یکم خرداد گذشته، جوانی به نام «صادق-ک» کودک ۱۱ سالهای را که به یکی از مراکز بازیهای رایانهای در بلوار شهید فلاحی مشهد رفته بود، با توسل به حیله و نیرنگ و به بهانه خرید ساندویچ از گیمنت بیرون برد.
«سیدایلیا» که در مسیر متوجه رفتارهای مشکوک جوان ۲۳ ساله شده بود، با همان سادگی کودکانهاش قصد داشت به گونهای خانوادهاش را از محل حضور خود مطلع کند، ولی جوان مکار اجازه استفاده از تلفن همراه را به وی نداد و با این ادعا که «گوشی را در جیبت بگذار وگرنه آن را سرقت میکنند!» «سیدایلیا» را به شدت ترساند.
حالا دیگر کودک معصوم با اضطراب و نگرانی قدم برمیداشت و جرئت فریاد هم نداشت. حدود نیم ساعت بعد، وقتی از زیرگذر بزرگراه به زمینهای خالی و حاشیه کال چهلبازه رسیدند، دیگر موجی از وحشت سراپای کودک را فراگرفت. او که میدید در آن تاریکی ابتدای شب به نقطهای خلوت و ترسناک رسیدهاند، ضربان قلبش تندتر شد، اما چشمان وحشتآلود و از حدقه بیرونزده جوان، امکان هر عکسالعملی را از او گرفته بود و تنها درخواستش با همان نجابت کودکانه، اجازه بازگشت به خانه بود تا خانوادهاش نگران نشوند. ولی جوان ۲۳ ساله که افکار پلیدی را در سر میپروراند، در یک لحظه کودک بیگناه را در حالی روی زمین انداخت که سنگ بزرگی را به دست گرفته بود تا «ایلیا کوچولو» را تسلیم کند و گوشی تلفنش را به سرقت ببرد.
در این هنگام او با ناجوانمردی بیرحمانهای ضربات سنگ را بر سر کودک معصوم فرود آورد و او خونآلود نقش بر زمین خاکی شد.
ضارب بیرحم او را به همین حال رها کرد و برای آنکه پیکر زخمی از چشم رهگذران یا رانندگان عبوری پنهان بماند، دستان زخمی کودک را گرفت و پیکرش را کشانکشان به حاشیه دیواره سنگی رودخانه (کال چهلبازه) برد و از آنجا پایین انداخت.
هنوز «سیدایلیا» زنده بود و با مرگ میجنگید، شاید هم میخواست زنده بماند تا خانوادهاش را از نگرانی و اضطراب نجات دهد که مرد جنایتکار گوشی تلفن او را برداشت و به طرف هسته مرکزی شهر به راه افتاد.
چند ساعت از این ماجرای هولناک و دردناک گذشته بود و در حالی که خانواده «سیدایلیا» با نگرانی ترسناکی به دنبال او میگشتند، مرد معتادی برای استعمال مواد مخدر به کنار دیواره سنگی رودخانه رفت. او با دیدن کودک زخمی هراسان شد و بلافاصله به جستوجو پرداخت تا فردی را پیدا کند که گوشی تلفن داشته باشد. طولی نکشید که یکی از کارگران فضای سبز را دید و ماجرا را برایش بازگو کرد.
خیلی زود زنگ تلفن امدادگران اورژانس به صدا درآمد و نیروهای امدادی پیکر نیمهجان و خونآلود «سیدایلیا» را به بیمارستان طالقانی رساندند، اما او هیچگونه مدرک شناسایی نداشت. تلاش کادر درمانی برای نجات وی به نتیجه نرسید و «سیدایلیا» لحظاتی بعد تسلیم مرگ شد.
فرار متهم و دستگیری در اتوبوس
از سوی دیگر، صادق برای فرار از مجازات به سوی پایانه مسافری مشهد رفت و با تهیه بلیت سوار اتوبوس شد تا به سمنان برود و اینگونه راز جنایت تکاندهندهاش پنهان بماند. در همین حال، خانواده «سیدایلیا» ماجرای گم شدن او را به پلیس گزارش دادند و گروهی از افسران پلیس آگاهی جستوجوهای گستردهای را آغاز کردند تا اینکه در نیمههای شب مشخص شد پیکر بیجان کودک مذکور در بیمارستان طالقانی است.
طولی نکشید که با ردزنیهای پلیس، متهم در مسیر حرکت به سوی سبزوار شناسایی و درون اتوبوس دستگیر شد. این جوان ۲۳ ساله در ساعات اولیه بامداد به مشهد انتقال یافت و در حضور قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب به قتل «سیدایلیا» اعتراف کرد و به تشریح جزئیات جنایت هولناک خود پرداخت.
تأیید سلامت روانی متهم و برگزاری دادگاه
با تکمیل تحقیقات در دادسرا، جوانب و ابعاد این جنایت وحشتناک بررسی شد و پزشکان قانونی نیز دو بار سلامت روانی متهم را تأیید کردند. به همین خاطر و با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، پرونده مذکور به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال و جلسه محاکمه به طور ویژه و خارج از نوبت برگزار شد.
متهم در جلسه دادگاه ادعا کرد: «چون از ۴ سال قبل داروهای اعصاب و روان را قطع کردم، نفهمیدم چگونه آن سنگ به دستم آمد و آن کودک را به قتل رساندم.» این در حالی بود که قضات دفاعیات او را به چالش کشیدند و از او خواستند توضیح دهد اگر متوجه ارتکاب جنایت نبودی و چیزی نمیفهمیدی، پس چگونه بازیهای رایانهای انجام میدادی؟ چرا از صحنه جنایت فرار کردی؟ چگونه متوجه شدی که برای رفتن به سمنان باید بلیت تهیه کنی؟ چگونه شماره تلفنهای ۱۲۴ گرانفروشی و ۱۳۷ شهرداری را حفظ بودی و به قول خودت تخلفات را گزارش میدادی؟
متهم که دیگر فقط سکوت کرده بود، در نهایت جرایم هولناک خود را پذیرفت و بدین ترتیب قضات دادگاه وارد شور شدند و رأی خود را در این پرونده جنایی صادر کردند؛ در حالی که متهم مدعی بود قبل از وقوع این جنایت تکاندهنده، دو کودک را مورد آزار شیطانی و اعمال شنیع خلاف عفت قرار داده، اما خانوادهها به خاطر حفظ آبرویشان از او شکایت نکردهاند.
رأی دادگاه
بنا به رأی صادره از شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی، متهم «صادق-ک» به خاطر ارتکاب قتل عمدی به قصاص نفس با طناب دار، و به دلیل رفتارهای شیطانی و اعمال شنیع خلاف عفت عمومی به اعدام محکوم میشود.
روزنامه خراسان نوشت: همچنین او را با اتهام آدمربایی به تحمل ۱۰ سال زندان و به دلیل سرقت به عنف گوشی تلفن «ایلیا» به تحمل ۱۰ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کردند. این رأی، قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.