پرش به محتوای اصلی

ریشه‌های پرتوقع شدن کودکان

کد خبر 1237145
ریشه‌های پرتوقع شدن کودکان

کودکی را تصور کنید که در فروشگاه روی زمین می‌افتد، جیغ می‌کشد و تا اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش خریده نشود، آرام نمی‌گیرد.

این رفتارها که معمولاً از دو سالگی با جملاتی مانند «می‌خوام» و «بهم بده» شروع می‌شوند، اگر مدیریت نشوند، تا سنین مدرسه و نوجوانی ادامه می‌یابند.

بسیاری از والدین می‌پرسند چه اتفاقی در دوسالگی می‌افتد که کودک را پرتوقع می‌کند؟ بر اساس تحلیل‌های روان‌شناس بالینی کودک، رفتار پرتوقع یک ویژگی ذاتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای بیرونی از نیازهای پاسخ‌نداده و الگوهای نادرست تربیتی است.
‌
دوسالگی و نقطه آغاز پرتوقعی

در سن دو سالگی، احساس استقلال و مفهوم «من» در کودک شکل می‌گیرد. کودک در این سن می‌خواهد محیط اطراف خود را کنترل کند. اگر والدین در این مرحله بحرانی نتوانند میان محبت و قانون‌گذاری تعادل برقرار کنند، چرخه پرتوقعی آغاز می‌شود. وقتی والدینی به دلیل خستگی، کمبود وقت، یا احساس گناه، تمام خواسته‌های آنی نوپا را برآورده می‌کنند، کودک می‌آموزد که با قشقرق و زیاده‌خواهی می‌تواند به همه‌چیز برسد.
غفلت از نیازهای عاطفی یا نادیده‌گرفتن کودک در این سن نیز باعث می‌شود او برای جلب توجه، رفتارهای سلطه‌جویانه نشان دهد.
‌
چرا کودکان به چرخه زیاده‌خواهی وارد می‌شوند؟

کودک پرتوقع در عمق وجود خود احساس می‌کند زندگی با او منصفانه نبوده است. او این حس محرومیت درونی را با طلبکار بودن از دیگران جبران می‌کند. ریشه‌های اصلی این رفتار شامل موارد زیر است:

جبران نبود والدین: والدینی که به دلیل اشتغال زیاد یا طلاق احساس گناه می‌کنند، سعی دارند با خرید هدیه‌های گران‌قیمت یا باج‌دهی، کمبود حضور خود را جبران کنند. این کار احساس سزاوار بودن بی‌جا را در کودک تقویت می‌کند.
الگوبرداری از رفتارهای والدین: اگر کودک ببیند والدینش با پرخاشگری یا سلطه‌جویی خواسته‌های خود را پیش می‌برند، دقیقاً همان رفتارها را الگو قرار می‌دهد.
کمبود مرزها و قوانین روشن: کودکی که چارچوب و حدومرز مهربانانه اما محکمی در خانه تجربه نکرده است، احساس ناامنی می‌کند و با زیاده‌خواهی مداوم، ثبات والدین را محک می‌زند.
‌

خطاهای فکری و رفتاری کودک پرتوقع

کودک پرتوقع به دلیل ضعف در رشد عاطفی، دچار خطاهای شناختی زیر می‌شود:

تغییرات شدید خلق‌وخو: او هر جواب «نه» از سوی والدین را به معنای دوست داشته نشدن یا طرد شدن تلقی می‌کند و با خشم واکنش نشان می‌دهد.
ضعف شدید در کنترل: او صبر کردن را نیاموخته است و می‌خواهد تمام خواسته‌هایش «همین الان» برآورده شوند.
انکار مسئولیت و تقصیرتراشی: وقتی مشکلی پیش می‌آید، مسئولیت اشتباه خود را نمی‌پذیرد و دیگران را مقصر جلوه می‌دهد.
انتظار برخورد ویژه: او توقع دارد همواره اول باشد و قوانین خانه یا مدرسه برای او استثنا قائل شوند.

در نتیجه این رفتارها، همسالان کودک را از بازی دور می‌کنند، معلمان از دست او خسته می‌شوند و عزت‌نفس کودک به‌شدت آسیب می‌بیند.

‌راهکارهای مهارتی برای شکستن چرخه پرتوقعی

والدین برای درمان این رفتار نباید از روش‌های خشن یا تسلیم شدن استفاده کنند، بلکه باید ابزارهای مهارتی زیر را به کار بگیرند:

تفکیک خواسته از نیاز واقعی: برای مثال، کودکی که پس از تولد فرزند جدید، برای خرید یک بازی ویدیویی گران‌قیمت جیغ می‌کشد، اسباب‌بازی نمی‌خواهد؛ بلکه نگران کم‌شدن محبت شماست. پاسخ درست، خرید بازی نیست، بلکه اختصاص دادن ۱۵ دقیقه زمان ویژه و اختصاصی در روز برای بازی و صحبت با اوست.
‌ایجاد مرزهای محکم و مهربانانه: با لحنی آرام اما قاطع به او «نه» بگویید. مثلاً بگویید: «می‌دانم این اسباب‌بازی را دوست داری، اما امروز برنامه‌ای برای خریدش نداریم.» در برابر گریه او صبور باشید و عقب‌نشینی نکنید.
‌آموزش همدلی: به او کمک کنید احساسات دیگران را ببیند. با سؤالاتی مانند «به نظرت وقتی اسباب‌بازی دوستت را بدون اجازه برداشتی، چه حسی پیدا کرد؟» توانایی همدلی را در او تقویت کنید.

‌پرتوقعی کودک، فریادی برای دریافت توجه واقعی، امنیت و حدود مشخص است. والدین با شناخت ریشه‌های رفتار از دوسالگی، ثبات در قوانین و پاسخ به نیازهای عمیق عاطفی کودک، می‌توانند این چرخه معیوب را متوقف کنند و فرزند خود را به سمت مسئولیت‌پذیری و آرامش سوق دهند.

فارس

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.