بانک مرکزی با اعلام آمادگی برای عرضه ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس تلاش کرد موج تازه نوسان را مهار کند، اما در نخستین مرحله فقط ۲۰ میلیون دلار، معادل چهار درصد بسته اعلامشده، به فروش رفت. در همان زمان، دلار آزاد در محدوده ۲۰۶ هزار تومان باقی ماند و فاصله آن با نرخ حواله تجاری مرکز مبادله به حدود ۴۸ هزار تومان رسید. کنار هم قرارگرفتن این ارقام یک پرسش جدی ایجاد میکند؛ اگر تقاضا کم بوده، چرا قیمت بازار آزاد پایین نیامده و اگر تقاضا بالاست، چرا متقاضیان از مسیر رسمی ارز نخریدهاند؟
به گزارش بازتاب، بانک مرکزی در نخستین هفته شهریور اعلام کرد ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس در اختیار شبکه بانکی قرار میدهد تا نیازهای واقعی از طریق شعب منتخب و صرافیهای بانکی تأمین شود. مقام پولی همچنین گفت این سقف قطعی نیست و در صورت ثبت سفارش بیشتر، امکان افزایش عرضه وجود دارد.
اعلام این بسته در ابتدا اثر روانی خود را نشان داد. نرخ ارز برای مدتی عقب نشست و قیمت سکه نیز در یک روز حدود هفت میلیون تومان کاهش یافت. این واکنش نشان داد بازار، خبر افزایش عرضه را جدی گرفته است؛ اما آمار فروش بعدی تصویر پیچیدهتری ساخت. از مجموع ظرفیت اعلامشده، تنها ۲۰ میلیون دلار به متقاضیان فروخته شد.
برداشت اولیه میتواند این باشد که تقاضای واقعی ارز بسیار کمتر از تصور بازار بوده و بخش بزرگی از التهاب، ماهیت روانی یا سفتهبازانه داشته است. با این حال، نتیجه معکوس نیز ممکن است. فروش پایین شاید نه از فقدان تقاضا، بلکه از محدودیت دسترسی، نوع مصارف مجاز، مدارک موردنیاز یا نامتناسببودن نرخ و شرایط عرضه با نیاز متقاضیان ناشی شده باشد.
اسکناس برای کدام بازار عرضه شد؟
برای فهم اثر بسته باید میان اسکناس و حواله تفاوت گذاشت. بر اساس اعلام مرکز مبادله، بیش از ۹۵ درصد معاملات ارزی کشور به شکل حواله انجام میشود و بخش عمده ارز موردنیاز واردات نیز از همین مسیر تأمین میشود. در چهارم شهریور، نرخ فروش حواله دلار در بازار ارز تجاری حدود ۱۵۷ هزار و ۷۱۶ تومان اعلام شد.
در مقابل، نرخ ثبتشده دلار در بازار آزاد در ۸ شهریور حدود ۲۰۶ هزار تومان بود. به این ترتیب، دلار آزاد تقریباً ۳۰ درصد گرانتر از حواله تجاری معامله میشد. البته این دو نرخ دقیقاً برای یک نوع معامله و یک گروه متقاضی نیستند و مقایسه آنها نباید به معنای امکان خرید آزادانه حواله ارزان و فروش آن در بازار تلقی شود. با این حال، این فاصله نشان میدهد دسترسی، کاربرد و محدودیتهای دو بازار تا چه اندازه متفاوت است.
بسته ۵۰۰ میلیون دلاری اسکناس بیشتر میتواند نیازهای خدماتی، مسافرتی و برخی پرداختهای خرد اشخاص حقیقی و حقوقی را هدف بگیرد. در حالی که مسئله اصلی تولیدکنندگان و واردکنندگان، تخصیص و انتقال حواله است. بنگاهی که باید مواد اولیه یا قطعه بخرد، الزاماً با اسکناس موجود در شعب بانکی مشکلش حل نمیشود. او به مجوز تخصیص، بانک کارگزار، امکان انتقال پول و پذیرش فروشنده خارجی نیاز دارد.
همین تفاوت میتواند توضیح دهد چرا فروش اسکناس پایین بوده، اما بازار آزاد همچنان قیمت بالایی دارد. بخشی از تقاضای آزاد ممکن است اصلاً واجد شرایط خرید رسمی نباشد یا نخواهد منشأ و مصرف ارز خود را اعلام کند. بخشی دیگر نیز برای حفظ ارزش دارایی وارد بازار شده است، نه برای پرداخت یک هزینه مشخص خارجی.
بانک مرکزی قیمت را پایین میآورد یا نوسان را میخرد؟
مداخله ارزی در بسیاری از کشورها برای جلوگیری از جهشهای ناگهانی به کار میرود. بانک مرکزی با فروش ذخایر، عرضه را افزایش میدهد و به بازار علامت میدهد که در برابر حرکتهای هیجانی بیتفاوت نیست. تجربههای بینالمللی نشان میدهد چنین اقدامی میتواند نوسان را کاهش دهد، بهخصوص زمانی که با پیام روشن و سیاست پولی منسجم همراه باشد.
اما مداخله ارزی با دو محدودیت روبهروست. نخست اینکه ذخایر قابلاستفاده بینهایت نیستند. اگر فعالان بازار تصور کنند عرضه موقت است، ممکن است کاهش قیمت را فرصتی برای خرید بدانند. در این حالت، بانک مرکزی برای حفظ نرخ باید بهطور پیوسته ارز بیشتری بفروشد.
محدودیت دوم به منشأ افزایش قیمت مربوط است. اگر نوسان نتیجه شایعه، تقاضای فصلی یا کمبود کوتاهمدت باشد، تزریق میتواند مؤثر واقع شود. اما اگر کاهش درآمد ارزی، رشد نقدینگی، کسری بودجه، تحریم بانکی و اختلال تجارت پشت افزایش نرخ باشد، فروش اسکناس بیشتر نقش خریدن زمان را دارد.
