قتل مادربزرگ و عمو به دست پسر جوان
عمویم به شخصی که پشت تلفن بود گفت:از برادرزادهام کینه به دل دارم و میخواهم از او انتقام بگیرم. تصمیم دارم یا دستش را قطع کنم یا او را به قتل برسانم.» از شنیدن این حرفها شوکه شدم و تصورش را نمیکردم که بعد از این همه سال او هنوز کینهام را به دل داشته باشد. من هم چاقویی را که دوستش جا گذاشته بود برداشتم و به جان عمویم افتادم.
























دیگران می خوانند