پرش به محتوای اصلی

همه راه‌ها به هرمز می‌رسد؛ معامله‌ای که می‌تواند جنگ را مهار کند

کد خبر 1219446
مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز

تهران و مسقط می‌گویند گفت‌وگوها درباره ترتیبات جدید تردد در تنگه هرمز به مراحل پایانی نزدیک شده و هم‌زمان منابع امنیتی رژیم اسرائیل مدعی‌اند واشنگتن آنها را درباره گام بعدی در وضعیتی از «ابهام و بلاتکلیفی» قرار داده است. هیچ‌یک از این تحولات هنوز به معنای آتش‌بس یا توافق جامع نیست؛ اما کنار هم قرارگرفتن آنها یک تغییر مهم را نشان می‌دهد، اینکه مرکز ثقل بحران، دست‌کم فعلاً از حملات نظامی به چگونگی عبور و مرور کشتی‌ها از باریکه‌ای آبی منتقل شده که نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کند.

بازتاب– آنچه اکنون در اطراف تنگه هرمز جریان دارد بیشتر شبیه مذاکره بر سر «قواعد یک مکث» است تا طراحی صلحی پایدار. عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان روز یکشنبه گفته مذاکرات ایران و عمان مراحل پایانی خود را طی می‌کند. هم‌زمان سخنگوی وزارت خارجه تأکید کرده تفاهم احتمالی با مسقط به‌خودی‌خود به معنای بازگشایی کامل تنگه نیست و مسیر مورد بحث نیز نه همان مسیر شمالی مورد نظر تهران است و نه مسیر جنوبی که پیش‌تر مطرح شده بود، بلکه ترتیبات تازه‌ای در دست مذاکره است.

این تمایز مهم است؛ زیرا بخش قابل توجهی از خبرهای چند روز گذشته، «توافق بر سر سازوکار هرمز» را با «پایان اختلاف بر سر هرمز» یکی گرفته‌اند، اما تهران چنین برداشتی را تأیید نکرده است.

ترامپ حمله را متوقف کرده؛ اما آتش‌بس اعلام نشده است

کاخ سفید در روزهای اخیر میان تهدید و مذاکره حرکت کرده است. ترامپ پس از نزدیک به دو هفته حملات آمریکا، دستور توقف مرحله تازه عملیات را داد، اما هم‌زمان هشدار داده اگر گفت‌وگوها سریع نتیجه ندهد، آمریکا ممکن است دوباره به اقدام نظامی بازگردد. مقام‌های ایرانی نیز تأکید کرده‌اند مکث در حملات را نباید به معنای آتش‌بس رسمی دانست و اماده اند تا پاسخ قاطعی به حملات احتمالی بدهند.

گزارش گاردین نشان می‌دهد تصمیم ترامپ فقط محصول دیپلماسی نبوده است. مقام‌های ارشد نظامی آمریکا درباره محدودیت ادامه عملیات، کاهش ذخایر برخی مهمات و هزینه گسترش درگیری هشدار داده بودند. در همان زمان، گفت‌وگوهای ایران و عمان بر سر هرمز نشانه‌هایی از پیشرفت نشان می‌داد. این دو عامل ــ هزینه نظامی ادامه جنگ و امکان یک خروج دیپلماتیک ــ ظاهراً در یک نقطه به هم رسیده‌اند.

در نتیجه، توقف حملات را می‌توان بیشتر یک فرصت زمانی برای آزمودن دیپلماسی دانست تا تغییر قطعی راهبرد واشنگتن.

چرا هرمز به گره اصلی تبدیل شده است؟

پیش از اختلال‌های ناشی از جنگ، حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این مسیر عبور می‌کرد. هر تغییر در امنیت این آبراه تقریباً بلافاصله بر قیمت نفت، هزینه بیمه کشتی‌ها و کرایه حمل اثر می‌گذارد. به همین دلیل هرمز اکنون برای هر طرف معنای متفاوتی دارد.

