در شرایطی که جنگ ایران وارد هفتمین ماه شده، محبوبیت دونالد ترامپ در پایینترین سطح دوران ریاستجمهوری او قرار گرفته و نارضایتی از هزینههای زندگی افزایش یافته است، رئیسجمهور آمریکا بار دیگر رسانهها، خبرنگاران و حتی نهاد ناظر بر شبکههای تلویزیونی را وارد میدان منازعه کرده است. آیا این حملات صرفاً ادامه سبک همیشگی ترامپ است یا نشانهای از تلاش کاخ سفید برای تغییر دستور کار افکار عمومی در آستانه انتخابات میاندورهای؟
تنش میان دونالد ترامپ و رسانههای جریان اصلی آمریکا موضوع تازهای نیست، اما آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، این رویارویی قدیمی را وارد مرحله متفاوتی کرده است؛ مرحلهای که در آن انتقاد از یک گزارش یا خبرنگار، در برخی موارد با درخواست برای ورود نهادهای تنظیمگر و حتی تهدید مجوز رسانهها همراه شده است.
تازهترین نمونه در ۳۰ اوت رخ داد؛ زمانی که ترامپ پس از اظهارات «کریستن ولکر»، خبرنگار و مجری NBC، اعلام کرد او باید به کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا، FCC، معرفی شود تا با «توبیخ یا مجازات» روبهرو شود. دلیل خشم ترامپ این بود که ولکر کارنامه نامزدهای مورد حمایت رئیسجمهور در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان را «ترکیبی» توصیف کرده بود. ترامپ همزمان نظرسنجیهای نامطلوب درباره عملکرد خود را نیز «جعلی» خواند و خواستار ورود FCC شد.
ترامپ در ماه ژوئیه نیز پس از آنکه ABC و NBC سخنرانی او درباره امنیت انتخابات را بهطور کامل از شبکه اصلی خود پخش نکردند، از احتمال لغو مجوز آنها سخن گفت. CNN نیز آن سخنرانی را بهصورت زنده از شبکه اصلی پخش نکرد و از سوی کاخ سفید مورد حمله قرار گرفت.
در ۱۷ اوت نیز رویارویی دیگری رخ داد. ترامپ هنگام پرسشهای «کریستن هولمز»، خبرنگار CNN در کاخ سفید، چند بار از او خواست سکوت کند و پس از آنکه خبرنگار گفت برای CNN کار میکند، او را «خبرنگار جعلی» و CNN را «اخبار جعلی» خواند. حساب رسمی واکنش سریع کاخ سفید نیز بعداً حملات شخصی شدیدتری علیه این خبرنگار منتشر کرد؛ اقدامی که با اعتراض CNN همراه شد.
این مجموعه رفتارها نشان میدهد نزاع ترامپ با رسانهها دیگر صرفاً اختلاف رئیسجمهور با چند تحلیلگر تلویزیونی نیست؛ رسانه عملاً به یکی از میدانهای اصلی سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است.
چرا این حملات اکنون شدت گرفته است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید از جدال ترامپ با خبرنگاران فاصله گرفت و به وضعیت سیاسی دولت او نگاه کرد.
آخرین نظرسنجی رویترز/ایپسوس تصویر چندان مطلوبی برای کاخ سفید ارائه نمیدهد. در نظرسنجی منتشرشده در پایان اوت، تنها ۳۳ درصد آمریکاییها عملکرد ترامپ را تأیید کردند؛ سطحی که برای سومین نظرسنجی متوالی در پایینترین محدوده دوران سیاسی او قرار گرفته است. فشار اصلی نیز از دو جبهه میآید: اقتصاد و جنگ ایران.
براساس همین نظرسنجی، ۷۱ درصد آمریکاییها از نحوه مدیریت هزینههای زندگی توسط ترامپ ناراضیاند؛ عددی که حتی شامل حدود چهار نفر از هر ده جمهوریخواه میشود. در عین حال تنها ۳۶ درصد پاسخدهندگان عملکرد دولت در جنگ ایران را تأیید کردهاند.
