیچ طرفی آن را شکست نداند
واشنگتن میخواهد ایران قدرت اعمال فشار بر هرمز را کنار بگذارد، بدون آنکه در مقابل نقشی رسمی در مدیریت آبراه به تهران واگذار شود. ایران خواهان پایان آن چیزی است که محاصره دریایی بنادر خود میخواند، اما نمیخواهد این نتیجه بهعنوان عقبنشینی در برابر فشار آمریکا معرفی شود. کشورهای عربی نیز خواهان مهار درگیری هستند، بیآنکه ایران بتواند حفظ نفوذ بر تنگه را دستاورد جنگ اعلام کند.
کریدور موقت ایران و عمان میتواند نخستین آزمون عملی برای عبور از این تضاد باشد. اگر مسیر مشترک با جدول زمانی روشن، مینروبی قابل تأیید، مرکز تبادل اطلاعات، قواعد مشخص تردد و تضمین عدم حمله همراه شود، امکان دارد اعتماد تجاری بهتدریج بازگردد و زمینه برای مذاکرات گستردهتر درباره تحریمها و امنیت منطقه فراهم شود.
اگر سه میانجی بتوانند مطالبات پراکنده تهران، نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه و شروط واشنگتن را به بستهای مرحلهبندیشده و قابل راستیآزمایی تبدیل کنند، بازگشایی آبراه میتواند به نخستین گام واقعی برای خروج از جنگ تبدیل شود. در غیر این صورت، هرمز ممکن است برای مدتی طولانی روی نقشه باز، در بیانیهها امن و در محاسبات شرکتهای کشتیرانی همچنان بسته باقی بماند.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.