برای ایران مسئله به امنیت ملی، حقوق دولت ساحلی، نظارت بر تردد و جلوگیری از بازگشت ترتیبات پیش از جنگ گره خورده است. یک مقام وزارت خارجه این هفته صراحتاً گفته بود هرمز «به ترتیبات پیش از جنگ بازنخواهد گشت».

برای واشنگتن، اولویت فوری‌تر بازگشت جریان قابل پیش‌بینی کشتیرانی و جلوگیری از اختلال در بازار انرژی است. آمریکا پیش‌تر خواستار عبور آزاد کشتی‌ها بدون عوارض اجباری شده بود.

عمان نیز در میانه این دو قرار گرفته است، کشوری که خود در ساحل جنوبی تنگه قرار دارد، روابطش را با تهران حفظ کرده و در عین حال شریک قدیمی آمریکا در منطقه است.

«راه سوم» چیست؟

طرح‌ها طی چند هفته چند بار تغییر کرده‌اند. عمان پیشتر پیشنهادی را مطرح کرده که بر مدیریت منطقه‌ای تنگه و دریافت کمک‌های داوطلبانه از شرکت‌های کشتیرانی برای خدماتی مانند ایمنی دریانوردی، حفاظت محیط‌زیست و امداد و نجات تکیه داشت. منابع رویترز گفتند این مدل تا حدی از سازوکار تنگه مالاکا الهام گرفته شده بود.

ایران پیشنهاد مدیریت مشترک منطقه‌ای به شکل اولیه را رد کرد و تأکید داشت تهران و مسقط باید هر یک بر اساس حوزه جغرافیایی و حقوق خود در اداره تنگه نقش داشته باشند و قدرت‌های دیگر وارد ساختار مدیریت نشوند. مقام ایرانی مورد استناد رویترز همچنین گفته بود تقسیم ۵۰-۵۰ کنترل مسیر با منافع ایران سازگار نیست.

اما خبرهای تازه نشان می‌دهد مذاکرات متوقف نشده است. گویا طرح نهایی احتمالاً نه مسیر شمالی قبلی و نه مسیر جنوبی پیشنهادی خواهد بود. وال‌استریت ژورنال نیز از مدلی خبر داده که در آن ترتیبات تازه‌ای برای تردد در محدوده‌های مرتبط با ایران و عمان شکل می‌گیرد. جزئیات کامل این طرح هنوز رسماً منتشر نشده و بنابراین هر نقشه‌ای از «راه سوم» در این مرحله باید مقدماتی تلقی شود.

پول کشتی‌ها؛ عوارض یا هزینه خدمات؟

گفته می شود یکی از حساس‌ترین اختلاف‌ها حتی بر سر خود پول نیست، بلکه بر سر نام و ماهیت آن است. تهران استدلال کرده است عبور ده‌ها هزار شناور و نفتکش در سال برای محیط‌زیست و ایمنی منطقه هزینه ایجاد می‌کند و می‌توان برای خدمات مشخص دریایی سازوکاری مالی در نظر گرفت. عمان نیز مدل پرداخت داوطلبانه برای خدماتی مانند ناوبری، نجات و حفاظت محیط‌زیست را بررسی کرده است.

برای آمریکا اما تفاوت میان «هزینه خدمات» و «عوارض عبور» بسیار مهم است. واشنگتن با سازوکاری که در عمل به دریافت پول اجباری صرفاً برای عبور از آبراه تبدیل شود مخالفت کرده است. همین اختلاف واژگانی در ظاهر کوچک، بخش مهمی از توافق احتمالی را تعیین خواهد کرد.

اگر پرداخت داوطلبانه و در مقابل خدمات مشخص باشد، الگوی مالاکا می‌تواند سابقه‌ای قابل استناد ایجاد کند. اگر پرداخت شرط عبور شود، مسئله حقوقی و سیاسی به مراتب پیچیده‌تر خواهد شد.

رژیم اسرائیل نگران است

در میان همه خبرهای مربوط به هرمز، شاید سیاسی‌ترین بخش ماجرا از رژیم اسرائیل آمده است. برخی رسانه ها به نقل از منابع امنیتی اسرائیلی گزارش کرده اند که تصمیم‌های ناگهانی ترامپ، مقام‌های اسرائیلی را در ابهام درباره ادامه عملیات قرار داده است. این ادعا مستقلاً از سوی مقام رسمی رژیم اسرائیل تأیید نشده و بنابراین باید به‌عنوان روایت منابع رسانه‌ای اسرائیل دیده شود، نه واقعیتی قطعی.