این ارقام زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که انتخابات میاندورهای سوم نوامبر نزدیک شده و جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت شکننده خود در کنگره تلاش میکنند. بنابراین حملات ترامپ به رسانهها را نمیتوان کاملاً جدا از این فضای سیاسی تحلیل کرد.
شکاف میان «روایت پیروزی» و واقعیت یک جنگ طولانی
مهمترین چالش دولت ترامپ اکنون شاید نه خود رسانهها، بلکه دشواری حفظ روایتی باشد که کاخ سفید از جنگ ایران ارائه میکند.
ترامپ دوم سپتامبر پس از دور تازه حملات آمریکا به ایران گفت این عملیات «خیلی طولانی» نخواهد شد، اما همزمان تأکید کرد آمریکا هر زمان بخواهد آماده حمله دیگری است.
این دو پیام در ظاهر متناقض نیستند، اما نشاندهنده دشواری موقعیت واشنگتناند: دولت از یک طرف میخواهد نشان دهد کنترل تحولات را در اختیار دارد و جنگ به سمت پایان حرکت میکند و از طرف دیگر نمیتواند احتمال تشدید دوباره عملیات نظامی را کنار بگذارد.
آسوشیتدپرس نیز در تازهترین ارزیابی خود گزارش داده است که دولت ترامپ اکنون به راهبردی دوگانه شامل فشار اقتصادی گسترده و حفظ گزینه نظامی روی آورده است. با وجود بیش از شش ماه فشار نظامی و تحریمهای شدید، تهران تاکنون به خواستههای اصلی واشنگتن تن نداده و دولت آمریکا همچنان با چگونگی پایان دادن به مناقشه دستوپنجه نرم میکند.
مسئله تنگه هرمز نیز نمونه دیگری از همین شکاف روایی است.
کاخ سفید تأکید کرده تنگه باز است، اما دادههای کشتیرانی مورد استناد آسوشیتدپرس نشان میدهد تردد کشتیها همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است. پیش از آغاز درگیریها بیش از ۱۳۰ عبور در روز ثبت میشد، در حالی که در یکی از هفتههای اخیر مجموعاً تنها ۱۰۲ مورد عبور گزارش شده است.
این دقیقاً همان نقطهای است که «نبرد روایتها» اهمیت پیدا میکند.
رسانه؛ دشمنی که برای سیاست داخلی مفید است
ترامپ سالهاست از رسانههای منتقد بهعنوان بخشی از ساختار سیاسی مخالف خود یاد میکند. این راهبرد برای او چند مزیت سیاسی دارد.
نخست، اعتبار اخبار منفی را نزد پایگاه رأی خود کاهش میدهد. وقتی نظرسنجی نامطلوب، گزارش اقتصادی منفی یا تحلیل انتقادی پیشاپیش «جعلی» معرفی شود، بخشی از مخاطبان ممکن است به جای ارزیابی محتوای گزارش، خود رسانه را موضوع بحث قرار دهند.
دوم، درگیری مستقیم با CNN، NBC یا دیگر رسانهها موضوعی است که بهسادگی میتواند فضای خبری را اشغال کند و برای مدتی تمرکز را از مسائلی مانند قیمت بنزین، هزینه جنگ یا کاهش محبوبیت رئیسجمهور تغییر دهد.
و سوم، تقابل با رسانههای جریان اصلی همچنان یکی از ابزارهای مؤثر ترامپ برای بسیج هسته سخت هوادارانش است؛ همان پایگاهی که در انتخابات میاندورهای برای جمهوریخواهان اهمیت ویژهای خواهد داشت.
