حضور مقامهای ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان در تهران، در شرایطی که نگرانیها از گسترش تنشهای نظامی افزایش یافته، یک پیام روشن دارد: امنیت غرب آسیا را نمیتوان بدون مشارکت ایران مدیریت کرد. با این حال، اهمیت واقعی این نشست در محاسبات تازه کشورهایی است که به تدریج دریافتهاند ادامه بحران، هزینههایی فراتر از اختلافات سیاسی آنها خواهد داشت.
به گزارش بازتاب؛ نشست چهارجانبه ایران، عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در روز دوشنبه چهارم آبان ۱۴۰۵ را نمیتوان یک دیدار تشریفاتی معمول دانست. ترکیب شرکتکنندگان و شرایطی که این نشست در آن برگزار شد، نشان میدهد موضوع فراتر از تبادل پیامهای دیپلماتیک است.
خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده نیروهای مسلح پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، برای گفتوگو با مقامهای ایرانی به تهران آمدند. میزبانی نشست را محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، بر عهده داشت و هیئتهای حاضر با مسعود پزشکیان نیز دیدار کردند.
این نشست به پیشنهاد پاکستان برگزار شد و در پایان چهار کشور بر ادامه گفتوگو برای تقویت همکاریهای منطقهای، بهویژه در حوزه صلح و امنیت، توافق کردند. بیانیه پایانی کوتاه بود و از توافق اجرایی مشخص یا سازوکار امنیتی تازهای خبر نمیداد؛ اما برای درک اهمیت این اتفاق، باید به شرایطی نگاه کرد که کشورهای منطقه را به برگزاری چنین نشستی ترغیب کرده است.
چرا کشورهای منطقه دوباره به سمت تهران آمدهاند؟
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان هرکدام جایگاه و محاسبات متفاوتی در معادلات منطقه دارند؛ اما یک نگرانی مشترک میان آنها قابل شناسایی است؛ گسترش بحران میتواند ثبات مورد نیاز برای پیشبرد برنامههای اقتصادی و سیاسی این کشورها را تهدید کند.
برای عربستان، حفظ امنیت منطقه با برنامههای توسعه اقتصادی و جذب سرمایهگذاری ارتباط مستقیمی دارد. ترکیه نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی، پیوندهای تجاری و نقش سیاسی خود، از افزایش بیثباتی در غرب آسیا تأثیر میپذیرد. پاکستان هم علاوه بر روابط نزدیک با کشورهای اسلامی، در موقعیتی قرار دارد که میتواند از گسترش تنش میان بازیگران مهم منطقه آسیب ببیند.
بنابراین، حضور این سه کشور در تهران را میتوان بیش از آنکه نشانه تغییر کامل اتحادهای سیاسی دانست، نتیجه بازنگری در هزینههای ادامه بحران ارزیابی کرد.
برای درک اهمیت نشست تهران باید چند ماه به عقب بازگشت؛ زمانی که عربستان، ترکیه و پاکستان در اوت ۲۰۲۶ توافق دفاعی مشترکی را با عنوان «پیمان مکه» شکل دادند.
این توافق در شرایطی به امضا رسید که کشورهای منطقه به دنبال تقویت ظرفیتهای دفاعی و کاهش آسیبپذیری خود در برابر بحرانهای امنیتی بودند. اکنون نمایندگان همان سه کشور در تهران حاضر شدهاند تا با ایران درباره راههای کاهش تنش گفتوگو کنند.
همین تغییر صحنه، نکته قابلتوجهی در خود دارد. کشورهایی که برای تقویت امنیت خود به همکاری دفاعی مشترک روی آوردهاند، ظاهراً به این جمعبندی نیز رسیدهاند که ترتیبات دفاعی، بهتنهایی برای جلوگیری از گسترش بحران کافی نیست.
با این حال همین واقعیت که طرفهای دارای اختلافات راهبردی، بهجای قطع ارتباط، مسیر مذاکره را انتخاب کردهاند، میتواند از تغییر در محاسبات امنیتی آنها خبر دهد.
چرا عربستان بیش از گذشته نگران گسترش بحران است؟
در میان کشورهای حاضر، انگیزههای عربستان اهمیت ویژهای دارد. ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده است همزمان با تقویت توان دفاعی، محیط منطقهای باثباتتری برای اجرای برنامههای بلندمدت اقتصادی خود فراهم کند.
چنین برنامههایی نیازمند امنیت سرمایهگذاری، ثبات بازار انرژی، استمرار تجارت و کاهش احتمال درگیریهای پرهزینه است. افزایش تنش در خلیج فارس یا گسترش بحران یمن میتواند این محاسبات را با چالش روبهرو کند.
