در حالی که دهها رهبر جهان برای نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک گرد هم آمدهاند، یکی از مهمترین صحنههای دیپلماسی امروز چند صد کیلومتر آنسوتر شکل میگیرد؛ جایی که دونالد ترامپ و شی جینپینگ در کاخ سفید درباره رابطهای گفتوگو میکنند که تقریباً هیچ بخش مهمی از اقتصاد و امنیت جهانی از پیامدهای آن مصون نیست.
به گزارش بازتاب، دیدار امروز، دومین نشست ترامپ و شی جینپینگ در سال ۲۰۲۶ و نخستین سفر رئیسجمهور چین به واشنگتن در بیش از یک دهه است. شی چهارشنبه وارد آمریکا شد و استقبال کمسابقهای برای سفر رسمی او تدارک دیده شده است. اما پشت تشریفات این سفر، مجموعهای از اختلافات حلنشده مانند تجارت و تعرفهها، دسترسی به فناوریهای پیشرفته، مواد معدنی حیاتی، تایوان، ایران و اکنون بیش از هر زمان دیگری هوش مصنوعی قرار دارد.
رویترز نیز در آستانه نشست نوشته است که انتظار برای یک تحول بنیادی پایین است و دو کشور بیش از هر چیز به دنبال حفظ ثبات در روابطی هستند که رقابت در عمق آن ادامه دارد.
نسل قبلی منازعه اقتصادی آمریکا و چین را میشد با فهرستی از کالاها و درصد تعرفههای وارداتی توضیح داد. اکنون چنین تعریفی دیگر کافی نیست.
تعرفه هنوز مهم است، اما رقابت اقتصادی به حوزههایی کشیده شده که هم ارزش تجاری دارند و هم مستقیماً با قدرت ملی پیوند خوردهاند: تراشههای پیشرفته، تجهیزات ساخت نیمهرسانا، عناصر نادر خاکی، باتری، زیرساخت مراکز داده، مدلهای هوش مصنوعی و انرژی.
تجربه ماههای گذشته نیز نشان داده است که هر دو طرف ابزار فشار قابل توجهی در اختیار دارند. آمریکا همچنان کنترل بخش مهمی از فناوریهای پیشرفته و تجهیزات مرتبط با صنعت نیمهرسانا را در دست دارد؛ در مقابل جایگاه چین در استخراج، فرآوری و تولید محصولات مبتنی بر عناصر نادر خاکی، اهرم مهمی برای پکن ایجاد کرده است. رویترز به نقل از دادههای شرکت AlixPartners میگوید چین سهم غالبی در فرآوری و تولید آلیاژها و آهنرباهای عناصر نادر خاکی دارد؛ موادی که برای صنایع الکترونیک، انرژی و فناوریهای پیشرفته اهمیت راهبردی دارند.
به بیان دیگر، جنگ تجاری امروز دیگر فقط این نیست که کدام کشور تعرفه بیشتری روی کالای دیگری میگذارد؛ بحث اصلی این است که چه کسی گلوگاههای زنجیره تأمین اقتصاد آینده را کنترل میکند.
با این حال یک تحول مهم درست پیش از نشست اتفاق افتاده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده واشنگتن و پکن بر سر تمدید آتشبس تعرفهای تا ۱۰ ژانویه به توافق رسیدهاند. این آتشبس در دورهای شکل گرفت که در اوج تنش، تعرفههای متقابل دو کشور از ۱۰۰ درصد نیز عبور کرده بود. اما تمدید آتشبس به معنای پایان جنگ تجاری نیست؛ بیشتر شبیه خریدن زمان برای مذاکره است.
از سوی دیگر، یکی از ملموسترین پروندههای مذاکرات، گاز طبیعی مایع آمریکاست.
رویترز گزارش داده است که آمریکا و چین پیش از سفر شی درباره کاهش یا حتی حذف تعرفه ۱۵ درصدی چین بر LNG آمریکا گفتوگو کردهاند. این تعرفه در فوریه ۲۰۲۵ و در واکنش به تعرفههای آمریکا اعمال شد و عملاً تجارت LNG میان دو کشور را متوقف کرد. گفتوگو درباره LNG بخشی از چارچوب وسیعتری است که میتواند کاهش متقابل تعرفه بر حدود ۳۰ میلیارد دلار کالا را در بر گیرد؛ هرچند تا پیش از نشست، توافق نهایی اعلام نشده بود.
ایالات متحده در میانه یکی از بزرگترین دورههای افزایش ظرفیت صادرات LNG قرار دارد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده صادرات LNG این کشور در نیمه نخست ۲۰۲۶ به طور متوسط به روزانه ۱۷.۴ میلیارد فوت مکعب رسیده؛ رقمی که ۲۳ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل است.
همزمان رویترز برآورد کرده از ظرفیت LNG در حال ساخت آمریکا، حدود ۲۴.۵ میلیون تن هنوز مشتریان بلندمدت ندارد. بازگشت چین، یکی از بزرگترین بازارهای LNG جهان، بنابراین میتواند برای پروژههایی که به دنبال قراردادهای چندساله و تأمین مالی هستند اهمیت زیادی داشته باشد.
برای چین نیز چنین توافقی امکان متنوعتر کردن منابع تأمین انرژی را فراهم میکند.
