آدمربایی به خاطر ازدواج با پولدارها/ خواستگار سابقهدار، دختر طلافروش را در صندوق عقب زندانی کرد
چند روز قبل، مرد طلافروشی در تماس با پلیس از ربوده شدن دخترش خبر داد و گفت: «دخترم صبح امروز برای دیدن دوستش از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. چند باری هم با تلفن همراهش تماس گرفتم اما پاسخ نداد. تا اینکه ساعتی قبل مردی از تلفن همراه دخترم تماس گرفت و مدعی شد که او را ربوده و برای آزادیاش دو میلیارد تومان میخواهد.»
مرد طلافروش افزود: «من توانایی پرداخت دو میلیارد را دارم اما میترسم بعد از پرداخت این پول دخترم را آزاد نکند و بلایی سرش بیاورد.»
تلاش پلیس برای آزادی گروگان
به دنبال شکایت این مرد، تحقیقات برای آزادی المیرا آغاز شد. در نخستین گام، کارآگاهان پلیس آموزشهای لازم را به مرد طلافروش دادند و از او خواستند با آدمربا قرار بگذارد.
سه روز بعد، وقتی مرد ثروتمند به محل قرار در یکی از مناطق شمال پایتخت رفت، هر چه منتظر ماند، کسی به محل نیامد. اما در همین زمان به پلیس خبر رسید که یک تصادف شدید بین دو خودروی پرشیا و ال ۹۰ در همان حوالی رخ داده و راننده پرشیا فرار کرده است. از داخل صندوق عقب خودروی او صدای یک زن شنیده میشد.
نجات دختر جوان از صندوق عقب
به دنبال این گزارش، اکیپی از مأموران راهی محل شدند و پس از باز کردن در صندوق عقب خودرو، با دختر جوانی مواجه شدند که دست و پاهایش بسته شده بود. در ادامه مشخص شد وی همان دختر مرد طلافروش است.
دستگیری آدمربا در پاتوق قماربازان
با انتقال المیرا به اداره پلیس، تحقیقات ادامه داشت. حدود سه ساعت بعد، کارآگاهان با اطلاعاتی که المیرا از آدمربا در اختیارشان قرار داده بود، موفق شدند متهم را در مخفیگاهش – که پاتوق قماربازان بود – دستگیر کنند.
پس از اعتراف پسر جوان به آدمربایی، به دستور بازپرس جنایی او در اختیار کارآگاهان قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
اعتراف متهم: میخواستم با او ازدواج کنم
بهنام، متهم سابقهدار که بارها به اتهام سرقت و قماربازی بازداشت شده است، در بازجوییها گفت:
«المیرا در محل ما زندگی میکرد و وضع مالی خوبی داشت. با خودم گفتم اگر با او ازدواج کنم، وضع مالیام خوب میشود. به همین دلیل از او درخواست ازدواج کردم. اوایل اصلاً به من جواب نمیداد اما آنقدر اصرار کردم تا با هم ملاقات کردیم.»
آیا المیرا از خلافکاری او خبر داشت؟
بهنام در پاسخ به این سؤال گفت: «نمیدانست. ولی یکی از دوستانش مرا میشناخت. وقتی ما را با هم در کافه دید، به المیرا گفته بود من خلافکارم و بهتر است رابطهاش را با من قطع کند.»
چرا او را ربودی؟
متهم در پاسخ به این پرسش گفت: «وقتی المیرا به من جواب رد داد، تصمیم گرفتم با ربودنش از خانوادهاش اخاذی کنم. یک روز با ماشینی که سرقتی بود راهش را سد کردم و با تهدید او را داخل صندوق عقب خودرو انداختم. بعد با تلفن خودش با پدرش تماس گرفتم و درخواست دو میلیارد تومان کردم.»
این پرونده نشان میدهد که طمع به ثروت دیگران و اصرار برای ازدواج با هدف تأمین مالی، میتواند برخی افراد را تا مرز آدمربایی و اخاذی پیش ببرد. هوشیاری پلیس و همکاری خانواده مالباخته، نقشه این خواستگار سابقهدار را نقش بر آب کرد و دختر جوان پس از ساعاتی وحشتناک در صندوق عقب خودرو، نجات یافت.











