دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز شنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ پیشنهاد تازه ایران برای پایان دادن به درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات را رد کرد. این تصمیم در نگاه نخست تا اندازهای متناقض به نظر میرسد. آمریکا هفته هاست بازگشایی کامل تنگه هرمز را مطالبه میکند؛ اکنون ایران میگوید حاضر است ظرف کمتر از یک هفته این آبراه راهبردی را باز کند، اما رئیسجمهور آمریکا پاسخ منفی میدهد.
ترامپ هنگام گفتوگو با خبرنگاران در کاخ سفید صریحاً تأیید کرد پیشنهاد ایران را رد کرده است. او گفت ایران خواهان توافق است زیرا تحت فشار قرار گرفته و واشنگتن، به ادعای او، اکنون «کنترل» تنگه هرمز را در اختیار دارد. ترامپ در عین حال اصل مذاکره را رد نکرد و گفت با توافق مخالف نیست، اما پیشنهاد فعلی تهران برای او «قابل قبول» نیست.
ایران میگوید مذاکره زمانی معنا دارد که با کاهش فشار، توقف اقدامات نظامی و پذیرش اصل معامله متقابل همراه باشد. آمریکا در مقابل، در شرایط کنونی میخواهد بخش عمده فشار اقتصادی و نظامی خود را حفظ کند و از تهران بخواهد ابتدا در موضوعاتی که واشنگتن مهم میداند امتیاز بدهد.
بررسی مواضع رسمی دو طرف نشان میدهد اختلاف اصلی نه بر سر اصل بازگشایی تنگه، بلکه بر سر ترتیب اقدامات و تعریف دو طرف از مذاکره است. تهران کاهش فشار نظامی و رفع محاصره بنادر ایران را بخشی از یک فرآیند متقابل برای خروج از بحران میداند، در حالی که دولت ترامپ حفظ فشار بر ایران را یکی از اهرمهای اصلی خود برای رسیدن به توافق مطلوب واشنگتن تلقی میکند.
رویترز گزارش داده است که ترامپ روز شنبه ۲۶ سپتامبر صریحاً اعلام کرد پیشنهاد ایران را رد کرده است. طرح تهران از طریق میانجیهای قطری منتقل شده و بر اساس توضیحات مقامهای ایرانی، در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر ایران، میتوانست زمینه بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز و حرکت به سوی مذاکرات بعدی را فراهم کند.
ترامپ هنگام توضیح تصمیم خود مدعی شد مشکلات اقتصادی و توقف درآمدهای ایران باعث شده تهران برای رسیدن به توافق عجله داشته باشد. این سخنان نشان میدهد کاخ سفید شرایط موجود را نه مانعی در برابر مذاکره، بلکه عاملی برای افزایش قدرت چانهزنی آمریکا میبیند. دولت ترامپ پیشتر نیز رسماً اعلام کرده بود که سیاست «فشار حداکثری» را در کنار باز نگه داشتن مسیر توافق دنبال میکند.
منطق تهران؛ کاهش تنش باید متقابل باشد
در روایت رسمی جمهوری اسلامی، مسئله هرمز را نمیتوان مستقل از فشارهای نظامی و اقتصادی جاری بررسی کرد. تهران پیشنهاد کرده است خروج از بحران از طریق مجموعهای از اقدامات مرحلهای و متقابل دنبال شود؛ به این معنا که کاهش فشار و محدودیتهای مورد اعتراض ایران با اقدام تهران برای بازگشایی تنگه و سپس حرکت به سوی مذاکرات گستردهتر همراه شود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پس از اعلام مخالفت ترامپ نیز تأکید کرد که راهحل بحران از مسیر دیپلماسی میگذرد و بازگشایی هرمز به تحقق شروط ایران وابسته است. بنابراین از نگاه تهران، پیشنهاد هفتروزه به معنای درخواست امتیاز یکجانبه از آمریکا نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد سازوکاری است که در آن هر دو طرف اقداماتی همزمان یا مرحلهای انجام دهند.
مسعود پزشکیان نیز در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، بر همین برداشت از امنیت منطقهای تأکید کرد. رئیسجمهور گفت تهران امنیت خود را در ناامنی همسایگان جستوجو نمیکند و امنیت منطقه باید مشترک باشد. او همچنین موضع ایران در موضوع هستهای را «نه به سلاح هستهای و نه به محدودیت فناوری صلحآمیز هستهای» توصیف کرد و بر جایگزینی گفتوگو و دیپلماسی به جای جنگ تأکید داشت.
