بیشتر ما وقتی از اینترنت جهانی حرف میزنیم، احتمالا نخست به ماهوارهها، دکلهای مخابراتی یا دیتاسنترهای عظیم فکر میکنیم. اما بخش بزرگی از ارتباطات دیجیتال جهان جایی جریان دارد که نه دیده میشود و نه در زندگی روزمره نشانی از آن وجود دارد؛ در اعماق دریاها، میان هزاران کیلومتر کابل فیبرنوری که قارهها را به یکدیگر متصل کردهاند.
به گزارش بازتاب، تراکنشهای بانکی، تماسهای بینالمللی، ارتباط شرکتها، سرویسهای ابری، انتقال داده میان مراکز بزرگ فناوری و حتی بخش مهمی از فعالیت بازارهای مالی از همین مسیر عبور میکند. کابلهایی که در برخی نقاط قطری بیش از یک شلنگ معمولی ندارند، اکنون به یکی از حساسترین اجزای زیرساخت امنیتی جهان تبدیل شدهاند؛ تا جایی که در اروپا، بحث حفاظت از آنها دیگر موضوعی صرفا فنی یا مخابراتی نیست.
هشدار اخیر صدراعظم آلمان درباره افزایش آمادگی این کشور در برابر حملات موسوم به «هیبریدی»، بار دیگر این نگرانی را در مجامع امنیتی اروپا مطرح کرده است. مقامهای آلمانی در سالهای اخیر روسیه را به مجموعهای از فعالیتهای سایبری، اطلاعاتی و در برخی موارد پرواز پهپادها در اطراف زیرساختهای حساس متهم کردهاند؛ اتهامهایی که مسکو آنها را رد کرده و کشورهای غربی را به فضاسازی علیه روسیه متهم میکند.
اما نگرانی اروپا فقط به حملات سایبری محدود نیست. آنچه در کف دریای بالتیک، دریای شمال و آبهای منتهی به قطب شمال قرار گرفته، حالا به اندازه سرورها و شبکههای کامپیوتری اهمیت پیدا کرده است.
زیر دریا چه خبر است؟
رویترز در گزارشی جداگانه به نقل از مقامهای غربی نوشته بود که نیروهای بریتانیا، نروژ و آمریکا در فصل بهار فعالیت زیردریاییهای روسی را در نزدیکی برخی زیرساختهای حساس در منطقه قطب شمال زیر نظر داشتهاند و در جریان این عملیات، ادامه بخشی از یک تمرین روسیه متوقف شده است.
وزارت دفاع روسیه درباره این گزارش مشخص اظهارنظری نکرده، کرملین بارها اتهام برنامهریزی برای خرابکاری در کشورهای عضو ناتو را رد کرده است.
مقامهای غربی گفتهاند در آن عملیات آسیبی به کابلها وارد نشده و فعالیت مشاهدهشده نیز در چارچوب یک تمرین صورت گرفته است.
با این حال وقتی یک زیردریایی نظامی یا کشتی اطلاعاتی در نزدیکی مسیرهای حساس ارتباطی مشاهده میشود، دولتها نمیتوانند نسبت به آن بیتفاوت باشند. زیرا زیرساختی که زمانی تنها در نقشه مهندسان مخابرات دیده میشد، اکنون بخشی از محاسبات امنیت ملی است.
جنگ هیبریدی چیست؟
اصطلاح «جنگ هیبریدی» در سالهای اخیر آنقدر در ادبیات سیاسی و نظامی تکرار شده که گاهی به مفهومی مبهم تبدیل میشود. اما در سادهترین تعریف، منظور مجموعه اقداماتی است که میتواند به یک کشور آسیب بزند، بدون آنکه رسما وارد جنگ کلاسیک با آن کشور شود.
حمله سایبری به یک سازمان دولتی، ایجاد اختلال در سامانههای موقعیتیابی GPS، عملیات اطلاعاتی، انتشار هدفمند اطلاعات گمراهکننده، فشار بر زیرساختهای انرژی یا آسیب به شبکههای ارتباطی، همگی میتوانند بخشی از چنین الگویی باشند.
