بازتاب– بازار نفت امروز تصویری دارد که در نگاه اول متناقض به نظر میرسد. یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان هنوز با اختلال جدی روبهروست، مذاکرات ایران و آمریکا پیشرفتی نشان نمیدهد و برآوردهای عرضه نیز از کسری قابل توجه حکایت دارد؛ با این حال قیمت نفت کاهش یافته است. نفت برنت در معاملات امروز حدود ۸۸٫۸۷ دلار و نفت خام آمریکا حدود ۸۳٫۱۱ دلار معامله شد.
این رفتار نشان میدهد بازار انرژی وارد مرحله تازهای شده است. اگر در ماههای نخست بحران سؤال اصلی معاملهگران «چقدر نفت از بازار حذف میشود؟» بود، اکنون سؤال دیگری در کنار آن قرار گرفته است: قیمتهای بالا و نااطمینانی چند ماهه چه مقدار از تقاضای جهانی را از بین بردهاند؟
پاسخ همین سؤال توضیح میدهد چرا خبر منفی از هرمز الزاماً به جهش روزانه قیمت نفت منجر نمیشود.
شوک عرضه هنوز واقعی است
افت قیمت امروز به معنای پایان بحران عرضه نیست. آژانس بینالمللی انرژی برآورد خود از عرضه جهانی نفت در سال ۱۴۰۵ را کاهش داده و از افت چند میلیون بشکهای نسبت به برآوردهای قبلی خبر داده است. بر اساس گزارش رویترز از تازهترین ارزیابی این نهاد، عرضه جهانی در سال جاری میلادی حدود ۴٫۳ میلیون بشکه در روز کاهش مییابد و شکاف میان عرضه و تقاضا همچنان قابل توجه خواهد بود.
ترافیک واقعی هرمز نیز هنوز فاصله زیادی با شرایط عادی دارد. در یکی از تازهترین روزهای ثبتشده تنها شش کشتی از مسیر مورد بررسی عبور کردند؛ رقمی که نه فقط کمتر از میانگین روزهای اخیر، بلکه بسیار پایینتر از سطح پیش از بحران است. بنابراین کسی نمیتواند افت امروز نفت را نشانه «عادیشدن» بازار تلقی کند.
اما بازارهای کالایی فقط وضعیت امروز را قیمتگذاری نمیکنند؛ آنها میکوشند چند ماه آینده را حدس بزنند. درست در همین نقطه، تقاضا وارد داستان میشود.
وقتی قیمت بالا خودش مصرف را کاهش میدهد
آژانس بینالمللی انرژی اکنون برای تقاضای جهانی نفت در سال جاری میلادی کاهش حدود ۱٫۶ میلیون بشکه در روز را پیشبینی کرده است. اوپک هنوز کاهش مطلق تقاضا را پیشبینی نمیکند و انتظار رشد حدود ۵۸۰ هزار بشکهای دارد، اما حتی این برآورد نیز نسبت به قبل ضعیفتر شده است. اختلاف این دو نهاد درباره جهت تقاضا قابل توجه است، اما پیام مشترک آنها روشن است: چشمانداز مصرف ضعیفتر شده است.
این همان مکانیسمی است که اقتصاددانان از آن با عنوان «تخریب تقاضا» یاد میکنند. اگر انرژی برای مدت طولانی گران بماند، مصرفکننده سفرهای غیرضروری را کاهش میدهد، شرکتها هزینهها را مدیریت میکنند، صنعت سرعت تولید را پایین میآورد و اقتصادهای واردکننده انرژی با فشار تورمی و رشد ضعیفتر روبهرو میشوند.
در آن نقطه، کمبود نفت همچنان وجود دارد اما تعداد خریدارانی که حاضر یا قادرند قیمت بالاتر بپردازند کمتر میشود.
