پرش به محتوای اصلی

دیپلماسی زیر سایه بازدارندگی؛ پیام‌ها میان تهران و واشنگتن ادامه دارد

کد خبر 1228875
شلیک موشک قاسم بصیر

در حالی که هنوز نشانه روشنی از پایان تنش در تنگه هرمز دیده نمی‌شود، مجموعه‌ای از تحرکات سیاسی و امنیتی نشان می‌دهد کانال‌های دیپلماتیک برخلاف فضای پرتنش منطقه همچنان فعال هستند. ظاهرا تهران و واشنگتن از طریق واسطه‌ها پیام‌هایی ردوبدل کرده‌اند، عمان، پاکستان و قطر در تلاش برای نزدیک کردن مواضع دو طرف هستند و هم‌زمان گزارش‌هایی در آمریکا از ارزیابی دوباره هزینه و آسیب‌پذیری حضور نظامی این کشور در منطقه منتشر شده است. مجموعه این تحولات می‌تواند نشان دهد که در کنار بازدارندگی نظامی، رقابت برای تعیین شرایط یک توافق احتمالی نیز وارد مرحله تازه‌ای شده است.

به گزارش بازتاب، مهم‌ترین تحول در بعد سیاسی، ادامه تبادل پیام میان ایران و آمریکاست. یک منبع سیاسی در تهران به راشا تودی گفته است که پس از ارائه پیشنهادهایی از سوی واشنگتن، ایران نیز شرایط خود را از طریق واسطه‌ها به طرف آمریکایی منتقل کرده است. جزئیات این پیشنهادها و شروط هنوز علنی نشده، اما براساس این روایت که تابناک آن را منتشر کرده، میانجی‌ها همچنان با دو طرف در ارتباط هستند.

اهمیت این خبر بیش از محتوای فعلاً نامشخص پیام‌ها، در اصل ادامه ارتباط نهفته است. پس از دور تازه تنش‌ها و حملات نظامی آمریکا علیه کشورمان و پاسخ‌های ایران به مراکز و تأسیسات مرتبط با آمریکا در منطقه، این احتمال وجود داشت که مسیر سیاسی برای مدتی طولانی مسدود شود. با این حال تحرکات چند روز اخیر نشان می‌دهد تهران با وجود تأکید بر مسئولیت واشنگتن در ایجاد وضعیت کنونی، اصل دیپلماسی را کنار نگذاشته است.

مواضع اعلام‌شده وزارت امور خارجه ایران نیز همین سیاست دوگانه را نشان می‌دهد: حفظ آمادگی برای مذاکره، اما نه بازگشت بدون قید و شرط به وضعیت پیشین. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، تأکید کرده است که حملات صورت‌گرفته علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، خود از عوامل اصلی ایجاد مشکل در روند بازرسی‌های آژانس بوده و واشنگتن نمی‌تواند از پیامدهای وضعیتی که در ایجاد آن نقش داشته، برای افزایش فشار بر تهران استفاده کند. تهران همچنین خواهان پایان اقدامات نظامی، فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های دریایی شده است. از این منظر مسئله اصلی دیگر صرفاً «مذاکره یا عدم مذاکره» نیست؛ اختلاف بر سر شرایط آغاز مذاکره و چارچوب آن است.

آیا محاسبات نظامی آمریکا تغییر کرده است؟

در کنار تحرکات سیاسی، گزارش‌هایی که در رسانه‌های آمریکایی منتشر شده، بعد دیگری از وضعیت را آشکار می‌کند. براساس گزارشی منسوب به سی‌ان‌ان، برخی مقام‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا به‌طور غیررسمی درباره کاهش شمار نیروها و تأسیسات این کشور در خاورمیانه گفت‌وگو کرده‌اند؛ موضوعی که تحقق آن طبق همین گزارش‌ها، به پایان درگیری با ایران وابسته خواهد بود.

این گزارش مدعی است حملات ایران برخی آسیب‌پذیری‌های شبکه گسترده پایگاه‌ها و مراکز آمریکا در منطقه را آشکار کرده است. حتی به نقل از یک مقام یا افسر اطلاعاتی سابق نوشته شده که یک مرکز وابسته به سیا در عربستان در جریان حمله ایران خسارت بسیار سنگینی دیده است. این خبر به‌صورت مستقل تأیید نشده؛ با این حال، نفس طرح موضوع «کاهش حضور» در محافل نظامی و اطلاعاتی آمریکا قابل توجه است.

برای دهه‌ها شبکه پایگاه‌های آمریکا در منطقه یکی از ابزارهای اصلی قدرت واشنگتن تلقی می‌شد؛ اما همین شبکه در شرایط یک رویارویی مستقیم می‌تواند به مجموعه‌ای از اهداف پراکنده تبدیل شود که حفاظت از آنها نیازمند هزینه بالای پدافندی، لجستیکی و سیاسی است.

این مسئله الزاماً به معنای تصمیم آمریکا برای خروج از منطقه نیست. میان بررسی یک سناریو در دستگاه‌های نظامی و اطلاعاتی و تبدیل آن به سیاست رسمی فاصله زیادی وجود دارد. اما اگر گزارش‌ها درباره آغاز چنین بحث‌هایی دقیق باشد، می‌توان گفت یکی از پیامدهای مهم درگیری اخیر، بالا رفتن هزینه محاسباتی ادامه حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه بوده است.

تنگه هرمز؛ از نقطه بحران تا موضوع مذاکره

یکی دیگر از محورهای حساس، تنگه هرمز است؛ آبراهی که اکنون هم بخشی از معادله امنیتی و هم یکی از موضوعات گفت‌وگوهای دیپلماتیک شده است.

