تحولات یکم شهریور نشان داد سرنوشت جنگ، پس از عبور از مرحله درگیری مستقیم و رسیدن به آتشبس، وارد میدان پیچیدهتری شده است که در آن تنگه هرمز، فشار اقتصادی، آرایش امنیتی منطقه و تلاش میانجیها برای احیای گفتوگو، به اجزای یک معادله واحد تبدیل شدهاند.
به گزارش بازتاب– تهران میکوشد نتیجه مقاومت نظامی را به دستاوردی سیاسی و منطقهای تبدیل کند، در حالی که واشنگتن از احتمال ورود درگیری به «مرحلهای جدید» سخن میگوید و همزمان کانالهای دیپلماتیک از اسلامآباد و مسقط تا بغداد فعالتر شدهاند.
مجموع این تحولات از شکلگیری یک وضعیت دوگانه حکایت دارد. از یک سو پیام بازدارندگی ایران صریحتر شده و مقامهای کشور تأکید دارند فشار اقتصادی بدون پاسخ نخواهد ماند. از سوی دیگر سخنان رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و سید حسن خمینی نشان میدهد در داخل ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، مسیر تفاهمی که بر پایه عزت، حکمت، مصلحت و احترام متقابل باشد، همچنان بسته تلقی نمیشود. بنابراین آنچه جریان دارد نه انتخاب ساده میان جنگ و مذاکره، بلکه تلاشی برای تبدیل توان بازدارندگی به پشتوانه یک توافق قابل دفاع است.
نزاع بر سر روایت نتیجه جنگ
حسین طائب در آیین تکریم فعالان مساجد و محلات گفت ایران درخواست آتشبس یا مذاکره نکرد و این آمریکا بود که ناچار شد به چنین درخواستی تن دهد. او همچنین تأکید کرد طرف مقابل حتی ۶۰ روز به سند حاصلشده در مذاکرات پایبند نماند و با تصور پایان دادن سریع به مقاومت ایران همه توان خود را وارد میدان کرد.
سیدعباس عراقچی هم تهدید اقتصادی دونالد ترامپ را «فیلمی تکراری» توصیف کرد و گفت آمریکا پس از ناکامی در عملیات نظامی بار دیگر به ابزارهای قدیمی خود بازگشته است.
در مقابل مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، مدعی شده است که درگیری بهزودی وارد مرحله جدیدی خواهد شد و متحدان واشنگتن در این مرحله برای پایان دادن به آن کمک خواهند کرد. این سخنان در کنار ادعای او درباره ادامه جابهجایی نفت از تنگه هرمز، نشان میدهد واشنگتن نیز میکوشد از تثبیت روایت پیروزی ایران جلوگیری کند و همچنان خود را برخوردار از ابتکار عمل نشان دهد.
با این حال گزارش خروج دو هواپیمای سوخترسان آمریکایی از بلغارستان، تنها یک ماه پس از استقرار، و اظهارات بری مککافری درباره احتمال از دست رفتن دائمی دسترسی آمریکا به ۱۵ پایگاه در خلیج فارس، تصویری متفاوت ارائه میکند. این موارد نشان میدهند هزینه حضور و میزبانی نیروهای آمریکایی برای برخی کشورهای منطقه و اروپا افزایش یافته و نگرانی از قرار گرفتن در معرض پاسخ ایران به یک متغیر مهم تبدیل شده است.
تنگه هرمز از یک گذرگاه دریایی تا اهرم بازدارندگی
مهمترین تحول در مواضع ایران پیوند زدن جنگ اقتصادی با امنیت جریان انرژی در خلیج فارس است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هشدار داده است که اگر جنگ اقتصادی ادامه پیدا کند، نفت نه از تنگه هرمز و نه از دیگر نقاط خلیج فارس صادر نخواهد شد. او همچنین مشارکت یا حمایت هر کشور از جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را اقدامی جنگی توصیف کرده است.
در کنار این موضع حداکثری، اقداماتی مرحلهبندیشده نیز در حال شکلگیری است. نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس اعلام کرده شناورهایی که ترتیبات ایرانی عبور از تنگه را رعایت نکنند، ممکن است در ترددهای بعدی با جریمه، توقیف یا مصادره روبهرو شوند. این نهاد همچنین هشدار داده کشتیهایی که از طریق انتقال کشتیبهکشتی یا عملیات ترنسشیپ با شناورهای متخلف همکاری کنند، به فهرست تخلف افزوده خواهند شد.
کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز مادهای از طرح «اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت تنگه هرمز» را تصویب کرده است که براساس آن در برابر خدمات دریانوردی، محیطزیستی، بیمهای، ایمنی و سوخترسانی به کشتیهای مجاز، هزینه دریافت خواهد شد. البته مصوبه یک کمیسیون هنوز با تبدیل شدن به قانون نهایی فاصله دارد، اما قرار گرفتن این اقدام در کنار مقررات مربوط به شناورهای متخلف نشان میدهد تهران در حال طراحی مجموعهای از ابزارهای حقوقی، اجرایی و اقتصادی برای مدیریت تردد در تنگه است.
این روند را میتوان بهمنزله ایجاد یک نردبان بازدارندگی تفسیر کرد. در پایینترین سطح، دریافت هزینه خدمات و اعمال مقررات بر کشتیها قرار دارد؛ در سطح بعد، محدودیت، جریمه و توقیف شناورهای متخلف دیده میشود و در بالاترین سطح هشدار درباره توقف کامل صادرات نفت قرار گرفته است. وجود این مراحل به ایران امکان میدهد متناسب با رفتار طرف مقابل واکنش نشان دهد، بدون آنکه از ابتدا ناچار به استفاده از شدیدترین گزینه باشد.
جهان هزینه فشار بر هرمز را محاسبه میکند
بازتاب تحولات تنگه هرمز تنها در مواضع سیاسی دیده نمیشود. حرکت آزمایشی یک کشتی کانتینری کره جنوبی از مسیر قطب شمال به سوی اروپا نشان میدهد کشورهای آسیایی در حال بررسی راههای جایگزین برای مسیرهای سنتی خاورمیانه هستند. این سفر ۴۵ روزه هنوز ماهیتی آزمایشی دارد، اما نفس انجام آن بیانگر این واقعیت است که تداوم اختلال در مسیرهای منطقه میتواند محاسبات بلندمدت شرکتها و دولتها را تغییر دهد.
چین نیز با برداشت از ذخایر نفتی، افزایش اتکا به خودروهای برقی و زغالسنگ و کاهش فعالیت پالایشگاهها توانسته بخشی از افت واردات نفت را جبران کند. براساس ارقام مطرحشده در گزارش الجزیره، واردات روزانه نفت چین از ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۸ میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه در سهماهه دوم سال جاری رسیده است.
این تحولات دو پیام متفاوت برای ایران دارد. در کوتاهمدت، حساسیت اقتصاد جهانی به امنیت خلیج فارس، قدرت بازدارندگی و چانهزنی تهران را افزایش میدهد؛ اما در بلندمدت، اگر بحران ممتد شود، مصرفکنندگان بزرگ انرژی برای کاهش وابستگی خود به مسیرهای تحت تأثیر درگیری سرمایهگذاری خواهند کرد. از این رو ارزش راهبردی هرمز زمانی بیشترین اثر را دارد که بهعنوان اهرمی حسابشده برای تأمین منافع ملی به کار گرفته شود، نه آنکه با طولانی شدن بحران، بازیگران اقتصادی را به خروج دائمی از مسیرهای منطقه ترغیب کند.
میانجیها دوباره وارد میدان میشوند
همزمان با تشدید پیامهای بازدارنده، نشانههای آشکاری از فعال شدن دیپلماسی دیده میشود. سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران از سوی وزارت امور خارجه ایران در چارچوب تقویت روابط دوجانبه و کمک به صلح و امنیت منطقهای معرفی شده است. در مقابل العربیه و آسوشیتدپرس به نقل از منابع خود مدعی شدهاند این سفر با انتقال پیامهایی از سوی آمریکا و تلاش برای بازگرداندن تهران و واشنگتن به میز مذاکره ارتباط دارد.
تماس تلفنی عراقچی و عاصم منیر و ارائه گزارش این سفر در جلسه هیئت دولت، وزن سیاسی مأموریت فرمانده ارتش پاکستان را افزایش میدهد. پاکستان در این چارچوب صرفاً حامل پیام نیست و میکوشد بهعنوان کشوری همسایه و نزدیک و برخوردار از روابط با دو طرف، در شکلدهی به ترتیبات آینده منطقه نقش داشته باشد.
عمان نیز همچنان در صحنه حضور دارد. رایزنی سفیر آمریکا در مسقط با معاون سیاسی وزارت امور خارجه عمان بر همکاری دوجانبه و ثبات منطقهای متمرکز بوده و در متن موجود از گفتوگوی عمان با ایران درباره بازگشایی تنگه هرمز سخن گفته شده است. عراق نیز پیشنهاد تشکیل شورای هماهنگی امنیتی یکپارچه میان ایران و عربستان را مطرح کرده و قاسم الاعرجی، مشاور امنیتی نخستوزیر این کشور، بحران اعتماد را مشکل اصلی روابط تهران و ریاض دانسته است.
