معاون اجرایی رئیسجمهور اخیراً گفته استفاده گسترده از فیلترشکن میتواند زمینه نفوذ را افزایش دهد؛ اگر VPNهای ناشناس میتوانند داده کاربر را در معرض خطر قرار دهند، چرا ساختار دسترسی به اینترنت به شکلی است که بخش بزرگی از کاربران برای استفاده روزمره از خدمات محبوب به همان ابزارها وابسته شدهاند؟
بازتاب– وقتی کاربر از VPN استفاده میکند، بخشی از ترافیک اینترنت او از سرور ارائهدهنده VPN عبور میکند. VPN معتبر میتواند ارتباط را رمزگذاری کند و در شبکههای ناامن حفاظت بیشتری ایجاد کند؛ اما نرمافزار ناشناس یا مخرب ممکن است رفتار کاملاً متفاوتی داشته باشد.
خطر اصلی بهخصوص در نسخههای رایگان و ناشناس است؛ زیرا کاربر معمولاً نمیداند سرویس چگونه هزینه سرور خود را تأمین میکند و چه اطلاعاتی جمعآوری میشود.
رایگان همیشه رایگان نیست
یک سرویس رایگان نیز هزینه دارد. اگر کاربر پول نمیپردازد، مدل درآمد ممکن است تبلیغات، تحلیل رفتار، فروش دادههای آماری یا روشهای دیگر باشد.
البته نمیتوان همه VPNهای رایگان را مخرب دانست؛ اما نصب اپلیکیشنی با منشأ نامعلوم که مجوزهای گسترده میخواهد، ریسک امنیتی واقعی ایجاد میکند.
سالهاست منتقدان فیلترینگ میگویند محدودیت گسترده کاربران را به خرید یا نصب فیلترشکن سوق داده است. در اظهارات و گزارشهای قبلی نیز از شکلگیری بازار بزرگ فروش VPN و استفاده گسترده مردم سخن گفته شده است.
اگر اکنون نهادهای دولتی نیز گستردگی فیلترشکن را یک تهدید امنیتی میدانند، سیاست منطقی باید فقط هشدار به مردم نباشد؛ باید بررسی شود چه مقدار از تقاضای VPN نتیجه محدودیتهایی است که خود سیاست عمومی ایجاد کرده است.
قطع و وصل VPN میتواند درگاه پرداخت، اپلیکیشن بانکی، سایتهای داخلی و سرویسهای کاری را مختل کند.
کاربر مجبور است مرتب VPN را روشن و خاموش کند و همین تجربه ساده، احتمال خطا، نصب برنامههای متعدد و استفاده از منابع نامطمئن را افزایش میدهد.
هرچه کاربر مجبور باشد برنامههای ناشناس بیشتری نصب کند، سطح حمله افزایش مییابد. از این منظر، سیاستی که نیاز عمومی به ابزارهای غیرقابل نظارت را کاهش دهد، میتواند خود بخشی از سیاست امنیتی باشد.
مردم چه کاری میتوانند انجام دهند؟
برای کاربر عادی اصل مهم این است که اپلیکیشنهای ناشناس با مجوزهای غیرضروری نصب نشوند و اطلاعات حساس در ابزارهای نامطمئن وارد نشود.
اما بار اصلی حل مسئله نباید روی کاربر قرار گیرد. وقتی میلیونها نفر رفتاری مشابه دارند، نشانه یک مشکل ساختاری در دسترسی است که بایستی در سیاستگذاری ان تجدید نظر شود.
نمیتوان از یک سو دسترسی گسترده را محدود کرد و از سوی دیگر از مردم خواست از ابزاری که محدودیت را دور میزند استفاده نکنند، بدون آنکه جایگزین عملی ارائه شود.











نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.