در روزهای منتهی به نشست تهران، تحولات یمن و تشدید حملات حوثیها به اهداف مرتبط با عربستان، بار دیگر نشان داد که یک بحران منطقهای چگونه میتواند مستقیماً به نگرانی امنیتی برای ریاض تبدیل شود.
وزارت خارجه عربستان نیز در توضیح هدف سفر هیئت این کشور به تهران، بر کاهش تنش، تقویت راهحلهای دیپلماتیک و حمایت از میانجیگری پاکستان و قطر تأکید کرد.
این موضع نشان میدهد که ریاض، دستکم در مقطع کنونی، مهار بحران و جلوگیری از بازگشت درگیری گسترده را در اولویت قرار داده است.
با این همه، نباید تصور کرد عربستان از تمام نگرانیهای پیشین خود درباره سیاستهای منطقهای ایران عبور کرده است. واقعیت این است که دو کشور همچنان درباره برخی مسائل امنیتی اختلاف دارند، اما ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که مدیریت اختلاف، هزینه کمتری از تشدید تنش دارد.
از همین منظر، سفر خالد بن سلمان به تهران را میتوان تلاشی برای حفاظت از منافع امنیتی و اقتصادی عربستان در شرایطی دانست که ادامه بحران، به زیان ثبات کل منطقه تمام خواهد شد.
نقش پاکستان در این نشست از جنبه دیگری قابلتوجه است. براساس گزارشهای منتشرشده، ابتکار برگزاری نشست چهارجانبه از سوی اسلامآباد مطرح شده بود؛ کشوری که در ماههای اخیر تلاش کرده جایگاه فعالتری در میانجیگری منطقهای به دست آورد.
پاکستان از یکسو روابط گسترده سیاسی، اقتصادی و دفاعی با عربستان دارد و از سوی دیگر، همسایه ایران است و حفظ ثبات در روابط با تهران برای آن اهمیت مستقیم دارد. اسلامآباد همچنین تلاش کرده در مسیر کاهش تنش میان ایران و آمریکا نقش ارتباطی ایفا کند.
ترکیب این روابط، پاکستان را در موقعیتی قرار داده که میتواند پیامهای طرفهای مختلف را منتقل کند؛ هرچند همین تعدد مناسبات، محدودیتهایی نیز برای تحرک دیپلماتیک آن ایجاد میکند.
نکته مهم آن است که عضویت پاکستان در پیمان مکه، ضرورت حفظ ارتباط با ایران را از میان نبرده است. برعکس، پیچیدهتر شدن شرایط منطقه احتمالاً انگیزه این کشور برای جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به رویارویی گستردهتر را افزایش داده است.
حضور رئیس اطلاعات ترکیه چه پیامی دارد؟
حضور ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، یکی دیگر از ویژگیهای قابلتوجه نشست تهران بود.
آنکارا در سالهای اخیر کوشیده است ضمن حفظ روابط خود با غرب، نقش مستقلی در برخی پروندههای منطقهای ایفا کند. ترکیه در عین برخورداری از روابط امنیتی با متحدان غربی، با ایران نیز دارای مناسبات اقتصادی، مرز مشترک و مجموعهای از منافع منطقهای است.
برای چنین کشوری، گسترش درگیری در همسایگی ایران صرفاً یک مسئله سیاسی نیست. افزایش بیثباتی میتواند بر تجارت منطقهای، مسیرهای حملونقل، امنیت مرزها و معادلات سیاسی پیرامونی ترکیه تأثیر بگذارد.
رجب طیب اردوغان نیز همزمان با این تحولات هشدار داده است که حملات دوباره به ایران میتواند کشورهای خارج از درگیری را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
حضور رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، بهجای صرفاً یک مقام دیپلماتیک، نشاندهنده اهمیت ابعاد امنیتی این رایزنیهاست. البته از ترکیب هیئتها نمیتوان درباره توافقهای محرمانه یا تعهدات اعلامنشده نتیجهگیری کرد.
آنچه روشن است، تمایل آنکارا به حفظ کانال ارتباطی با تهران در شرایطی است که هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران داشته باشد.
چرا امنیت منطقه دیگر مسئله یک کشور نیست؟
بخش مهمی از اهمیت نشست تهران را باید در پیوند میان امنیت منطقه و اقتصاد جهانی جستوجو کرد.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان است و ادامه اختلال در تردد کشتیها یا افزایش تهدیدهای امنیتی در این مسیر، میتواند بر قیمت نفت، هزینه حملونقل و بازارهای بینالمللی اثر بگذارد.