براساس گزارش‌های منتشرشده، مذاکرات ایران و عمان درباره ایجاد یک مسیر موقت و امن برای تردد دریایی پیشرفت‌هایی داشته است. در عین حال، مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند چنین ترتیباتی نباید به‌عنوان بازگشایی کامل تنگه هرمز یا پذیرش روایت واشنگتن از وضعیت این آبراه تفسیر شود.

این تمایز برای تهران اهمیت سیاسی دارد. ایجاد مسیر موقت می‌تواند از فشار بر تجارت و انرژی جهانی بکاهد، بدون آنکه ایران همه ابزارهای خود در مدیریت بحران را کنار بگذارد. از سوی دیگر، برای آمریکا و کشورهای عربی منطقه نیز کاهش خطر اختلال در کشتیرانی یک اولویت جدی اقتصادی و امنیتی محسوب می‌شود.

به همین دلیل، احتمال دارد هرمز به جای آنکه صرفاً کانون تشدید درگیری باشد، به یکی از نخستین حوزه‌های شکل‌گیری تفاهم‌های محدود و مرحله‌ای تبدیل شود.

عمان، پاکستان و قطر؛ دیپلماسی چندلایه منطقه‌ای

پاکستان در گزارش‌های اخیر به‌عنوان یکی از میانجی‌های اصلی معرفی شده، عمان همچنان نقش سنتی خود در گفت‌وگوهای محرمانه را حفظ کرده و قطر نیز فعالانه در حال ارائه ایده‌هایی برای نزدیک کردن دو طرف است. مقام‌های قطری می‌گویند هنوز نمی‌توان نشانه روشنی از پایان درگیری مشاهده کرد، اما هم‌زمان بر ضرورت ادامه تلاش‌های دیپلماتیک تأکید دارند.

مسقط می‌تواند در پرونده هرمز و ارتباطات سنتی دیپلماتیک نقش داشته باشد؛ اسلام‌آباد امکان انتقال برخی پیام‌های سیاسی و امنیتی را فراهم کند و دوحه با ارتباطات گسترده خود با واشنگتن و دیگر بازیگران منطقه‌ای، مکمل این فرآیند باشد.

هم‌زمانی فشار اروپا با تلاش برای مذاکره

در سوی دیگر معادله، بریتانیا از اعمال تدابیر و مقررات جدید علیه ایران سخن گفته و اقدامات خود را با ادعاهایی درباره برنامه هسته‌ای و آنچه لندن «فعالیت‌های خصمانه» تهران می‌نامد توجیه کرده است. چنین مواضعی نشان می‌دهد مسیر فشار غرب علیه ایران هم‌زمان با تلاش‌های دیپلماتیک منطقه‌ای ادامه دارد.

این دوگانگی می‌تواند مذاکرات احتمالی را دشوارتر کند. از نگاه تهران، مذاکره در شرایطی که در کنار آن تحریم، تهدید نظامی یا فشارهای تازه ادامه داشته باشد، نمی‌تواند به بازسازی اعتماد منجر شود. در مقابل، دولت‌های غربی معمولاً فشار را ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود تلقی می‌کنند.

روسیه در این میان موضع متفاوتی اتخاذ کرده و خواستار یافتن راه‌حل‌های میانه برای اجرای تفاهمات و جلوگیری از گسترش بحران شده است. بنابراین در سطح بین‌المللی نیز یک صف واحد درباره چگونگی برخورد با ایران وجود ندارد و بازیگران مختلف، راهبردهای متفاوتی را دنبال می‌کنند.

نقطه تعیین‌کننده؛ مذاکره از موضع فشار یا تفاهم متقابل؟

کنار هم قرار دادن این تحولات تصویری پیچیده به دست می‌دهد. از یک سو، آمریکا و برخی متحدان اروپایی آن هنوز ابزار فشار را کنار نگذاشته‌اند و از سوی دیگر، هزینه‌های امنیتی و نظامی ادامه رویارویی افزایش یافته است. در مقابل، ایران نیز نشان داده که ضمن حفظ ظرفیت پاسخ متقابل، کانال دیپلماسی را کاملاً مسدود نکرده است.

شاید مهم‌ترین تغییر در وضعیت کنونی همین باشد: دیپلماسی دیگر در خلأ انجام نمی‌شود؛ بلکه مستقیماً تحت تأثیر محاسبات بازدارندگی و هزینه‌های ادامه درگیری قرار گرفته است.

برای واشنگتن، مسئله فقط پرونده هسته‌ای نیست؛ امنیت نیروها و پایگاه‌های آمریکا، وضعیت تنگه هرمز، مناسبات با کشورهای عربی و هزینه حضور در منطقه نیز بخشی از محاسبه شده است. برای تهران نیز موضوع صرفاً کاهش تنش نیست؛ نوع تضمین‌ها، توقف اقدامات نظامی، تحریم‌ها و نحوه اجرای هر توافق احتمالی اهمیت اساسی دارد.

به همین دلیل بعید است یک توافق جامع و فوری حاصل شود. سناریوی واقع‌بینانه‌تر می‌تواند حرکت به سمت مجموعه‌ای از تفاهم‌های مرحله‌ای باشد: ابتدا کاهش سطح درگیری، سپس ترتیبات محدود درباره کشتیرانی و امنیت منطقه‌ای و در نهایت گفت‌وگو درباره موضوعات پیچیده‌تر.

آنچه فعلاً می‌توان با اطمینان بیشتری گفت این است که درهای دیپلماسی بسته نشده است. پیام‌ها میان تهران و واشنگتن در رفت‌وآمد است و میانجی‌ها فعال‌اند؛ اما فاصله میان «تبادل پیام» و «توافق» همچنان قابل توجه است.

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.