قرار گرفتن ابتکارهای پاکستان، عمان و عراق در کنار یکدیگر نشان میدهد کشورهای منطقه نمیخواهند آینده امنیت خلیج فارس صرفاً در چارچوب تصمیم ایران و آمریکا تعیین شود. آنها میکوشند هم از گسترش درگیری جلوگیری کنند و هم سهم خود را در معماری امنیتی پس از بحران افزایش دهند.
صلح از موضع قدرت، نه عقبنشینی از اصول
در فضای داخلی نیز بحث درباره نسبت مقاومت و مصالحه جدیتر شده است. مسعود پزشکیان گفته است یادداشت تفاهم حاصل اجماع کارشناسی کسانی بود که در میدان نظامی، امنیتی، اجرایی، تقنینی و قضایی مسئولیت داشتند. او تأکید کرده است همان افرادی که در برابر دشمن ایستادند، پس از بررسی شرایط به چارچوبی مبتنی بر مصلحت، حکمت و عزت رسیدند.
سید حسن خمینی نیز با اشاره به صلح حدیبیه یادآوری کرده است که گاهی ثمرات یک مصالحه درست از صدها جنگ بیشتر است. اهمیت این سخنان در آن است که مذاکره را در نقطه مقابل مقاومت قرار نمیدهد، بلکه مصالحه سنجیده را در امتداد حفظ قدرت و تأمین مصلحت جامعه اسلامی تعریف میکند.
در همین حال گزارش مربوط به انعکاس نیافتن بخشهایی از سخنان پزشکیان و سید حسن خمینی درباره تفاهم و صلح در خبر تلویزیون، از وجود حساسیت در نحوه روایت این موضوع حکایت دارد. در شرایطی که سخنگوی سپاه رسانه را بخشی از میدان جنگ ادراکی میداند، حذف یا کمرنگ کردن بخشی از مواضع رسمی میتواند به جای تقویت انسجام روایی، زمینه برداشتهای متناقض را فراهم کند.
اقتصاد داخلی، آزمون تعیینکننده راهبرد ایران
در کنار همه پیامهای نظامی و دیپلماتیک، اعلام رسیدن قیمت دلار در بازار آزاد به ۲۰۰ هزار تومان و اشاره رئیسجمهور به مشکلات بنزین نشان میدهد فشار اقتصادی را نمیتوان تنها یک عملیات روانی دانست. دولت نیز این مسئله را پذیرفته و محمدرضا عارف گفته است تمام توان خود را بر کاهش مشکلات اقتصادی متمرکز کرده است. پزشکیان نیز خواستار آن شده که صرفهجویی ابتدا از دولت و دستگاههای اجرایی آغاز شود و مصرف سوخت و تردد خودروهای دولتی کاهش یابد.
توان بازدارندگی زمانی به دستاورد پایدار تبدیل میشود که جامعه آثار آن را در امنیت معیشتی، ثبات بازار و کارآمدی مدیریت داخلی مشاهده کند. اطمینانبخشی درباره شکست جنگ اقتصادی ضروری است، اما این اطمینان باید با برنامه قابل مشاهده برای کنترل هزینهها، تأمین نیازهای مردم و جلوگیری از انتقال بار بحران به خانوارها همراه شود.
مسیر پیش رو به نتیجه تعامل سه میدان وابسته است. ایران در میدان نظامی بر حفظ و توسعه توان دفاعی تأکید دارد؛ در میدان منطقهای خواهان مشارکت مؤسس در نظم امنیتی تازه است و در میدان دیپلماتیک، راه توافقی مبتنی بر احترام، عدالت و شرافت را کاملاً مسدود نکرده است. موفقیت این راهبرد زمانی کامل خواهد شد که بازدارندگی سخت بتواند به کاهش تهدید، رفع فشار اقتصادی و تثبیت جایگاه ایران در ترتیبات آینده منطقه منجر شود.
تحولات یکم شهریور نشان میدهد پنجره دیپلماسی هنوز باز است، اما این پنجره در کنار تهدید ورود درگیری به مرحله جدید قرار دارد. پاکستان، عمان و عراق میتوانند مسیر انتقال پیام و اعتمادسازی را فراهم کنند، ولی تصمیم نهایی به این بستگی دارد که واشنگتن آیا حاضر خواهد بود از زبان تهدید و جنگ اقتصادی فاصله بگیرد و با حقوق و منافع مشروع ملت ایران برخوردی محترمانه داشته باشد یا نه. تهران نیز در برابر این آزمون قرار دارد که چگونه قدرت ایجادشده در میدان را، بدون تحمیل هزینهای فرساینده به مردم و منطقه، به یک نتیجه سیاسی پایدار تبدیل کند.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.