مزیت این نوع عملیات برای عامل آن، ابهام است. اگر جنگندهای مرز کشوری را بمباران کند، یافتن عامل حمله معمولا چندان دشوار نیست. اما اگر کابلی در عمق چند صد متری دریا قطع شود، ماجرا به این سادگی نیست. لنگر یک کشتی تجاری میتواند عامل حادثه باشد، نقص فنی ممکن است کابل را از کار انداخته باشد و البته احتمال اقدام عمدی نیز وجود دارد.
تشخیص اینکه کدامیک از این سناریوها رخ داده، ممکن است هفتهها یا ماهها زمان ببرد.
چرا کابلهای زیر دریا اینقدر مهم شدهاند؟
با وجود رشد چشمگیر ارتباطات ماهوارهای، ستون فقرات اینترنت بینقارهای همچنان کابلهای فیبرنوری زیردریایی هستند. حجم اطلاعاتی که این کابلها منتقل میکنند، بسیار بیشتر از ظرفیتی است که شبکههای ماهوارهای متعارف در اختیار اقتصاد جهانی قرار میدهند.
هر بار که اطلاعات میان یک مرکز داده در اروپا و سروری در آمریکا جابهجا میشود، هر بار که یک شرکت چندملیتی اطلاعات مالی خود را منتقل میکند یا تراکنشی بین دو موسسه مالی در دو سوی اقیانوس انجام میشود، احتمال زیادی وجود دارد که دادهها بخشی از مسیر خود را از داخل همین کابلها طی کنند.
البته اینترنت جهانی طوری طراحی شده که قطع یک کابل بهتنهایی معمولا به معنی خاموش شدن ارتباط یک کشور نیست. شبکهها مسیرهای جایگزین دارند و ترافیک میتواند از راه دیگری منتقل شود.
مشکل زمانی آغاز میشود که چند مسیر حساس بهطور همزمان دچار اختلال شوند. در چنین حالتی الزاما اینترنت قطع نمیشود، اما ظرفیت شبکه کاهش مییابد، تاخیر بالا میرود و سرویسهایی که به انتقال سریع و پایدار داده وابستهاند، تحت فشار قرار میگیرند. برای اقتصادهایی که بانکداری، تجارت، رسانه و خدمات عمومیشان به ارتباطات برخط وابسته است، همین اختلال محدود هم میتواند هزینه قابل توجهی ایجاد کند.
سوالبارد؛ نقطهای دورافتاده با اهمیتی فرامنطقه ای
یکی از مناطقی که نام آن در گزارشهای اخیر مطرح شده، مجمعالجزایر سوالبارد در شمال نروژ است؛ منطقهای نزدیک قطب شمال که در نگاه اول شاید ارتباط چندانی با شبکه جهانی اینترنت نداشته باشد.
اما دو کابل زیردریایی به طول حدود ۱۴۰۰ کیلومتر، سوالبارد را به سرزمین اصلی نروژ متصل میکنند. این کابلها علاوه بر ارتباطات معمول، در انتقال حجم بزرگی از دادههای ماهوارهای نیز نقش دارند.
همین موقعیت، سوالبارد را به نمونهای روشن از تغییر ماهیت زیرساختهای استراتژیک تبدیل کرده است. مکانی دورافتاده که تا چند دهه قبل اهمیت آن عمدتا جغرافیایی و نظامی بود، اکنون بخشی از زنجیره انتقال داده جهانی محسوب میشود.
گزارش مربوط به فعالیت دریایی روسیه در همین منطقه نیز از این جهت مورد توجه قرار گرفت؛ هرچند بار دیگر باید میان «رصد یک فعالیت نظامی» و «اثبات خرابکاری» تفاوت گذاشت.
برای دولتهای اروپایی شاید دشوارترین بخش ماجرا حفاظت فیزیکی از کابلها نباشد؛ مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که حادثهای رخ دهد و باید مشخص شود چه کسی مسئول آن بوده است.
نگرانی درباره کابلهای زیردریایی را نباید صرفا بخشی از رویارویی روسیه و ناتو دانست.
تقریبا هر اقتصادی که بانکها، رسانهها، تجارت خارجی، شبکه پرداخت و خدمات دیجیتال آن به اینترنت بینالمللی وابسته است، با همین مسئله روبهرو خواهد بود.
