پرش به محتوای اصلی

تهران بعد از جنگ چگونه باید دوباره طراحی شود؟ از «پارکینگ-پناهگاه» تا خروج پادگان‌ها از شهر

کد خبر 1220480
پناهگاه های تهران

 معاون شهردار تهران امروز از آغاز ساخت «پناهگاه و پارکینگ-پناهگاه» و ادامه رایزنی برای انتقال برخی مراکز نظامی و انتظامی از داخل شهر خبر داده است. او همچنین گفته شهرداری درباره انتقال پادگان‌ها با نهادهای مربوط مذاکره می‌کند و پروژه پادگان ۰۶ نیز به مرحله‌ای نزدیک شده که بخشی از فضای آن در اختیار عمومی قرار گیرد.

بازتاب– آنچه شهرداری تهران اکنون درباره ساخت پناهگاه‌های جدید و انتقال برخی مراکز نظامی و انتظامی مطرح می‌کند، در واقع دو پروژه جداگانه نیست، بلکه می‌توان آنها را اجزای یک بحث بزرگ‌تر درباره بازآرایی کاربری‌های حساس، افزایش فضای عمومی و بالا بردن تاب‌آوری پایتخت دانست.

موضوع انتقال پادگان‌ها از محدوده شهر نیز تازه نیست. مجلس در سال ۱۳۸۸ «قانون فروش و انتقال پادگان‌ها و سایر اماکن نیروهای مسلح به خارج از حریم شهرها» را تصویب کرد که بر اساس آن، با طی فرآیند قانونی و موافقت‌های لازم، امکان انتقال این مجموعه‌ها و تعیین تکلیف اراضی باقی‌مانده در شهر فراهم می‌شود. یکی از اهداف قانون این بود که بخشی از زمین‌های وسیع نظامی واقع‌شده در بافت شهری بتواند به کاربری‌های عمومی و شهری اختصاص پیدا کند.

اهمیت موضوع برای تهران از مقیاس این اراضی مشخص می‌شود. رئیس وقت شورای شهر تهران در سال ۱۳۹۹ گفته بود حدود پنج درصد مساحت پایتخت در اختیار پادگان‌ها قرار دارد؛ رقمی که اگرچه مربوط به آن مقطع زمانی است، نشان می‌دهد تصمیم درباره این زمین‌ها تا چه اندازه می‌تواند بر فضای سبز، شبکه معابر، خدمات عمومی و الگوی توسعه محلات اثر بگذارد.

یکی از شاخص‌ترین نمونه‌ها پادگان ۰۶ در شمال‌شرق تهران است. مذاکرات درباره سرنوشت این مجموعه سال‌ها ادامه داشته و در سال ۱۳۹۹ عملیات تبدیل بخشی از آن به فضای عمومی و بوستان آغاز شد. در بهمن ۱۴۰۴ نیز شهرداری منطقه ۴ اعلام کرد حدود ۳۵ هکتار، معادل ۳۵۰ هزار مترمربع از اراضی این مجموعه آزاد و در اختیار شهر قرار گرفته تا برای ایجاد بوستان و سرانه‌های عمومی مورد استفاده قرار گیرد.

بنابراین وقتی معاون شهردار از نزدیک شدن پروژه پادگان ۰۶ به مرحله‌ای سخن می‌گوید که بخش بیشتری از آن در اختیار شهروندان قرار گیرد، منظور صرفاً جابه‌جایی یک مجموعه نیست؛ موضوع درباره تبدیل یکی از بزرگ‌ترین پهنه‌های بسته شهری به فضایی است که می‌تواند بخشی از کمبود فضای سبز و خدمات عمومی مناطق اطراف را جبران کند.

با این حال تجربه همین پروژه یک مسئله مهم دیگر را نیز آشکار کرده است. انتقال پادگان هزینه دارد و نیروهای مسلح برای جابه‌جایی مجموعه‌های خود به منابع و زمین جایگزین نیاز دارند؛ به همین دلیل توافق میان شهرداری و مالک نظامی معمولاً شامل نوعی موازنه اقتصادی و شهرسازی است. در جریان مذاکرات پادگان ۰۶ نیز اعضای شورای شهر وقت صریحاً گفته بودند توافق زمانی عملی می‌شود که برای طرف نظامی نیز امکان تأمین هزینه انتقال وجود داشته باشد.

