پرش به محتوای اصلی

سهمیه‌بندی خاموش در جایگاه‌های سوخت/ صف‌های طولانی و معیشت شهروندان در خطر

کد خبر 1224591
سهمیه‌بندی خاموش در جایگاه‌های سوخت

تهران این روزها شاهد صحنه‌های کم‌سابقه‌ای در جایگاه‌های سوخت است؛ نازل‌هایی که یکی‌یکی خاموش می‌شوند و صف‌هایی که هر ساعت طولانی‌تر می‌شوند.

گزارش‌های میدانی حکایت از آن دارد که پس از اتمام سهمیه‌ی روزانه هر جایگاه، تعداد قابل‌توجهی از نازل‌ها از مدار خارج شده و عملاً دسترسی به سوخت با محدودیت جدی مواجه شده است.

نکته‌ی نگران‌کننده، عدم اطلاع‌رسانی شفاف درباره‌ی این سازوکار جدید است. شهروندان بدون هیچ هشدار قبلی، ناگهان خود را در میان صف‌های طولانی و سردرگمی می‌بینند؛ ترافیک‌های سنگین در معابر اطراف جایگاه‌ها و سرگردانی رانندگان برای یافتن یک نازل فعال، تنها بخشی از تصویری است که این روزها در پایتخت قابل مشاهده است.

هزینه‌های پنهان؛ از اتلاف وقت تا رانت‌سازی

محدودیت در عرضه بنزین، فراتر از یک اختلال موقتی در سوخت‌گیری است. هر ساعتی که شهروندان در صف می‌ایستند، بخشی از زمان مفید نیروی کار از چرخه‌ی تولید و فعالیت اقتصادی خارج می‌شود. اما هزینه‌ها به همین جا ختم نمی‌شود:

بازار غیررسمی سوخت: با دشوار شدن سوخت‌گیری عادی، فروش کارت سوخت آزاد با قیمت‌های نجومی و عرضه‌ی بنزین گالنی در حاشیه‌ی خیابان‌ها رونق می‌گیرد؛ رانتی که به جیب دلالان می‌رود.

فشار تورمی: بنزین تنها یک سوخت شخصی نیست؛ ستون‌فقرات حمل‌ونقل کالا و خدمات به آن وابسته است. افزایش هزینه‌ی جابه‌جایی، از مواد غذایی تا دارو را گران‌تر می‌کند و این فشار بیشترین ضربه را به دهک‌های کم‌درآمد و متوسط وارد می‌آورد.

مالیات پنهان واپس‌گرا: وقتی هزینه‌های سوخت سهم بیشتری از درآمد خانوارهای کم‌بضاعت را به خود اختصاص می‌دهد، عملاً یک مالیات پنهان بر معیشت آنها تحمیل شده است.

برای کسانی که درآمد روزانه‌شان با چرخش چرخ‌های خودرو یا موتورسیکلت گره خورده، خاموشی نازل‌ها یعنی توقف کار و از دست رفتن درآمد همان روز. یک راننده‌ی مسافرکش یا پیک باربری نمی‌تواند ساعتها در صف بماند و سپس کار کند؛ درآمدش در همان ساعات اولیه‌ی روز تعیین می‌شود. این گروه از جامعه، بیش از دیگران آسیب می‌بینند و شکاف دسترسی به خدمات عمومی عمیق‌تر می‌شود.

شاید تلخ‌ترین پیامد این رویداد، تأثیر آن بر سرمایه‌ی اجتماعی و احساس امنیت روانی شهروندان باشد. وقتی تصمیمی با تأثیر مستقیم بر زندگی روزمره، بدون اطلاع‌رسانی و شفافیت اجرا شود، پیش‌بینی‌پذیری از زندگی مردم گرفته می‌شود. غافلگیری‌های مکرر، خشم فروخورده و ناامیدی را در جامعه دامن می‌زند؛ احساسی که فاصله‌ی مردم با حاکمیت را افزایش می‌دهد.

ناترازی بنزین در ایران ریشه در عمق ساختار اقتصادی دارد: کمبود سرمایه‌گذاری در پالایشگاه‌ها، تولید خودروهای پرمصرف، ضعف حمل‌ونقل عمومی و انجماد قیمت‌گذاری. محدود کردن نازل‌ها و ایجاد صف، نه‌تنها این ریشه‌ها را خشک نمی‌کند، بلکه بحران را از سطح سیاست‌گذاری به خیابان منتقل می‌نماید.

راه‌حل واقعی، اصلاح زنجیره‌ی تولید، کاهش هدررفت، توسعه‌ی حمل‌ونقل عمومی و اجرای سیاست‌های بازتوزیعی عادلانه و شفاف است؛ نه جیره‌بندی قطره‌چکانی و تحمیل شوک‌های عصبی و مالی به شهروندانی که حق دارند بدانند فردا با چه چالش‌هایی روبه‌رو خواهند بود.

اقتصاد‌آنلاین

 

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.