اکنون رئیسجمهور از کاهش ۲۵ تا ۳۵ درصدی صادرات و واردات سخن گفته است. تحریمهای تازه نیز دسترسی ایران به بانکهای واسطه را هدف گرفته و مناقشه تنگه هرمز هزینه تجارت و حملونقل را افزایش داده است. این متغیرها بر برآورد بازار از عرضه آینده ارز اثر میگذارند. معاملهگر فقط موجودی امروز صرافی را نمیبیند؛ او درباره درآمد ارزی ماههای آینده تصمیم میگیرد.
فروش کم، نشانه موفقیت است یا نقص طراحی؟
آمار فروش ۲۰ میلیون دلاری میتواند در نگاه بانک مرکزی نشانهای از بزرگنمایی تقاضا باشد. اگر شبکه رسمی ۵۰۰ میلیون دلار ظرفیت عرضه داشته و متقاضی کافی پیدا نشده، میتوان استدلال کرد قیمت بازار آزاد الزاماً بازتاب کمبود واقعی اسکناس نیست.
اما برای پذیرش این نتیجه باید چند داده منتشر شود؛ چند بانک ارز دریافت کردهاند، ارز در چند شعبه عرضه شده، چه تعداد درخواست رد شده، مصارف مجاز چه بوده، میانگین زمان دریافت چقدر است و نرخ نهایی با کارمزد به چه میزانی رسیده است. بدون این اطلاعات نمیتوان فهمید فروش پایین از نبود تقاضا ناشی شده یا از دشواری دسترسی.
احتمال دیگری نیز وجود دارد. بازار آزاد صرفاً محل تأمین هزینه سفر یا تجارت خرد نیست؛ بخشی از آن بازار نگهداری دارایی است. فردی که نگران کاهش ارزش ریال است، حتی اگر نیاز مصرفی نداشته باشد دلار میخرد. شبکه رسمی چنین تقاضایی را به رسمیت نمیشناسد، زیرا هدف آن تأمین ارز برای مصارف مشخص است. در نتیجه، وفور ارز رسمی لزوماً تقاضای سرمایهای بازار آزاد را از بین نمیبرد.
از این منظر، شکاف نرخها فقط فاصله عرضه و تقاضای جاری نیست؛ شاخصی از تفاوت اعتماد به آینده ریال نیز هست. کاهش پایدار آن نیازمند مهار تورم، انضباط بودجه، دسترسی قابل پیشبینی به درآمد ارزی و کاهش ریسک سیاسی است.
چند نرخ، چند پیام متفاوت
وجود نرخهای متعدد خود میتواند رفتار بازار را پیچیده کند. نرخ حواله تجاری برای واردات، نرخ اسکناس رسمی برای مصارف تعیینشده و نرخ آزاد برای معاملات خارج از این چارچوب به کار میروند. هرچه فاصله آنها بیشتر شود، انگیزه دسترسی ترجیحی و احتمال شکلگیری واسطهگری افزایش مییابد.
از سوی دیگر، تولیدکنندهای که ارز را با تأخیر دریافت میکند ممکن است قیمت محصول خود را با نرخ بالاتری محاسبه کند تا ریسک آینده را پوشش دهد. بنابراین حتی اگر بخش بزرگی از واردات با حواله رسمی انجام شود، نرخ آزاد میتواند از مسیر انتظارات و هزینه جایگزینی بر قیمت کالا اثر بگذارد.
مداخله موفق فقط با حجم عرضه سنجیده نمیشود. اگر بانک مرکزی دلار بفروشد اما فاصله نرخها، مدت انتظار تخصیص و نااطمینانی تجاری تغییر نکند، آرامش بازار شکننده خواهد بود. در مقابل، ممکن است عرضه کمتری همراه با شفافیت، دسترسی سریع و یک خبر سیاسی معتبر، اثر بزرگتری داشته باشد.
آزمون بسته ۵۰۰ میلیون دلاری در روزهای آینده، مقدار ارزی نیست که بانک مرکزی آماده فروش آن است؛ میزان ارزی است که با شرایط روشن و قابلاستفاده به دست متقاضی واقعی میرسد. فروش فقط ۲۰ میلیون دلار هنوز موفقیت یا شکست سیاست را ثابت نمیکند، اما یک نشانه مهم در خود دارد؛ میان بازاری که سیاستگذار برای آن ارز عرضه کرده و بازاری که دلار ۲۰۶ هزار تومانی را میسازد، شکافی بزرگتر از تفاوت دو عدد وجود دارد.










مجید شاکری مشاور آقای همتی در حضور در برنامه به وقت ایران خواسته و یا ناخواسته نقشه آقای همتی را رو کرد ایشان گفتند برای جلوگیری از هیجان بازار ارز بانک مرکزی وارد بازار آزاد شد و بجای تزریق دلار به بازار شروع به خرید دلار کرد . با توجه به سخنان ایشان آقای همتی و دوستان از یک سوی با شرایط سخت و دست و پا گیری مدعی فروش دلار به متقاضیان به قیمت روز هستند و از سوی دیگر با خرید آن در بازار آزاد نوعی تقاضای مصنوعی ایجاد کرده و باعث افزایش قیمت دلار می شوند و در این بازی برنده مالی بانک مرکزی و بازنده مردم هستند . این همان شگردی است که جناب همتی در پروژه ایجاد تورم مصنوعی با هدف به زانو در آوردن نظام و تسلیم به بهانه پیشگیری از فروپاشی بصورت پله ای را پیگیری می کند