در سوی دیگر بحران یمن و ناامنی در مسیرهای مرتبط با دریای سرخ و بابالمندب نیز بر نگرانیهای تجاری و امنیتی افزوده است. مجموعه این تحولات باعث شده مرز میان بحرانهای محلی و مخاطرات منطقهای بیش از گذشته کمرنگ شود.
برای عربستان، تهدید زیرساختهای اقتصادی و انرژی یک نگرانی جدی است. برای ترکیه، بیثباتی میتواند هزینههای تجارت و ارتباطات منطقهای را افزایش دهد. پاکستان نیز به دلیل موقعیت اقتصادی و ژئوپلیتیک خود، از پیامدهای اختلال در مسیرهای تجاری و انرژی مصون نیست.
ایران هم با پیامدهای اقتصادی افزایش تنش روبهروست؛ پیامدهایی که در کنار تحریمها و محدودیتهای تجاری، بر انتظارات فعالان اقتصادی و تصمیمگیری سرمایهگذاران تأثیر میگذارد.
به همین دلیل، کاهش احتمال درگیری تنها یک هدف امنیتی نیست، بلکه میتواند به یکی از پیشنیازهای بهبود شرایط اقتصادی کشورهای منطقه تبدیل شود.
فرصت ایران
برای تهران، نشست چهارجانبه یک فرصت سیاسی مهم ایجاد کرده است. حضور سه کشور عضو پیمان دفاعی مکه نشان میدهد که حتی بازیگرانی با ترتیبات امنیتی مستقل، برای بررسی آینده ثبات منطقه ضرورت تعامل با جمهوری اسلامی ایران را درک میکنند.
این موضوع با دیدگاه دیرینه تهران درباره شکلگیری سازوکارهای امنیتی منطقهای بر پایه مشارکت کشورهای منطقه ارتباط دارد.
مقامهای کشورمان بارها تأکید کردهاند که امنیت پایدار غرب آسیا باید با مشارکت دولتهای منطقه و کاهش وابستگی به مداخله بازیگران خارجی تأمین شود.
با این حال، تبدیل این دیدگاه به یک سازوکار عملی با موانع مهمی روبهروست. تفاوت روابط کشورهای منطقه با آمریکا، اختلافنظر درباره نقش بازیگران غیردولتی، بحران یمن و نگرانیهای متقابل امنیتی از جمله مسائلی هستند که دستیابی به یک توافق فراگیر را دشوار میکنند.
در چنین شرایطی، شاید واقعبینانهترین مسیر برای ما، حرکت تدریجی به سمت همکاری در حوزههایی باشد که منافع مشترک روشنتری دارند؛ از کاهش احتمال برخوردهای ناخواسته گرفته تا ایجاد کانالهای منظم ارتباطی و همکاری برای جلوگیری از گسترش بحران.
موفقیت در چنین اقداماتی میتواند اعتبار ابتکارهای دیپلماتیک تهران را افزایش دهد. در مقابل، اگر نشستها به انتشار بیانیههای کلی محدود شوند، فرصت ایجادشده احتمالاً اثر پایداری نخواهد داشت.
یک بیانیه کوتاه و چند پرسش بیپاسخ
با تمام اهمیتی که میتوان برای نشست تهران قائل شد، متن بیانیه پایانی نشان میدهد فاصله قابلتوجهی میان گفتوگوی اولیه و دستیابی به یک سازوکار امنیتی مشترک وجود دارد.
چهار کشور تنها بر ادامه رایزنیها برای تقویت همکاریهای منطقهای توافق کردهاند. در بیانیه منتشرشده، نه زمان مشخصی برای نشست بعدی اعلام شده، نه سازوکار اجرایی تازهای معرفی شده و نه تعهدی درباره مسائل اختلافی به چشم میخورد.
برای ارزیابی آینده نشست تهران باید به چند مسئله توجه کرد: آیا گفتوگوهای چهارجانبه ادامه پیدا میکند؟ آیا این کشورها میتوانند در مواقع بحرانی مواضع خود را هماهنگ کنند؟ آیا میانجیگری پاکستان و قطر به کاهش واقعی تنش میان ایران و آمریکا منجر خواهد شد؟ و مهمتر از همه، آیا همکاریهای اعلامشده میتواند بر تحولات میدانی منطقه تأثیر بگذارد؟
پاسخ به این پرسشها مشخص خواهد کرد که نشست تهران صرفاً یک تلاش مقطعی برای مهار بحران بوده یا میتواند زمینه یک همکاری پایدارتر را فراهم کند.











نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.