به همین دلیل، حمله به رسانه را میتوان نه صرفاً واکنشی احساسی، بلکه بخشی از یک راهبرد ارتباطی و سیاسی دانست؛ هرچند انگیزه دقیق شخصی ترامپ را بدون شواهد مستقیم نمیتوان تعیین کرد.
آیا ترامپ واقعاً میتواند مجوز شبکههای تلویزیونی را لغو کند؟
این بخش از ماجرا نیز نیازمند یک تصحیح مهم است.
اظهارات ترامپ درباره «لغو مجوز شبکهها» ممکن است این تصور را ایجاد کند که رئیسجمهور یا FCC میتواند مستقیماً CNN، NBC یا ABC را تعطیل کند؛ ساختار حقوقی آمریکا به این سادگی نیست.
FCC مجوز استفاده از امواج عمومی را عمدتاً برای ایستگاههای محلی تلویزیونی و رادیویی صادر میکند، نه برای شبکههای ملی به شکل یک مجوز واحد. شبکههای کابلی نیز تحت ساختار حقوقی متفاوتی فعالیت میکنند. اسناد خود FCC تأکید میکند که مجوزهای پخش بهصورت محلی صادر میشوند.
رویترز نیز گزارش داده است که لغو مجوز یک ایستگاه تلویزیونی در آمریکا اقدامی بسیار نادر است و FCC بهدلیل متمم اول قانون اساسی اختیارات محدودی برای مداخله در تصمیمهای روزنامهنگارانه رسانهها دارد. خود FCC تصریح کرده است جایگزینکردن قضاوت روزنامهنگاران با قضاوت دولت میتواند با متمم اول قانون اساسی تعارض داشته باشد.
بنابراین اهمیت تهدیدهای ترامپ الزاماً در امکان اجرای سریع آنها نیست؛ اثر سیاسی و فشار روانی و اقتصادی چنین تهدیدهایی بر شرکتهای رسانهای میتواند مهمتر از نتیجه حقوقی نهایی باشد.
ترامپ از «واقعیت» فرار میکند یا برای تعریف آن میجنگد؟
شاید دقیقترین جمعبندی همینجا باشد.
از دادههای موجود نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت که رئیسجمهور آمریکا از نظر روانشناختی «قادر به پذیرش واقعیت نیست». چنین ادعایی بدون شواهد معتبر بیشتر به قضاوت شخصی شباهت دارد تا گزارش خبری.
اما شواهد کافی وجود دارد که نشان دهد دولت ترامپ اکنون با مجموعهای از واقعیتهای سیاسی نامطلوب مواجه است: محبوبیت ۳۳ درصدی، نارضایتی گسترده از هزینه زندگی، کاهش حمایت از جنگ ایران، نزدیکشدن انتخابات میاندورهای و جنگی که برخلاف انتظار اولیه ماهها ادامه پیدا کرده است.
در چنین فضایی، کنترل روایت اهمیت فوقالعادهای پیدا میکند.
ترامپ نمیتواند بهتنهایی مسیر قیمت نفت، واکنش ایران، وضعیت تنگه هرمز یا نتیجه انتخابات را تعیین کند؛ اما میتواند تلاش کند تعریف افکار عمومی از این رویدادها را تغییر دهد.
از این زاویه، حمله به CNN، NBC، MS NOW یا خبرنگاران منتقد صرفاً نزاع رئیسجمهور با رسانه نیست. این بخشی از رقابتی بزرگتر بر سر این پرسش است که چه کسی حق دارد روایت غالب از شرایط آمریکا را تعیین کند: کاخ سفید یا رسانههایی که تصویری متفاوت از عملکرد دولت ارائه میکنند؟
و شاید مهمترین نشانه فشار سیاسی بر ترامپ نیز همین باشد؛ هرچه فاصله میان روایت «موفقیت» کاخ سفید و برداشت بخشی از جامعه آمریکا بیشتر شود، نبرد بر سر خودِ روایت احتمالاً تندتر خواهد شد.











نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.