پرش به محتوای اصلی

حمید هوشنگی به روایت محسنیان‌راد

کد خبر 413073
43

خاطره‌ای جالب از حمید هوشنگی روزنامه‌نگار فقید را به روایت مهدی محسنیان‌راد بخوانید.

حمید هوشنگی، از پیشکسوتان روزنامه‌نگاری ایران و معاون اسبق خبر ایرنا در فاصله سال‌های ۵۹ تا ۶۴ روز گذشته پس از تحمل دوره‌ای بیماری درگذشت.

هوشنگی همانطور که دوستان و همکاران او گفتند یکی از آن‌هایی بود که اصل اخلاق حرفه‌ای را در زندگی حرفه‌ای او جاری بود.

مهدی محسنیان راد استاد دانشگاه و نظریه پرداز حوزه علوم ارتباطات در کتاب «در حسرت فهم درست» به روایت خاطره ای از این روزنامه نگار پیشکسوت پرداخته است که به شرح زیر است: «هوشنگی می‌نویسد: «سال‌های اولیه دهه ۶۰ وقتی سمت معاونت دکتر خرازی را داشتم،‌ هادی خرازی برادر کمال خرازی مدیرعامل ایرنا که دانشجو بود برای امرار معاش در خبرگزاری به صورت قراردادی استخدام و در شیفت شب مشغول کار شد. یک شب سرزده برای بازدید به اتاق خبر رفتم. دیدم که‌ هادی خرازی خواب است.

یادداشتی با این عبارت برای او گذاشتم: «هر وقت از خواب بیدار شدید با من تماس بگیرید». ساعت شش صبح ‌هادی خرازی از خواب بیدار و با دیدن یادداشت، با من تماس گرفت…. او را معادل دو روز حقوق جریمه کردم. وقتی نوبت شیفت بعدی کاری او رسید، دیگر انتظار مراجعه دوباره من را نداشت ولی دوباره حدود ساعت دو بامداد به اتاق خبر رفتم و با شگفتی دیدم که‌ هادی خواب است.»

خلاصه نوشته هوشنگی حاکی از آن است که این بار برادر رئیس سازمان را تنبیه شدیدتری کرده و دستور می‌دهد او را معادل ۱۰ روز حقوق جریمه کنند. گویا هادی به برادرش شکایت می‌کند و منتهی به آن می‌شود که دکتر خرازی از هوشنگی گلایه کند.

هوشنگی نیز در پاسخ به دکتر خرازی می‌گوید: «اتفاقاً من ملاحظه کردم وگرنه بایستی او را چون برادر شماست، اخراج می‌کردم». به هر حال هوشنگی کوتاه نمی‌آید و دقیقاً در شیفت سوم و در شرایطی که‌ هادی خرازی انتظار سه‌باره بازدید او را نداشته، به آنجا می‌رود و برای سومین بار هادی را غرق در خواب می‌بیند.

تدبیری می‌اندیشد و در همان نیمه‌شب به منزل مدیرعامل تلفن می‌کند و از او می‌خواهد به ایرنا بیاید. در ادامه می‌نویسد: «وقتی با دکتر وارد اتاق خبر شدیم و ایشان از نزدیک دید که‌ هادی خواب است، با عصبانیت داد و فریاد به راه ‌انداخت و به هنگام خروج از اتاق، به من گفت او را اخراج کنم. فردا صبح حکم اخراج ‌هادی را که به امضای برادرش رسیده بود، به دست او دادم و ‌هادی برای همیشه ایرنا را ترک کرد.»»

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.