پرش به محتوای اصلی

پلی باید ساخت!

کد خبر 377546
32

حضور رییس‌جمهوری در اجلاس سالیانه سازمان ملل و سخنرانی‌ها و ملاقات‌های ایشان و هیات همراه با مسوولان دولت‌ها و روسای سازمان‌های بین‌المللی بار دیگر نحوه تعامل مناسب کشورمان با جهان را به موضوع و سوالی مهم تبدیل کرده است .

حضور و پرسشی که امسال اهمیتی بسی بیشتر از سال‌های قبل دارد . چرا که به اعتقاد بسیاری گره گشایی در حوزه سیاست خارج0.ی اکنون نقشی اساسی در گشودن گره‌های اقتصادی جامعه و معیشت و کسب و کار مردم دارد. افزایش تهدید‌ها، فشارها و آغاز فاز اول تحریم‌های امریکا، وضعیت دشواری را بر بنگاه‌های اقتصادی و صنعتی کشورمان تحمیل و ارتباطات آنها را با طرف‌ها و شرکای خارجی و بازارها و نهادهای پولی و مالی بین‌المللی دشوارتر از هر زمان دیگر کرده است . در این شرایط مردم انتظار بسیاری دارند که در چارچوب منافع و ارزش‌های ملی تحول مثبتی در سیاست خارجی کشور واقع و این شرایط تغییر و وضعیت اقتصادی و کسب و کارشان به سامان شود.

توقع و انتظاری که به حق است و به هیچ‌وجه بیراه نیست. چرا که سیاست خارجی و رشد و توسعه اقتصادی در بسیاری از نظریه‌ها، با یکدیگر تناظری یک به یک دارند و در واقع نحوه تعامل صنایع و بنگاه‌های داخلی و بازارهای جهانی است که الگوی توسعه اقتصادی و صنعتی هرکشور و افزایش درآمدها و ایجاد اشتغال و… را برای مردم آن کشور فراهم می‌کند. متاسفانه اما هنوز در کشورمان هستندکسانی که مخالف این اصول بنیادین‌اند و از دریچه چند دهه قبل به ارتباط با جهان می‌نگرند. اینان همچنان جریان مناسبات حاکم بر اقتصاد بین‌المللی را همچون دهه 50 و 60 میلادی تحلیل می‌کنند: تامین مواد اولیه و خام ارزان از کشورهای در حال توسعه برای تولید محصولات مورد نیاز غرب با کمترین قیمت ! در حالی که این روابط و مناسبات در دهه‌های اخیر دچار تحولاتی شگرف شده است . در جهان جدید به سبب رشد سریع تکنولوژی، سهم مواد اولیه در قیمت تمام شده محصولات کاهش بسیار و دانش فنی و بازار اهمیتی دو چندان یافته است . بر این اساس بیش از مواد اولیه ارزان، در جهان امروز این فناوری و بازار است که نقش حیاتی داشته تا امکان تولید کالاهایی با ارزش افزوده بیشتر فراهم و روانه بازار فروش شود.

در این چارچوب افزایش قدرت خرید، امروز ضرورت توسعه بازارهاست که این خود تغییراتی اساسی را در پارادایم اقتصاد جهانی ایجاد و “ اشتراک منافع “ را جایگزین “ تضاد منافع “ نموده است. لذا ارتقای توانمندی صنعتی کشورهای در حال توسعه و افزایش قدرت خرید مردم این کشورها به عنوان شریک کشورهای توسعه یافته و بازار صادراتی هدف امری ضروری است. از همین منظر است که امروز افکار و اقدامات رییس‌جمهوری امریکا در بستن بازارها و بالا بردن دیوار تعرفه‌ها و بازی “ برد – باخت “ (تضاد منافع) به جای “ بازی برد – برد “ (اشتراک منافع) امری غیر منطقی و ارتجاع و نگرشی مرکانتلیستی شناخته می‌شود. امروز باید پذیرفت تحقق توسعه و بهبود بلندمدت سطح رفاه جامعه و افزایش بهره مندی مردم کشورمان از توانایی‌ها و قابلیت‌های فراوان این سرزمین (منابع فراوان انرژی و مواد معدنی، موقعیت استراتژیک جغرافیایی، تاریخ و تمدن کهن، نیروی انسان جوان و با استعداد و زیر ساخت‌ها وتوان تولیدی و صنعتی قابل قبول و…) جز از مسیر پیوند با جهان وحضور در زنجیره‌های اقتصادی و صنعتی و در تعامل با نهادها و فرآیندهای اقتصاد آزاد و بازار جهانی نمی‌گذرد. چرا که تنها از این طریق است که امکان دسترسی به سرمایه، دانش فنی پیشرفته، مدیریت نوین و بازارهای صادراتی فراهم می‌شود و می‌توان برای جامعه جوان ایران کار و درآمد و آینده روشن رقم زد .

این الگوی توسعه و پیوستگی با جهان و بازارهای جهانی نه فقط در تضاد با ارزش‌ها ی انسانی، اصول اخلاقی و اهداف و منافع ملی نیست، بلکه عین آنها ست؛ حرکتی در مسیر صلح و دوستی وپیشرفت و رفاه و نفی قهر و دشمنی و فقر و عقب ماندگی.

حضور آقای روحانی و هیات عالیرتبه همراه ایشان امکانی تاریخی برای به ارمغان آوردن این دستاورد تاریخی و کاهش مشکلات شدید مردم و بازگشایی مجدد راهی است که با برجام آغاز اما عجالتا نافرجام مانده است.

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.