با این حال شواهد دیگری وجود دارد که نشان می‌دهد اولویت‌های واشنگتن و تل‌آویو کاملاً یکسان نیست.

گاردین گزارش کرده بنیامین نتانیاهو از روند مذاکرات واشنگتن با ایران انتقاد داشته و خواستار حفظ فشار بر برنامه هسته‌ای و موشکی ایران بوده است؛ در مقابل مذاکره‌کنندگان آمریکایی در روزهای اخیر بخش زیادی از تمرکز فوری خود را روی بازگرداندن ثبات به تنگه هرمز گذاشته‌اند.

این اختلاف الزاماً به معنای شکاف راهبردی میان دو متحد نیست. آمریکا و اسرائیل در بسیاری از اهداف امنیتی هم‌جهت‌اند. اما درباره زمان، دامنه و نقطه پایان عملیات می‌توانند محاسبات متفاوتی داشته باشند.

برای ترامپ توافقی که کشتیرانی را تثبیت کند، قیمت انرژی را پایین بیاورد و امکان اعلام یک «دستاورد» را فراهم کند، ممکن است ارزش سیاسی مستقلی داشته باشد. همین تفاوت می‌تواند منشأ همان ابهامی باشد که منابع اسرائیلی از آن سخن گفته‌اند.

عمان؛ میانجی‌ای که خودش بخشی از مسئله است

نقش مسقط در این پرونده معمولی نیست. عمان سال‌ها کانال ارتباطی میان ایران و غرب بوده، اما این بار برخلاف مذاکرات هسته‌ای، خود نیز یک کشور ساحلی تنگه و ذی‌نفع مستقیم است.

گاردین پیش‌تر گزارش کرده بود عمان در برابر فشار آمریکا برای فاصله‌گرفتن از تهران مقاومت کرده و تأکید داشته است هر سازوکار تازه باید با حقوق بین‌الملل دریایی سازگار باشد. مسقط همچنین تلاش کرده مدل مالی احتمالی را از مفهوم «عوارض عبور» جدا کند و آن را به خدمات واقعی دریایی پیوند بزند.

این جایگاه هم مزیت است و هم محدودیت. عمان بهتر از بسیاری از میانجی‌ها جزئیات جغرافیایی و حقوقی تنگه را می‌شناسد؛ اما چون خود در نتیجه نهایی سهم دارد، نمی‌تواند صرفاً نقش پیام‌رسان بی‌طرف را بازی کند.

شاید دقیقاً به همین دلیل است که توافق ایران و عمان به «شرط لازم» برای خروج از بحران تبدیل شده، نه شرط کافی آن.

یک توافق کوچک می‌تواند جنگ بزرگ را متوقف کند؟

پاسخ فعلاً روشن نیست. توافق احتمالی درباره تنگه، پرونده‌های هسته‌ای، تحریم‌ها، امنیت منطقه و اختلاف‌های گسترده تهران و واشنگتن را حل نمی‌کند. سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نیز تأکید کرده تفاهم با عمان به معنای خودکار بازگشایی کامل تنگه نیست.

اما در دیپلماسی بحران حل یک مسئله محدود گاهی اهمیت بیشتری از دامنه ظاهری آن دارد. در سال‌های گذشته تنگه هرمز اغلب به‌عنوان یک «نقطه خفگی» انرژی معرفی می‌شد؛ جایی که هر بحران می‌تواند عرضه نفت را مختل کند.

هرمز اکنون هم‌زمان اهرم امنیتی ایران، نگرانی اقتصادی آمریکا، مسئله حاکمیتی عمان و عامل فشار بازار جهانی انرژی است. همین چندلایه‌بودن باعث شده مذاکره درباره چند کیلومتر مسیر دریایی، عملاً به مذاکره درباره بخشی از نظم امنیتی خلیج فارس تبدیل شود.

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.