گروهی از استادان دانشگاه خواستار جلسه فوری با رئیسجمهور درباره آلودگیهای محیط زیستی شدهاند. پیام اصلی آنها این است که سیاستگذاری جداگانه برای هوا، آب، خاک و غذا ممکن است بخش مهمی از خطر را نبیند.
بازتاب– وقتی شاخص آلودگی تهران قرمز میشود، مسئله محیط زیست برای چند روز در صدر خبرها قرار میگیرد. مدارس تعطیل میشوند، درباره تردد خودروها بحث میشود و توصیههای بهداشتی انتشار پیدا میکند. چند روز بعد باد یا باران میآید و موضوع از دستور عمومی خارج میشود و این چرخه در طول سال ادامه پیدا می کند.
اکنون گروهی از استادان و پژوهشگران محیط زیست میگویند همین نوع نگاه بخشی از مشکل است.
در نامهای که روز دوشنبه در خبرگزاری مهر منتشر شده، شماری از استادان دانشگاه خواستار جلسهای فوری با رئیسجمهور شدهاند و بر لزوم تغییر رویکرد در مدیریت آلودگی آب، هوا، غذا و خاک تاکید کردهاند. نویسندگان نامه استدلال کردهاند سلامت جامعه و توسعه پایدار را نمیتوان با مدیریت جداگانه هر یک از این حوزهها دنبال کرد، زیرا آلایندهها میان آنها جابهجا میشوند و در نهایت به بدن انسان میرسند.
این نگاه در ادبیات محیط زیست مفهوم تازهای نیست، اما در سیاست عمومی ایران کمتر به شکل یک مسئله واحد دیده شده است.
برای مثال فلز سنگین میتواند از پساب صنعتی وارد خاک شود، از خاک به محصول کشاورزی منتقل شود و سپس از مسیر غذا به انسان برسد. گردوغبار نیز فقط مسئله دستگاه تنفسی نیست و ذرات آن میتوانند روی زمین و منابع آب بنشینند. مصرف نامناسب کود و سم نیز میتواند هم خاک و هم آب زیرزمینی را تحت تاثیر قرار دهد.
در چنین شبکهای، وزارتخانه یا سازمانی که فقط یک بخش را میبیند ممکن است مسئله را از نقطهای به نقطه دیگر منتقل کند.
اگر پساب صنعتی بدون تصفیه کافی از محدوده شهر خارج شود، مشکل ظاهراً از شبکه فاضلاب حل شده اما ممکن است به زمین کشاورزی منتقل شده باشد. اگر پسماند سوزانده شود، حجم زباله کاهش یافته ولی آلاینده وارد هوا میشود. همین ارتباط متقابل است که مدیریت آلودگی را دشوار میکند.
آلودگی ساختار اداری ایران نیز میان چند نهاد تقسیم شده است. سازمان محیط زیست، وزارت نیرو، وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، شهرداریها و وزارت صنعت هر کدام بخشی از زنجیره را مدیریت میکنند. این تقسیم کار در حالت عادی ضروری است، اما اگر دادهها مشترک نباشند و مسئولیت نقطه اتصال روشن نباشد، هر سازمان میتواند فقط بخش خودش را بهبود دهد. به همین دلیل است که مسئله داده شاید مهمترین حلقه باشد.
شهروند در مورد آلودگی هوا به شاخص روزانه دسترسی دارد و میتواند وضعیت تقریبی محل زندگی خود را ببیند. برای بسیاری از آلایندههای خاک، آب یا محصول غذایی چنین سامانه عمومی و قابل فهمی وجود ندارد.
مدیریت یکپارچه به معنای انتشار همه دادههای خام بدون توضیح نیست. برخی آلایندهها حد مجاز پیچیدهای دارند و تفسیر نتیجه آزمایش نیازمند متخصص است. اما میتوان سامانهای عمومی ایجاد کرد که محل نمونهبرداری، نوع آلاینده، روند تغییر و اقدام اصلاحی را توضیح دهد.
بعد اقتصادی ماجرا نیز مهم است. آلودگی هزینهای دارد که همیشه در بودجه سازمان محیط زیست دیده نمیشود.
بیماری ناشی از آلودگی در بودجه سلامت ظاهر میشود. کاهش محصول در حساب کشاورز دیده میشود. افت ارزش ملک کنار یک منبع آلاینده در بازار مسکن منعکس میشود. پاکسازی خاک آلوده ممکن است سالها بعد هزینه سنگینی به دولت تحمیل کند.
اگر این هزینهها در ارزیابی پروژه صنعتی وارد نشوند، ممکن است طرحی روی کاغذ سودآور باشد اما در مقیاس جامعه زیان ایجاد کند.
ایران همزمان با بحران آب و انرژی نیز روبهروست و این موضوع مسئله آلودگی را پیچیدهتر میکند. کاهش جریان رودخانه یا سفره آب میتواند غلظت برخی آلایندهها را بیشتر کند. کمبود برق نیز ممکن است عملکرد تجهیزات تصفیه یا کنترل آلودگی در بعضی صنایع را تحت فشار قرار دهد.
یعنی بحرانهای محیط زیستی به جای آنکه جدا از یکدیگر حرکت کنند، ممکن است یکدیگر را تشدید کنند.
نامه استادان از این منظر فقط درخواست برای تشکیل یک جلسه نیست و میتواند به پرسش بزرگتری درباره معماری حکمرانی محیط زیست تبدیل شود.
آیا ایران برای آب، هوا، خاک و غذا چهار سیاست جدا میخواهد یا نظامی که مسیر حرکت آلاینده را از کارخانه تا بدن انسان دنبال کند؟
اصلاح چنین ساختاری ساده نیست. نیازمند آزمایشگاه های معتبر، شبکه پایش، دسترسی آزادتر پژوهشگران به داده و سازوکاری است که در آن مسئولیت میان دستگاهها گم نشود.
همچنین باید میان هشدار علمی و ایجاد نگرانی بیپایه تفکیک شود. هر وجود ماده شیمیایی به معنای خطر فوری نیست و هر ادعای آلودگی باید بر اساس مقدار، مدت مواجهه و استاندارد علمی سنجیده شود.
اگر قرار باشد یک تغییر واقعی از نامه اخیر آغاز شود، شاید نخستین قدم نه تشکیل یک کمیته تازه، بلکه ایجاد نقشهای شفاف باشد که نشان دهد آلودگی در ایران از کجا تولید میشود، به کجا میرود و چه نهادی مسئول متوقف کردن آن است.
زیرا آنچه از دودکش خارج میشود الزاماً در هوا باقی نمیماند و آنچه وارد آب میشود نیز ممکن است سالها بعد در جایی کاملاً متفاوت به زندگی انسان بازگردد.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.