پرش به محتوای اصلی

تحلیل محمد فاضلی از نسبت «ساخت‌وساز» و «سازوکار‌» انقلاب

کد خبر 481263
محمد فاضلی

محمد فاضلی در روزنامه ایران نوشت: جمهوری اسلامی ایران در بهمن ۱۳۹۷ چهلمین سال انقلاب را جشن می‌گیرد. ۴۰ سالگی در آدمیان، زمانه پختگی، بازاندیشی در گذشته و توشه برگرفتن برای آینده است. چهل سالگی یک نظام سیاسی نیز می‌تواند و شایسته است چنین نیز باشد. اگر چنین باشد، سؤال مهم این است که ۴۰ سال گذشته را [حداقل از منظر توسعه]چگونه می‌توان توصیف کرد؟ وصف‌های متعددی بی‌گمان قابل شناسایی است، اما، چون در ۴۰ سال گذشته به برنامه‌های رسانه‌ای و گزارش‌های دولتی این سال‌ها بنگریم، آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید، گزارش ساخت و سازهاست.

ایرانیان بسیار به یاد می‌آورند گزارش‌هایی را که در آن‌ها فهرست‌های عریض و طویلی از زیرساخت‌های توسعه – جاده، ریل، سد، شبکه، نیروگاه، کارخانه فولاد، تأسیسات آبرسانی، مدرسه، دانشگاه و… – ذکر شده و به عنوان دستاورد‌های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران ذکر شده است.

این فهرست‌ها به مدد صد‌ها میلیارد دلار منابع حاصل از فروش نفت، صادرات منابع معدنی دیگر، استفاده گسترده و گاه افراطی از منابع آب و خاک، و زحمات نیروی انسانی کشور حاصل شده‌اند. من تردید ندارم که ساختن این گونه زیرساخت‌ها برای توسعه اقتصادی ضرورت دارند و بی‌گمان بخش مهمی از آن‌ها دستاورد‌هایی قابل احترامند که همچون دارایی‌های ارزشمند ملت ایران باید آن‌ها را ارج نهاد و همچون میراثی گرانبها که با هزینه‌های گزاف به دست آمده‌اند، پاس داشت و همچون امانتی برای نسل‌های آتی به ایشان منتقل کرد.

انقلاب اسلامی ایران و دستاورد‌های توسعه‌ای نظام جمهوری اسلامی ایران را اگر از این زاویه بنگریم، می‌توان نام این رویکرد را «انقلاب و ساخت و ساز» نامید. انقلابی که دستاوردهایش را در قالب بتون، فولاد و فناوری متجلی و ارائه کرده است. کیفیت زندگی ایرانیان، قدرت ملی و امنیت ملی، ثبات و پایداری و چشم‌انداز توسعه کشور تا اندازه زیادی توسط همین دستاورد‌ها حاصل شده و آینده آن نیز تاحدودی تحت تأثیر آنهاست. این‌ها دستاورد‌های مشهود و پیش چشم مردم است و بیشتر وجه ابزاری دارند.

جمهوری اسلامی ایران را، اما می‌توان در ۴۰ سالگی‌اش از زاویه دیگری نیز نگریست، زاویه‌ای که من بر آن نام «انقلاب و ساز و کارها» می‌گذارم. ساز و کار‌ها از جنس نرم‌افزار اداره کشور و قاعده بازی هستند. من بر این باورم که جمهوری اسلامی ایران در ۴۰ سال اول عمرش، بسیار بسیار کمتر از آن‌که کمر همت به توسعه سخت‌افزار‌ها بسته و به ابزار‌های توسعه اندیشیده، انرژی، منابع و نیروی انسانی برای بهبود، اصلاح و توسعه ساز و کار‌ها صرف کرده است.

سخت‌افزار کیفیت زندگی، نیروگاهی است که برق تأمین می‌کند و سدی است که آب شرب، کشاورزی و صنعت را فراهم می‌کند، اما ساز و کار ناظر بر مصرف این منابع، بازار‌های متشکل آب و انرژی، نظام تعرفه‌گذاری و ساختار حقوقی ناظر بر فعالیت اقتصادی و رعایت حقابه‌هاست. سخت‌افزار بهداشت و درمان، بیمارستان و درمانگاه است، اما ساز و کار پایدارسازی منابع مالی نظام بهداشت و درمان تجلی فیزیکی ندارد و در قواعد حاکم بر روابط بیمه‌ها و نظام درمان، روابط حقوقی و مالی میان پزشک و بیمار، نظام تأمین مالی سلامت، و روابط میان پیشگیری و درمان تجلی می‌کند.

توسعه زیرساختی و ساخت و سازی بخش مالی و پولی را می‌توان در ده‌ها هزار شعبه بانک و تعدد بانک‌ها مشاهده کرد، اما توسعه ساز و کار‌ها را باید در تضمین سلامت و شفافیت نظام بانکی، کیفیت خدمات آن در مقایسه با نظام پولی بانک‌های جهان و کارکرد آن در قبال تأمین مالی بخش‌های مولد اقتصاد دید. توسعه زیرساختی رسانه و ارتباطات را می‌توان در تعداد روزنامه‌ها، سایت‌ها و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، و تعداد کاربران اینترنت و تلفن همراه مشاهده کرد، اما بهبود ساز و کار‌ها را باید در میزان رعایت حقوق اساسی رسانه‌ها، تضمین آزادی‌های مدنی ایشان و بسط یافتن زیرساخت‌های حقوقی مختلفی که تضمین‌کننده فعالیت شفاف و رقابتی در فضای رسانه‌ای و ارتباطات باشند مشاهده کرد.

