انتشار گزارشی با عنوان «ریشههای مقایسه تمامنشدنی فردوسیپور و میثاقی / از تفاوت در اجرا تا وزن اجتماعی»، موجی از واکنشهای گسترده مخاطبان را به همراه داشت. این گزارش که به بررسی خاستگاهها و دلایل تداوم قضاوت افکار عمومی درباره این دو مجری ورزشی پرداخته بود، با نظرات متنوع و گاه متضادی از سوی کاربران مواجه شد.
دفاع از عملکرد و تخصص محمدحسین میثاقی
بخشی از مخاطبان در نظرات خود به دفاع از عملکرد محمدحسین میثاقی پرداخته و معتقدند که او در حوزه تخصصی فوتبال و اجرا توانمندیهای بالایی دارد.
کاربری با ابراز حمایت از مجری فعلی برنامه فوتبال برتر گفت: «درود بر شرف آقای میثاقی.»
کاربر دیگری در پاسخ به این دیدگاه با لحنی انتقادی گفت: «شما معنای شرف را نمیدانید؛ یک فرد شریف هیچگاه ترویج فحش ناموسی نمیدهد.»
همچنین کاربر دیگری با مقایسه تخصص فوتبالی این دو مجری گفت: «عادل فردوسیپور شخص خاصی نبود؛ او ابتدا یک شرکتکننده در مسابقه تلویزیونی بود که بعدها تبدیل به گزارشگر ورزشی و سپس سازنده برنامه ۹۰ شد. محمدحسین میثاقی نیز پیش از برنامه فوتبال برتر، گزارشگر و مجری ورزشی بود؛ بنابراین نگران نباشید، میثاقی از فردوسیپور جلو خواهد زد، چرا که به نظر من فوتبال را بیشتر از فردوسیپور درک میکند و نظرات کارشناسی او با عادل قابل مقایسه نیست.»
نقد رفتار رسانهای و اتهام فرصتطلبی به عادل فردوسیپور
در سوی دیگر، گروهی از کاربران با نگاهی نقادانه به کارنامه عادل فردوسیپور نگریسته و او را به حاشیهسازی، ایجاد دوقطبیهای کاذب و بهرهبرداری از احساسات عمومی متهم کردهاند.
کاربری با انتقاد از رویکرد فردوسیپور گفت: «فردوسیپور نان را به نرخ روز میخورد و هر جا که ببیند منفعت او تأمین میشود، در همانجا حضور مییابد؛ او هیچوقت نسبت به گذشته خود و رفتارهایش پاسخگو نیست.»
کاربر دیگری هر دو مجری را نقد کرد و گفت: «عادل فردوسیپور و برنامه نود یکی از خائنان به اخلاق و فرهنگ ایرانی بودند. او همواره به سمت حاشیههای دوقطبی حرکت میکرد تا خودش در جریان روندهای روز پررنگتر شود. میثاقی هم دقیقاً از عادل فردوسیپور کپیبرداری میکند و وقتی روش و منش فردی را الگو قرار میدهید که مناسب نیست، یعنی از او هم بسیار بدتر خواهید بود.»
تأکید بر اصالت فردوسیپور و افول جایگاه میثاقی
بخش قابلتوجهی از مخاطبان، عادل فردوسیپور را نماد نخبگی و اعتبار دانسته و صندلی اجرای میثاقی را کماکان زیر سایه سنگین او ارزیابی میکنند.
کاربری در توصیف تفاوت این دو چهره گفت: «از دید ما عادل سمبل فرد تحصیلکرده متین و متشخص و نماینده قشر خردگرای جامعه است، در حالی که میثاقی برای جذب مخاطب، خود را تا سطح افراد بیادب تنزل داده است.»
کاربر دیگری با استفاده از ادبیات منظوم گفت: «میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است؛ فردوسیپور بزرگ کجا و این افراد نان به نرخ روز خور کجا؟»
مخاطب دیگری با تعابیر تند گفت: «میثاقی هیچوقت نمیتواند بزرگ شود چون تفکر محدودی دارد، اما فردوسیپور یک اسطوره است.»
به چالش کشیدن مرجعیت رسانهای تلویزیون و ریزش مخاطب
بحث درباره میزان مخاطبان صداوسیما و جایگزینی رسانههای نوین به یکی از محورهای اصلی جدال کامنتی کاربران تبدیل شد.
