اقتصاد خاموشی؛ هر دو ساعت قطع برق چقدر از جیب مردم و کسبوکارها کم میکند؟
بازتاب– برآوردهای صنعت برق نشان میدهد در روزهای ۲۳ تا ۲۷ تیر، نیاز مصرف ممکن است از ۷۵ هزار و ۵۰۰ مگاوات عبور کند. توانیر نیز آغاز محدودیتهای برنامهریزیشده را تأیید کرده است. همزمان، تشکلهای صنعتی از محدودیت برق صنایع تا دو روز در هفته خبر دادهاند و اتاق اصناف خواستار طراحی سازوکاری برای جبران خسارت واحدهای صنفی شده است.
چرا «دو ساعت» معیار دقیقی برای خسارت نیست؟
دو واحد اقتصادی ممکن است هر دو دو ساعت برق نداشته باشند، اما زیان آنها کاملاً متفاوت باشد.
اگر قطعی در ساعت کممراجعه یک دفتر اداری رخ دهد، بخشی از کار شاید به زمان دیگری منتقل شود. اما همان قطعی در ساعت اوج فروش یک نانوایی، سوپرمارکت یا رستوران ممکن است به از دست رفتن فروش، فساد مواد اولیه و نارضایتی مشتری منجر شود.
در یک کارگاه تولیدی نیز توقف دو ساعته الزاماً به معنای فقط دو ساعت کاهش تولید نیست. خاموشکردن ایمن دستگاهها، تخلیه خط، راهاندازی مجدد، تنظیم تجهیزات و کنترل کیفیت محصول میتواند مدت توقف مؤثر را افزایش دهد.
بنابراین، محاسبه خسارت خاموشی باید دستکم چهار جزء داشته باشد:
زیان مستقیم: فروش یا تولیدی که در زمان قطعی انجام نشده است.
زیان کالایی: مواد غذایی فاسدشده، محصول نیمهساخته معیوب یا مواد اولیه ازدسترفته.
زیان تجهیزاتی: آسیب به موتور، کمپرسور، برد الکترونیکی، سیستم سرمایش یا تجهیزات حساس.
زیان بازیابی: هزینه و زمانی که برای بازگرداندن فعالیت به شرایط عادی صرف میشود.
فروش ازدسترفته با زیان خالص یکی نیست
در گزارشهای اقتصادی نباید کل فروش دوساعته را معادل خسارت خالص دانست. بخشی از خرید مشتری ممکن است چند ساعت بعد انجام شود و بخشی از هزینههای متغیر نیز در زمان توقف مصرف نشود.
معیار دقیقتر، «حاشیه سود ازدسترفته» بهعلاوه هزینه خرابی، فساد کالا، دستمزد بدون تولید و هزینه راهاندازی مجدد است. برای نمونه، فروشگاهی که کالای فسادپذیر ندارد، ممکن است بخشی از فروش خود را بعداً جبران کند؛ اما بستنیفروشی یا قصابی با از کار افتادن تجهیزات سرمایشی با خسارتی روبهرو میشود که قابل انتقال به ساعت بعد نیست.
همین تفاوت نشان میدهد ارائه یک رقم واحد با عنوان «خسارت هر دو ساعت خاموشی» برای همه کسبوکارها از نظر کارشناسی معتبر نیست.
خاموشی برنامهریزیشده هم هزینه دارد
اعلام قبلی برنامه قطعی میتواند خسارت را کاهش دهد، اما آن را حذف نمیکند. کسبوکار ممکن است تولید را متوقف کند، شیفت کاری را تغییر دهد یا یخچالها را پیشاپیش آماده کند، اما همچنان بخشی از ظرفیت اقتصادی خود را از دست میدهد.
مشکل زمانی تشدید میشود که خاموشی زودتر، دیرتر یا خارج از زمان اعلامشده رخ دهد. در این حالت برنامهریزی واحد اقتصادی بیاثر میشود و احتمال آسیب تجهیزات نیز افزایش مییابد.
از این رو، شاخص کیفیت خاموشی فقط «مدت قطعی» نیست؛ میزان انطباق زمان واقعی با جدول اعلامشده نیز باید سنجیده شود.
هزینه پنهان تأمین برق جایگزین
بسیاری از کسبوکارها برای حفظ فعالیت به یوپیاس، باتری، اینورتر یا موتور برق روی آوردهاند. این تجهیزات رایگان نیستند و هزینه خرید، استهلاک، نگهداری و سوخت آنها باید بخشی از هزینه اقتصادی ناترازی برق محسوب شود.
واحدهای کوچک معمولاً توان خرید تجهیزات استاندارد را ندارند و استفاده از راهحلهای موقت و کمکیفیت نیز میتواند ایمنی افراد و دستگاهها را تهدید کند. در نتیجه، خاموشی بهطور نامتناسبی فشار بیشتری بر کسبوکارهای کوچک وارد میکند.
خاموشی صنایع؛ اثر دومینویی بر اقتصاد
محدودیت برق صنایع فقط تولید همان روز را کاهش نمیدهد. افت تولید مواد اولیه میتواند چند هفته بعد در قیمت و موجودی کالاهای دیگر ظاهر شود. کمبود فولاد، سیمان، قطعه یا مواد بستهبندی به زنجیرههای متعدد منتقل میشود و هزینه نهایی را افزایش میدهد.
به همین دلیل، خاموشی خانگی و صنعتی را نباید دو مسئله جدا دانست. کاهش برق صنعت ممکن است در کوتاهمدت خاموشی خانهها را محدود کند، اما هزینه آن بعداً از مسیر کاهش تولید، اشتغال و عرضه کالا به خانوار بازمیگردد.
بنابراین صورتحساب واقعی خاموشی بسیار بزرگتر از عدد روی قبض برق است. دو ساعت قطع برق میتواند از یک ناراحتی موقت تا توقف یکروزه تولید متفاوت باشد. نخستین قدم برای سیاستگذاری درست، انتشار دادههای دقیق درباره زمان، محل، بخش اقتصادی و میزان انرژی تأمیننشده است؛ بدون این اطلاعات، نه خسارت قابل محاسبه است و نه مسئولیتها قابل ارزیابی.