من جمهوری اسلامی ایران را در ۴۰ سالگی عمرش، با خصیصه عدم توازن میان بعد ساخت و سازی و بعد ساز و کاری آن معرفی می‌کنم. نظامی سیاسی که زیرساخت‌های مشهودش را به مدد میلیارد‌ها دلار منابع نفتی و استفاده گسترده از منابع طبیعی و انسانی کشور گسترش داده است، اما ساز و کار‌های تنظیم‌کننده قواعد بازی در زمین زیرساخت‌ها، توسعه‌نیافته و ناهمساز با شرایط زیرساخت‌ها و ملزومات دنیای امروز هستند.

من حتی معتقدم کیفیت نامناسب برخی زیرساخت‌ها و هدررفت‌هایی که در برخی موارد صورت گرفته – نظیر شمار قابل توجه طرح‌ها و پروژه‌هایی که توجیه اقتصادی، محیط‌زیستی یا اجتماعی نداشته‌اند و بعد از ساخت مضارشان بر منافع‌شان چربیده است؛ و پروژه‌هایی که علی‌رغم هزینه‌های گزاف‌شان، پایداری ندارند و استخوان لای زخم‌های جامعه بدل شده‌اند – ناشی از نقصان در ساز و کار‌های ناظر بر پیدایش، طراحی، تصویب و اجرای این پروژه‌ها بوده است.

اگر در ۴۰ سالگی انقلاب و بعد از صرف میلیارد‌ها دلار برای زیرساخت‌های توسعه، شهر‌های بسیاری ناپایدارند و از ریسک زلزله، آتش‌سوزی و آلودگی هوا رنج می‌برند؛ اگر تأمین مالی صنعت آب و برق با دشواری مواجه است؛ اگر تأمین مالی نظام بهداشت و درمان چنان به دشواری افتاده که سبب استعفای وزیر بهداشت می‌شود؛ اگر بدمصرفی بر عرصه مصرف حامل‌های انرژی حاکم است؛ و سه شاخص اقتصاد کلان یعنی نرخ تورم، نرخ بیکاری و نرخ رشد اقتصادی وضعیت مناسبی ندارد، و شکایت مردم از فراگیر شدن فساد باعث کاهش سرمایه اجتماعی شده است؛ باید دانست که این‌ها را نمی‌توان با طرح‌های عمرانی و پروژه‌های ساخت و ساز بیشتر درمان کرد. ساخت و ساز‌های بیشتر بر بستر نظام اداری، قواعد حقوقی، شرایط نهادی و به‌طور کلی ساز و کار‌هایی که مولد همین وضعیت بوده‌اند، نتیجه‌ای جز ناپایداری و ویرانی بیشتر نخواهد داشت.

وضعیت امروز محیط‌زیست ایران محصول صرف پول‌های هنگفت برای پروژه‌های عظیم، ولی بر بستر قواعد و ساز و کار‌های نادرست است. عقلانیت ساخت و سازگرا کاملاً مستعد آن است که شیوه‌ای از حکمرانی «ساخت و پاخت‌گرا» را نیز در خود بپروراند و به شکل فزاینده‌ای مشروعیت سیاسی را فرسوده سازد.

جمهوری اسلامی ایران برای پا گذاردن به دومین ۴۰ سال عمر خود، بیش از آن‌که به سرمایه و منابع بیشتر برای ساخت و ساز‌های کثیرتر بر بستر قواعد و ساز و کار‌هایی پرنقصان نیازمند باشد، به عقلانیتی ساز و کارگرا، و اصلاح نرم‌افزارها، توسعه حقوقی و بسط ساز و کار‌های عقلانی بهبود حکمرانی نیازمند است. جمهوری اسلامی کارنامه‌ای مملو از انبوه سازه‌هایی که منتخبان مردم در مجلس و دولت دست به کار ساخت و ساز آن‌ها زده‌اند به مردم ارائه می‌کند، اما ساز و کار انتخاب همین منتخبین هنوز در معرض نقد‌های بسیار است.

عطف به تحلیل نسبت ساخت و ساز و ساز و کار است که می‌توان به گذاری بنیادین در اندیشه حکمرانی لازم برای بقا و ارتقای جامعه و نظام سیاسی در جمهوری اسلامی ایران نظر کرد. گذاری که از چشم‌انداز توسعه‌ای مبتنی بر مهندسی و مهندسان فراتر رفته و به سوی رویکردی مبتنی بر علوم انسانی و اجتماعی، سیاستگذاری عمومی و علوم حکمرانی گام بردارد. انقلاب و ساخت و سازها، در کف مهندسان و پزشکان و قائلان به غلبه این رویکرد تعریف شد و انقلاب و ساز و کار‌ها باید با غلبه عالمان اجتماعی، متخصصان اقتصادی و دانشمندان علوم حکمرانی تعریف شود.

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.