همین نقطه از منظر منافع عمومی حساس است. اگر هزینه انتقال از طریق ساخت‌وساز گسترده در همان زمین تأمین شود، ممکن است هدف اصلی یعنی افزایش فضای عمومی، کاهش تراکم و بهبود کیفیت زندگی شهروندان تضعیف شود. بنابراین پرسش کلیدی در هر پروژه انتقال پادگان فقط این نیست که «چند هکتار آزاد شده»، بلکه باید روشن شود چه سهمی از زمین به فضای سبز و خدمات عمومی می‌رسد، چه مقدار امکان ساخت‌وساز پیدا می‌کند و تراکم جدید چه اثری بر محله خواهد داشت.

پناهگاه‌ها؛ بازگشت یک کاربری فراموش‌شده

در کنار این روند، شهرداری تهران از اواخر سال گذشته ساخت نسل تازه‌ای از فضاهای موسوم به پارکینگ‌ـ‌پناهگاه را در دستور کار قرار داده است. فلسفه این پروژه‌ها آن است که شهر برای یک زیرساخت اضطراری که شاید سال‌ها مورد استفاده قرار نگیرد، فضای بلااستفاده نسازد؛ سازه در روزهای عادی کاربری معمول شهری، عمدتاً پارکینگ، داشته باشد و در شرایط اضطراری قابلیت تغییر کارکرد پیدا کند.

برای نمونه، «پارکینگ اعتماد» در منطقه ۱۰ به‌عنوان نخستین پروژه از این نوع معرفی شده است. بر اساس اطلاعات اعلام‌شده، این سازه حدود ۲۶۰۰ مترمربع زیربنا، چهار طبقه زیرسطحی و ظرفیت ۲۷۵ خودرو دارد و شهرداری می‌گوید در وضعیت اضطراری امکان استفاده از آن برای اسکان موقت چند هزار نفر پیش‌بینی شده است.

شهردار تهران نیز پیش‌تر از برنامه توسعه چنین فضاهایی در محلات مختلف پایتخت خبر داده و در بودجه سال ۱۴۰۵ نیز اعتباراتی برای تجهیز سازه‌های زیرسطحی و افزایش آمادگی مدیریت بحران در نظر گرفته شده است. علاوه بر پارکینگ‌ها، استفاده اضطراری از برخی زیرساخت‌های زیرزمینی موجود نیز در برنامه‌های شهری مطرح شده است.

اما اینجا نیز تعداد سازه‌ها نباید تنها معیار موفقیت باشد. «پناهگاه» تنها با زیرزمینی بودن یک ساختمان ایجاد نمی‌شود؛ سازه باید استانداردهای مشخص ایمنی، دسترسی، برق اضطراری، تهویه، ارتباطات، آب و امکانات اولیه داشته باشد و مهم‌تر از همه شهروندان اطراف باید بدانند در وضعیت بحران چگونه به آن دسترسی پیدا کنند.

از همین رو اگر تهران واقعاً قصد دارد تجربه بحران‌های اخیر را به سیاست شهری تبدیل کند، پروژه پناهگاه‌سازی باید بخشی از یک نقشه بزرگ‌تر باشد؛ نقشه‌ای که در آن مراکز درمانی، حمل‌ونقل عمومی، ذخایر اضطراری آب و انرژی، فضاهای عمومی و کاربری اراضی حساس به‌صورت یک شبکه دیده شوند.

در چنین نگاهی انتقال پادگان‌ها و ساخت پارکینگ‌ـ‌پناهگاه‌ها دو روی یک سیاست واحد خواهند بود: از یک طرف، کاهش تمرکز کاربری‌های بسته و حساس در میان بافت‌های متراکم و آزادسازی زمین برای شهروندان؛ و از طرف دیگر، ایجاد فضاهای شهری‌ای که در روز عادی برای مردم کار می‌کنند و در روز بحران قابلیت دیگری پیدا می‌کنند.

 بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که تهران چند پناهگاه تازه می‌سازد یا چند پادگان از شهر خارج می‌شود؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا تجربه بحران می‌تواند سرانجام تهران را وادار کند زیرساخت‌هایش را بر مبنای «شهر قابل ادامه در شرایط اضطراری» طراحی کند یا خیر.

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.