وابستگی بیش از حد به یک مسیر ارتباطی، یک نقطه ورود یا تعداد محدودی از کابلها میتواند ریسک ایجاد کند. در مقابل، داشتن مسیرهای متعدد، ظرفیت پشتیبان و امکان انتقال سریع ترافیک میان شبکههای مختلف، احتمال تبدیل یک حادثه فنی یا امنیتی به بحران ملی را کاهش میدهد.
خلیج فارس؛ گلوگاهی که فقط نفت از آن عبور نمیکند
خلیج فارس نیز درست مانند آبهای شمال اروپا، شبکهای متراکم از کابلهای زیردریایی را در خود جای داده است؛ کابلهایی مانند FALCON، AAE-1 و شبکه Gulf Bridge International که کشورهای منطقه را به یکدیگر و به مسیرهای ارتباطی آسیا، آفریقا و اروپا متصل میکنند. بخشی از این شبکه از محدوده حساس تنگه هرمز عبور میکند؛ رویترز در سال ۲۰۲۶ این منطقه را، در کنار اهمیت شناختهشدهاش برای انتقال انرژی، یک «گلوگاه دیجیتال» نیز توصیف کرده است.
آسیب اتفاقی یا عمدی به چند کابل اصلی میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از کند شدن اینترنت خانگی داشته باشد: بخشی از ترافیک منطقه ناچار به انتقال به مسیرهای جایگزین میشود، ظرفیت شبکه کاهش مییابد و در صورت گسترده بودن خسارت، خدمات ابری، ارتباطات شرکتها، مراکز داده و برخی خدمات مالی و بانکی نیز میتوانند با اختلال روبهرو شوند.
نگرانی جدیتر، آسیب همزمان به چند مسیر یا دشوار شدن عملیات تعمیر در شرایط بحرانی است، زیرا کشتیهای مخصوص تعمیر کابل باید بتوانند با امنیت وارد منطقه شوند. از سوی دیگر، ماهوارهها نیز در مقیاس فعلی قادر نیستند ظرفیت عظیم کابلهای فیبرنوری را بهطور کامل جایگزین کنند.
جنگ آینده شاید شبیه فیلمهای جنگی نباشد
تصویر کلاسیک ما از جنگ هنوز با تانک، هواپیما، موشک و صدای انفجار گره خورده است. اما اقتصاد مدرن روی زیرساختهایی بنا شده که بیشتر مردم هرگز آنها را نمیبینند.
کابلهایی که کف اقیانوس قرار دارند، دیتاسنترهایی که میلیونها درخواست را در هر ثانیه پردازش میکنند، شبکههای پرداخت، ماهوارهها، خطوط انتقال انرژی و سامانههای موقعیتیابی، همگی بخشی از زندگی روزمرهاند؛ بیآنکه حضورشان چندان احساس شود.
اختلال در هر یک از این نقاط میتواند هزینهای ایجاد کند که اثر آن از یک حادثه فیزیکی بسیار فراتر برود.
به همین دلیل نگرانی امروز اروپا فقط این نیست که آیا کابل دیگری در دریای بالتیک یا قطب شمال آسیب خواهد دید یا نه. مسئله بزرگتر این است که در دورهای که مرز میان جنگ، خرابکاری، جاسوسی و حادثه فنی هر روز مبهمتر میشود، چگونه میتوان زیرساختهایی را حفاظت کرد که اقتصاد یک کشور بدون آنها قادر به ادامه فعالیت عادی نیست.
ممکن است بخشی از نگرانیهای کنونی اروپا در نهایت بیش از حد محتاطانه از آب درآید و ممکن است این وضعیت به یکی از ویژگیهای دائمی رقابت امنیتی میان قدرتها تبدیل شود. اما یک تغییر تقریبا قطعی به نظر میرسد؛ کابلهای خوابیده در کف دریا دیگر فقط تجهیزات مخابراتی نیستند.
آنها به بخشی از جغرافیای جدید قدرت تبدیل شدهاند؛ جغرافیایی که شاید در آن جنگ آغاز شود، بیآنکه کسی صدای نخستین انفجار را بشنود.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.