کاربری با متهم کردن رسانهها به دروغگویی در خصوص آمار مخاطبان تلویزیون گفت: «رسانههایی مانند شما سالهاست دروغ بزرگی را تکرار میکنید که تلویزیون مخاطب ندارد و کسی آن را تماشا نمیکند؛ اما در همین گزارش نوشتید که عادل پس از برنامه ۹۰ و دوری از تلویزیون، دیگر آنچنان تأثیرگذار نیست و دیده نمیشود.»
کاربری در پاسخ به این دیدگاه، به تحلیل ساختاری ریزش مخاطب در رسانه ملی پرداخت و گفت: «تلویزیون همیشه کممؤثر و کممخاطب نبود، بلکه به مرور زمان که به دست گروههای انحصارطلب افتاد، از اعتبار ساقط شد. دوران رسانههای دولتی به سر آمده است و باید به سمت رسانههای مدرن شتافت.»
نقد عملکرد مدیران و انحصارگرایی در صداوسیما
برخی از کاربران ریشه اصلی این چالشها را نه در ساق دست مجریان، بلکه در سیاستگذاری کلان مدیریتی و ایجاد انحصار برای افراد خاص میدانند.
کاربری با اشاره به نقش مدیر شبکه سه گفت: «نکته دیگری که به هنگام سخن گفتن از عادل و میثاقی به یاد مردم میآید، نام فروغی، مدیر شبکه سه است که مورد تفقد بسیار زیاد مردم واقع میشود و باقیات و صالحاتی که برای همیشه در کارنامه خود جمع کرد.»
کاربر دیگری با انتقاد از سیستم نوبتی و انحصاری بودن برنامهها گفت: «تلویزیون شده است سهم یک عده خاص؛ یک نفر را میآورند و برنامه ثابت را به او واگذار میکنند. تلویزیون ملی است و برای همه است؛ باید به همه امکان ورود و اجرای برنامه داده شود.»
یکسانانگاری مجریان و نقد جامعه رسانهای
بخش دیگری از مخاطبان هر دو مجری را از یک جنس دانسته و معتقدند تقابل میان آنها حاصل فضاسازی رسانهها و علایق شخصی خبرنگاران است.
کاربری با ابراز بیعلاقگی به هر دو سبک اجرا گفت: «هر دو نفر آنها بیمزه و لوس هستند و خیلی تظاهر میکنند که منتقدند، اما بسیار خنک هستند. هر زمان تلویزیون را روشن میکنم و این افراد حضور دارند، یا کانال را عوض میکنم یا تلویزیون را خاموش میکنم.»
کاربر دیگری در تحلیلی صریح، رسانهها را به جانبداری متهم کرد و گفت: «فردوسیپور هم در زمان خودش سوگلی و خودشیرین تلویزیون بود و اکنون همان کار را میثاقی انجام میدهد. همه شما مثل هم هستید و به همین دلیل است که تحمل یکدیگر را ندارید.»
دعوت به پذیرش تفاوتها و رد قطبیسازی
در نهایت، گروهی از مخاطبان تلاش کردند از فضای دوقطبی ایجاد شده فاصله بگیرند.
کاربری با انتقاد از فضای حاکم بر رسانهها گفت: «چرا اینقدر بر طبل دوگانگی، عقدهگشایی و دوقطبیسازی میکوبید؟ هر کس ویژگیهایی دارد و از محاسن و کاستیهایی برخوردار است.»
کاربر دیگری نیز در تأیید این نگاه منصفانه اظهار داشت: «قرار نیست همه افراد مثل هم باشند؛ تفاوت، راز خلقت است.»
جنگ نیابتی هواداران فردوسیپور و میثاقی در فضای مجازی، بیش از آنکه به توانمندیهای اجرایی یا تحلیل فوتبالی این دو مجری مربوط باشد، نشاندهنده شکافهای عمیق در نگاه مخاطبان به رسانه ملی، سیاستهای مدیریتی و تغییرات نسلها در تلویزیون ایران است. از نگاه برخی، فردوسیپور نماد یک دوران طلایی و اصالت است و از نگاه برخی دیگر، او نماد فرصتطلبی و حاشیهسازی. میثاقی نیز در همین میانه، یا نسخهای مدرن و توانمند از یک مجری ورزشی تلقی میشود یا کپیبردار ناشی از سبکی که دیگر اعتبار خود را از دست داده است.
خبرآنلاین










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.