عدد ۱۷٫۴ میلیون بشکهای که بازار را تکان داد
یک داده آمریکا این نگرانی را تشدید کرد. ذخایر تجاری نفت خام این کشور در یک هفته ۱۷٫۴ میلیون بشکه افزایش یافت؛ افزایشی که بسیار بزرگتر از انتظار بازار بود. رویترز این افزایش را بزرگترین رشد هفتگی از اوایل سال ۱۴۰۲ توصیف کرده و کاهش صادرات را یکی از عوامل آن دانسته است.
ذخایر یک هفته بهتنهایی روند اقتصاد جهانی را تعیین نمیکند. ممکن است مسائل لجستیکی، تغییر صادرات، تعمیرات پالایشگاهی یا زمانبندی ورود محمولهها روی داده اثر گذاشته باشند. اما هنگامی که چنین عددی همزمان با کاهش برآورد تقاضای جهانی منتشر میشود، معاملهگر آن را فقط یک حادثه آماری نمیبیند.
بازار شروع میکند به پرسیدن اینکه آیا نفتی که به دلیل بحران کمیاب شده، در عین حال برای بخشی از اقتصاد جهان بیش از حد گران شده است.
دو بازار نفت در یک بازار
در نتیجه امروز عملاً با دو روایت همزمان روبهرو هستیم. روایت اول میگوید: عرضه خاورمیانه محدود است، هرمز هنوز به شرایط عادی بازنگشته و ریسک سیاسی بالاست؛ پس نفت باید گران بماند.
روایت دوم میگوید: رشد مصرف ضعیف شده، ذخایر آمریکا افزایش یافته و هزینه بالای انرژی در حال فشار آوردن به اقتصاد جهانی است؛ بنابراین ظرفیت افزایش بیشتر قیمت محدود میشود.
رفتار نفت در محدوده زیر ۹۰ دلار حاصل برخورد همین دو روایت است.
این نکته برای ایران نیز اهمیت دارد. تصور سادهای وجود دارد که هرچه اختلال عرضه بیشتر شود، افزایش قیمت نفت میتواند بهطور خطی اثر آن را جبران کند. اما اگر کاهش صادرات فیزیکی با افت تقاضا و سقفگذاری بازار بر قیمت همراه شود، این رابطه بسیار پیچیدهتر خواهد شد.
سیاست، تقاضا را هر روز جابهجا میکند
عامل سوم مذاکرات است. در هفته اخیر خبرهای مربوط به احتمال توافق بر سر هرمز بارها قیمت نفت را جابهجا کرده است. یک خبر امیدوارکننده درباره میانجیگری میتواند بخشی از «پریمیوم ریسک» را از قیمت خارج کند و چند ساعت بعد یک تکذیب سیاسی دوباره همان ریسک را برگرداند.
این وضعیت احتمال نوسان بالا را حفظ میکند، اما جهت بلندمدت را فقط مذاکرات تعیین نخواهد کرد. اگر تقاضای جهانی همچنان ضعیف شود، حتی ادامه اختلال عرضه نیز ممکن است نتواند نفت را به اوجهای قبلی بازگرداند. برعکس، اگر توافقی ناگهانی مسیر صادرات را باز کند در حالی که مصرف جهانی ضعیف باقی مانده، فشار نزولی میتواند شدیدتر شود.
بنابراین مهمترین یافته امروز بازار نفت یک عدد ۸۸ یا ۸۹ دلاری نیست. بازار برای نخستین بار بهوضوح نشان میدهد که نگرانی درباره تقاضا میتواند بخشی از اثر بحران عرضه را خنثی کند.
این تغییر اگر ادامه پیدا کند، شاید مرحله بعدی بحران انرژی را تعریف کند؛ مرحلهای که جهان نه فقط با کمبود نفت، بلکه با اقتصادی روبهرو میشود که برای خرید همان نفت گران اشتهای کمتری دارد.
برای بررسی تازهترین نرخ جهانی نفت، انرژی و فلزات، صفحه بازار جهانی در بازار بازتاب را ببینید.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.