سرنوشت تنگه هرمز، تعیینکننده آینده درگیری ایران و آمریکا / تحلیل گزینههای پیشرو از دیپلماسی تا جنگ تمامعیار
درگیریهای نظامی ایران و آمریکا در چند شب گذشته ادامه داشته و برخلاف گذشته، میانجیها نیز تاکنون اقدام معناداری در جهت کاهش تنش انجام ندادهاند. تلاش ایران و عمان برای رسیدن به یک توافق بر سر مدیریت تنگه هرمز تاکنون بینتیجه مانده است.
آمریکا پس از آنکه تعلیق تحریمهای نفتی را لغو کرد، در تازهترین اقدام، محاصره دریایی را نیز دوباره اعمال کرده و ایران نیز بسته بودن تنگه هرمز را اعلام کرده است. مجموع این شرایط حکایت از بازگشت به وضعیت پیش از تفاهم اسلامآباد دارد و میتواند به عنوان بازگشت به جنگ تمامعیار تفسیر شود.
رضا غبیشاوی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با ایراندیلی اظهار کرد که در حال حاضر این وضعیت بعید است از سطح ضربات نظامی پراکنده فراتر رود. به گفته وی، سرنوشت تنگه هرمز، آینده درگیریها و تنش میان ایران و آمریکا را تعیین خواهد کرد.
آیا ایران و آمریکا وارد مرحله جدیدی از رویارویی مستقیم شدهاند؟
به گفته غبیشاوی، ایران و آمریکا وارد مرحله جدیدی شدهاند که پیشتر نیز وجود داشت، اما اکنون شدیدتر شده است. تهران و واشنگتن در مذاکرات تقریباً به بنبست رسیدهاند و درباره وضعیت تنگه هرمز نیز با استناد به بند ۵ یادداشت تفاهم، با دو تفسیر متضاد روبهرو هستند. آمریکا تلاش میکند با ضربات نظامی پرتعداد، بر تهران فشار وارد کند تا بتواند در مذاکرات امتیاز بگیرد، بهویژه درباره وضعیت تنگه هرمز و موضوع هستهای. اما ایران حاضر به امتیازدهی به آمریکا و پذیرش خواستههای این کشور درباره تنگه هرمز نیست و همزمان بر اجرای تصمیمات و چارچوب خود درباره تنگه هرمز و هستهای اصرار دارد.
چرا تلاشهای عمان برای میانجیگری به نتیجه نرسید؟
غبیشاوی در پاسخ به این پرسش که چرا تلاشها برای دستیابی به تفاهم میان ایران و عمان درباره ترتیبات امنیتی و کشتیرانی در تنگه هرمز به نتیجه نرسید، گفت که آنچه ایران و عمان میخواهند در تناقض با یکدیگر است. ایران خواهان حاکمیت کامل بر تنگه هرمز و اجرای چارچوب خود برای این آبراه است، اما عمان با خواستههای ایران کاملاً همسو نیست و با برنامههای آمریکا و اروپا همراهی میکند؛ یعنی بازگشایی مسیر جنوبی عبور در تنگه هرمز در آبهای خود که با واکنش سخت و نظامی ایران همراه شد. ایران هم به کشتیهای عبوری از مسیر عمان حمله کرد و هم برای نخستین بار ساحل جنوبی تنگه هرمز (ساحل عمان – استان مسندم) و یکی از بنادر عمان (دقم) را هدف قرار داد و مسئولیت آن را بر عهده گرفت.
به گفته وی، اختلافات ایران و عمان درباره تنگه هرمز ناشی از تفاوت کامل نگاه و روابط و جایگاه دو کشور است. ایران بر دریافت عوارض از تنگه هرمز اصرار دارد اما عمان خلاف آن را تعهد کرده است. ایران بر مدیریت تنگه هرمز توسط خود پافشاری میکند اما عمان خواهان رفتوآمد آزادانه از تنگه هرمز به مانند قبل است. ایران در حالت جنگ و درگیری نظامی با آمریکاست اما واشنگتن کشور متحد و نزدیک عمان است.
چرا کشورهای میانجی نتوانستهاند نقش مؤثری در مهار بحران ایفا کنند؟
غبیشاوی در پاسخ به این پرسش که چرا کشورهای میانجی مانند قطر و عمان نتوانستهاند نقش فعالتری در مهار بحران ایفا کنند، گفت که اولاً این میانجیها خود مورد حمله قرار گرفتهاند و در نتیجه از لحاظ جایگاهی در شرایط تناقضآمیز قرار گرفتهاند؛ زیرا نمیتوان هم میانجی بود و هم مورد حمله قرار گرفت. ثانیاً خواستههای ایران و آمریکا صفر و صدی هستند و هیچکدام تمایلی به عقبنشینی برای دستیابی به تفاهم ندارند. ثالثاً ایران حاضر نیست آنچه را که در جنگ تسلیم نکرده، در مذاکرات تسلیم کند؛ یعنی مدیریت بر تنگه هرمز را واگذار کند و در هستهای عقبنشینیهای مورد خواست آمریکا را انجام دهد.
سناریوهای پیشرو؛ از تشدید تنش تا بازگشت به دیپلماسی
غبیشاوی در ادامه چند گزینه را برای آینده قابل تصور و پیشبینی دانست:
گزینه اول، شروع جنگ جدید آمریکا علیه ایران است که احتمال آن کم است اما بعید نیست، بهویژه این بار با هدف سیطره کامل بر تنگه هرمز. با این حال به نظر میرسد آمریکاییها معتقدند محاصره دریایی علیه ایران از یک سو و همزمان ضربات نظامی از سوی دیگر، نتیجه بهتری از آغاز جنگ جدید خواهد داشت.
گزینه دوم، ادامه رویه فعلی یعنی دو خط موازی مذاکره و حملات نظامی است که بعید است ادامه یابد، چون ترامپ فرد کمتحملی است و اگر از این وضعیت نتیجه نگیرد به سمت گزینه دیگری میرود. تجربه هم نشان داده ایران تحت تأثیر این گونه حملات قرار نمیگیرد و امتیاز نمیدهد.
گزینه سوم، همزمان با اعلام پایان و لغو یادداشت تفاهم، چراغ سبز به اسرائیل برای شروع جنگ جدید یا حملات جدید علیه ایران و همزمان شروع حملات گستردهتر آمریکا به نقاط جنوبی ایران است.
غبیشاوی در پایان تأکید کرد که سرنوشت تنگه هرمز، آینده درگیریها و تنش میان ایران و آمریکا را تعیین میکند. به نظر میرسد آمریکا ابتدا دو مسیر همزمان حملات و مذاکره را ادامه میدهد و در صورتی که به نتیجه نرسد، به سراغ برنامه جنگ سوم اسرائیل علیه ایران و همزمان حملات آمریکا علیه جنوب و تنگه هرمز خواهد رفت.