همین ویژگی است که LNG را به پروندهای جذاب برای مذاکره سیاسی تبدیل میکند. یک قرارداد گاز میتواند همزمان چند هدف را دنبال کند: افزایش صادرات آمریکا، ایجاد قراردادهای بلندمدت برای تولیدکنندگان آمریکایی، متنوعسازی سبد انرژی چین و ایجاد منافعی مشترک که هزینه تشدید دوباره تنش را افزایش دهد.
هوش مصنوعی؛ میدان مسابقه جدید
پیچیدهترین بخش رابطه جدید آمریکا و چین احتمالاً هوش مصنوعی است.
در یک سوی ماجرا، رقابت کاملاً آشکار است. واشنگتن دسترسی چین به برخی تراشهها و فناوریهای پیشرفته را محدود کرده و پکن نیز با سرعت در حال توسعه زنجیره داخلی تراشه، مراکز داده و مدلهای هوش مصنوعی است.
تحولات همین هفته نشان میدهد این رقابت تا چه اندازه سریع شده است. شرکتهایی مانند علیبابا و هواوی از نسلهای جدید تراشهها و زیرساختهای AI رونمایی کردهاند و مدلهای چینی نیز در برخی شاخصها فاصله خود را با رقبای آمریکایی کاهش دادهاند.
اما هوش مصنوعی یک تفاوت مهم با بسیاری از فناوریهای قبلی دارد: همه ریسکهای آن را نمیتوان پشت مرزهای ملی نگه داشت.
یک رخداد بزرگ سایبری، نقص یک سامانه پیشرفته یا استفاده از AI علیه شبکههای مالی، برق، مخابرات و حملونقل ممکن است پیامدهای فرامرزی داشته باشد. همین مسئله باعث شده رقابت فناوری با نوعی نیاز متناقض به گفتوگو همراه شود.
آسوشیتدپرس گزارش داده است مقامهای آمریکایی و چینی پیش از نشست درباره ایجاد سازوکاری برای گفتوگو درباره هوش مصنوعی و حتی یک مکانیسم اطلاعرسانی در صورت وقوع رخدادهای مهم AI که امنیت ملی را تحت تأثیر قرار دهد مذاکره کردهاند.
این شاید یکی از مهمترین نکات نشست باشد.
قرار نیست آمریکا و چین از رقابت برای ساخت مدلها یا تراشههای قدرتمند دست بکشند؛ همانطور که بعید است واشنگتن محدودیتهای کلیدی صادرات فناوری را کنار بگذارد. اما حتی دو رقیب راهبردی نیز ممکن است به این نتیجه برسند که در بعضی حوزهها، نبود کانال ارتباطی از خود رقابت خطرناکتر است.
پروندههایی که اقتصاد را به امنیت وصل میکنند
نشست ترامپ و شی صرفاً اقتصادی نیست. تایوان و ایران نیز در دستور کار قرار دارند. رویترز گزارش داده واشنگتن همچنان درباره روابط اقتصادی چین با ایران گفتوگو میکند و موضوع فروش تسلیحات آمریکا به تایوان نیز از اختلافات حساس دو طرف باقی مانده است.
در عین حال نباید هر معامله اقتصادی آمریکا و چین را الزاماً به توافقی بر سر ایران تعبیر کرد. منابع منتشرشده تا پیش از نشست نشان میدهند اختلاف در این حوزه همچنان جدی است و نشانهای از توافق جامع دو طرف وجود ندارد.
معیار موفقیت نشست چیست؟
دیدارهای رهبران بزرگ معمولاً با مراسم رسمی، بیانیههای مشترک و فهرستی از «توافقها» همراه میشوند. اما برای سنجش نتیجه نشست ترامپ و شی، شاید باید به اتفاقاتی نگاه کرد که در هفتهها و ماههای بعد رخ میدهد.
تمدید آتشبس تجاری اکنون تا ژانویه در دستور کار قرار گرفته است. پرسش بعدی این است که آیا کاهش واقعی تعرفهها اجرا خواهد شد؟ آیا مذاکرات LNG به قراردادهای تجاری منجر میشود؟ آیا محدودیت صادرات مواد معدنی یا فناوری تعدیل میشود؟ و شاید مهمتر از همه، آیا کانال ارتباطی درباره هوش مصنوعی و سایر حوزههای پرریسک واقعاً فعال باقی خواهد ماند؟
چنین نتایجی ممکن است برای یک «توافق تاریخی» جذابیت خبری نداشته باشد، اما برای اقتصاد جهانی اهمیت زیادی دارد.
بازارها مدتهاست پذیرفتهاند که رقابت آمریکا و چین ادامه خواهد یافت. شرکتها نیز در حال بازطراحی زنجیرههای تأمین خود براساس همین واقعیت هستند. آنچه بهمراتب دشوارتر است، قیمتگذاری رقابتی است که قواعد آن مرتب تغییر کند و هر تصمیم ناگهانی درباره تعرفه، تراشه، مواد معدنی یا انرژی بتواند زنجیرهای از واکنشها را در اقتصاد جهان ایجاد کند.
از این منظر، شاید مهمترین دستاورد بالقوه نشست واشنگتن نه پایان جنگ تجاری و نه آغاز یک دوره دوستی تازه باشد.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.