روز سوم سقوط بورس؛ سرمایهگذاران چه آیندهای را میبینند؟
بازتاب– شاخص کل بورس روز شنبه ۲۰ تیر حدود ۱۰۴ هزار واحد افت کرد. روز یکشنبه نیز ۱۲۶ هزار و ۹۶۳ واحد دیگر عقب نشست و روز دوشنبه با کاهش بیش از ۱۰۰ هزار واحدی، کانال پنج میلیون واحد را از دست داد. برآیند این ارقام از افتی حدود ۶ درصدی در سه جلسه معاملاتی حکایت دارد. چرا افت شاخص هموزن مهمتر است؟
شاخص کل به دلیل وزن بالای شرکتهای بزرگ ممکن است تحت تأثیر چند نماد شاخصساز قرار گیرد؛ اما افت همزمان شاخص هموزن نشان میدهد فروش به بخش گستردهتری از بازار سرایت کرده است.
روز یکشنبه تنها ۱۱۷ نماد مثبت بودند، درحالیکه ۶۷۶ نماد با افت قیمت بسته شدند. این نسبت، از یک فشار فروش فراگیر حکایت دارد و فرضیه محدودبودن ریزش به صنایع خاص را تضعیف میکند. خروج پول، مهمتر از عدد شاخص
در معاملات یکشنبه حدود چهار هزار و ۴۷۳ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار خارج شد. این داده بهتنهایی ثابت نمیکند تمام سرمایه خارجشده به طلا، ارز یا سپرده بانکی رفته است، اما نشان میدهد سرمایهگذاران خرد در مقیاس بزرگی در حال کاهش مواجهه خود با سهام بودهاند. چنین وضعیتی باید سه جریان بهطور همزمان بررسی شود: ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت، افزایش تقاضا برای طلا و ارز و میزان فروش اجباری ناشی از اعتبار کارگزاریها. بدون انتشار این مجموعه دادهها، نسبتدادن ریزش به یک عامل واحد بیشتر شبیه روایتسازی است تا تحلیل.
دلار همیشه ناجی بورس نیست
یکی از برداشتهای رایج این است که افزایش نرخ ارز باید سهام شرکتهای صادراتی را تقویت کند. این رابطه تنها زمانی برقرار است که بازار اطمینان داشته باشد شرکت میتواند ارز حاصل از صادرات را با نرخ مناسب تبدیل کند، انرژی و مواد اولیه در دسترس است و دولت از طریق قیمتگذاری یا عوارض، بخش بزرگی از سود را جذب نمیکند.
اگر همزمان ریسک محدودیت انرژی، تغییر مقررات صادراتی، افزایش هزینه مالی و مداخله در نرخ فروش بالا برود، رشد اسمی ارز الزاماً به افزایش ارزش واقعی سهام منجر نمیشود.
بورس چه چیزی را قیمتگذاری میکند؟
ریزش فراگیر بازار را میتوان برآیند چهار نگرانی دانست:
نخست، افزایش نااطمینانی سیاسی و دشوارشدن برآورد آینده اقتصاد
دوم، جذابیت بازده بدون ریسک در مقایسه با سهام
سوم، بیثباتی سیاستهای ارزی، انرژی و قیمتگذاری
چهارم، کاهش اعتماد به امکان حمایت پایدار از حقوق سهامداران.
این موارد استنباطی اقتصادی از رفتار همزمان قیمت، خروج پول و فراگیری صفهای فروشاند.
حمایت دستوری، درمان بحران اعتماد نیست
تزریق منابع حقوقی یا محدودکردن دامنه نوسان ممکن است از سرعت افت بکاهد، اما نمیتواند بهتنهایی انتظارات سرمایهگذار را تغییر دهد. اگر مشکل اصلی ابهام در سودآوری و سیاستگذاری باشد، حمایت مقطعی فقط زمان اصلاح را جابهجا میکند.
بازار برای بازگشت اعتماد به پاسخهای روشن درباره نرخ خوراک و انرژی صنایع، سیاست ارزی، نرخ سود، بودجه و قواعد مداخله دولت نیاز دارد. سقوط سهروزه بورس یک هشدار درباره کیفیت سیاستگذاری است. سرمایهگذار زمانی میفروشد که ریسک آینده را بیشتر از بازده احتمالی ببیند.