منطق واشنگتن؛ چرا فشار را اکنون کاهش دهد؟
در سوی مقابل، رفتار دولت آمریکا نشان میدهد واشنگتن فعلاً انگیزه محدودی برای کاهش یکجانبه فشار دارد. اگر کاخ سفید معتقد باشد فشار اقتصادی و نظامی ایران را به ارائه پیشنهاد تازه واداشته، کنار گذاشتن این فشار پیش از دستیابی به توافق مورد نظر آمریکا با راهبرد اعلامشده دولت ترامپ سازگار نیست.
ترامپ در سخنرانی خود در سازمان ملل نیز بار دیگر مسئله برنامه هستهای ایران را در مرکز سیاست واشنگتن قرار داد و تأکید کرد که آمریکا اجازه دستیابی ایران به سلاح هستهای را نخواهد داد.
به همین دلیل رد طرح ایران را دقیقتر است که مخالفت با فرمول پیشنهادی تهران برای رسیدن به توافق بدانیم، نه مخالفت با اصل بازگشایی هرمز یا اصل مذاکره. دولت آمریکا میخواهد بخش مهمی از اهرمهای خود را تا زمان دستیابی به توافق حفظ کند، در حالی که ایران کاهش عملی فشار را نشانهای ضروری برای ورود به یک فرآیند سیاسی معتبر میداند.
هرمز، صحنه یک اختلاف بزرگتر
اختلاف درباره تنگه هرمز در واقع بازتاب مناقشهای گستردهتر درباره مفهوم امنیت منطقهای است. کاخ سفید مدعی است نیروهای آمریکا توانستهاند بخش مهمی از مسیرهای کشتیرانی را فعال نگه دارند و در ماه اوت اعلام کرد نزدیک به ۱۵۰۰ کشتی تجاری تحت حفاظت آمریکا از منطقه عبور کردهاند. این ارقام، آمار رسمی دولت آمریکا هستند و نباید بهعنوان ارزیابی مستقل تلقی شوند.
در مقابل، تهران استدلال میکند نمیتوان شرایطی را پذیرفت که ایران تحت محدودیت اقتصادی و دریایی قرار داشته باشد، اما سایر کشورها بدون توجه به وضعیت امنیتی ایران از همان منطقه بهرهمند شوند. همین اختلاف نشان میدهد مسئله هرمز صرفاً به رفتوآمد نفتکشها محدود نیست، بلکه به برداشت متفاوت تهران و واشنگتن از امنیت، تحریم، بازدارندگی و نحوه آغاز مذاکرات بازمیگردد.
اختلاف اصلی؛ چه کسی و چگونه گام اول را بردارد؟
در نهایت، مهمترین مانع بر سر راه پیشنهاد هفتروزه ایران را باید در ترتیب اقدامات جستوجو کرد. واشنگتن بر اساس مواضع علنی خود حاضر نشده پیش از دستیابی به توافق مورد نظرش بخش اصلی فشار موجود را کنار بگذارد، در حالی که تهران نیز تأکید دارد تغییر اساسی در وضعیت هرمز باید با اقدام عملی و متقابل آمریکا همراه باشد.
بنابراین پرسش تعیینکننده دیگر این نیست که آیا دو طرف اصل مذاکره را میپذیرند یا خیر، بلکه این است که کاهش فشار، بازگشایی هرمز و آغاز مذاکرات با چه ترتیبی و با چه ضمانتی انجام شود.
از منظر اعلامشده جمهوری اسلامی، پیشنهاد هفتروزه تلاشی برای تبدیل رویارویی نظامی و اقتصادی به یک فرآیند دیپلماتیک متقابل است؛ در مقابل، دولت ترامپ همچنان حفظ فشار را بخشی از قدرت چانهزنی خود میداند. تا زمانی که این دو برداشت درباره نقطه آغاز توافق به یکدیگر نزدیک نشوند، حتی توافق محدود بر سر تنگه هرمز نیز لزوماً به معنای حل مناقشه گستردهتر تهران و واشنگتن نخواهد بود.









نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.