ماریجوانا؛ سفری از پرخوابی تا جنون / این گل، خنثیترین و بیعاطفهترین انسان را میسازد
برخلاف تبلیغات فریبندهای که ماریجوانا را مادهای «تفریحی» و «بیخطر» معرفی میکند، جدیدترین یافتههای روانشناختی نشان میدهد که این مادهی مخدر با حمله به سیستم عصبی مرکزی، از همان دقایق اولیه، روند تخریب شخصیت، عواطف و حافظه را آغاز میکند. آنچه با «خشکی دهان» و «پرخوابی» شروع میشود، به «بیتفاوتی مرضی»، «تزلزل شخصیتی» و در نهایت «جنون» ختم میشود؛ سرنوشتی تلخ که بسیاری از خانوادهها تا وقتی دیر نشده، متوجه آن نمیشوند.
«گل» یا ماریجوانا، دیگر تنها یک مادهی مخدر در کوچهپسکوچههای شهر نیست؛ این روزها به راحتی در مهمانیها، پارکها و حتی پشت درب مدارس و دانشگاهها یافت میشود. باوری غلط در فضای مجازی و میان برخی جوانان رواج یافته که مصرف این ماده، «آرامشبخش» و «کمخطر» است، اما واقعیت چیزی کاملاً متفاوت است. ماریجوانا با تأثیر بر قشر پیشانی مغز که مرکز تصمیمگیری، مسئولیتپذیری و کنترل هیجانات است، قدرت تشخیص درست از غلط را از فرد میگیرد و مصرفکننده را به موجودی خنثی، بیتفاوت و بیاراده تبدیل میکند.
گل، آرامش دروغین و تخریبگر شخصیت
رضا کریمی، روانشناس بالینی و عضو انجمن روانشناسی ایران، با اشاره به افزایش چشمگیر مراجعهی جوانان مصرفکنندهی ماریجوانا، اظهار کرد که بزرگترین دروغ دربارهی گل، معرفی آن به عنوان یک مادهی آرامبخش است. وی گفت که مصرفکننده در کوتاهمدت دچار «یاوهگویی»، «شوریدگی»، «از بین رفتن تمرکز فکری» و «اختلال در صحبت کردن» میشود و در بلندمدت، به موجودی تبدیل میشود که حتی توانایی تشخیص رویا از واقعیت را از دست میدهد.
وی افزود که یکی از مراجعان او، دانشجویی بود که با مصرف گل، به مرور زمان انگیزهی خود را برای ادامهی تحصیل از دست داد و پس از چند ماه، نه تنها درس را رها کرد، بلکه نسبت به سرنوشت خود نیز کاملاً بیتفاوت شده بود؛ نمونهای از آنچه در روانشناسی به «خنثیشدن شخصیت» تعبیر میشود.
خطرناکترین عارضه؛ بیتفاوتی مرضی و مرگ عواطف
سارا احمدی، روانشناس بالینی و مشاور خانواده، با تأکید بر عارضهی کمتر گفتهشدهی ماریجوانا، گفت که یکی از تلخترین پیامدهای مصرف بلندمدت گل، «خنثی بودن نسبت به مشکلات» و «بیتفاوتی مرضی» است. مصرفکننده به مرور زمان، نسبت به همه چیز بیتفاوت میشود؛ نه برای موفقیت انگیزه دارد، نه از شکست ناراحت میشود، نه به آیندهی خود اهمیت میدهد و نه حتی به خانواده و عزیزانش. وی هشدار داد که خانوادهها معمولاً وقتی متوجه این تغییرات میشوند که فرد کاملاً از جامعه و خانواده فاصله گرفته است و «فرار از محل کار یا تحصیل»، «انزوای اجتماعی» و «ترس زیاد» از نشانههای هشداردهندهای است که نباید نادیده گرفته شود.
از پرخوابی تا جنون
هر دو روانشناس بر این نکته اتفاق نظر دارند که مصرف ماریجوانا یک سیر نزولی دارد که با عوارضی به ظاهر ساده شروع میشود و به فاجعه ختم میگردد. کریمی هشدار داد که «پرخوابی»، «افزایش اشتها»، «خشکی دهان»، «گلو درد» و «سرفههای طولانی» تنها نوک کوه یخ هستند و مصرف طولانیمدت، فرد را به سمت «شکاکی مزمن»، «توهم»، «ترس شدید»، «مشکلات جنسی» و در نهایت «جنون» سوق میدهد. احمدی نیز در تکمیل این بحث عنوان کرد که عارضهی «ناتوانی در تشخیص رویا و واقعیت» یکی از خطرناکترین پیامدهای مصرف گل است که ممکن است به رفتارهای خشونتبار و پرخاشگری نیز منجر شود.
ماریجوانا، پایان شخصیت است
آنچه از گفتوگو با این دو روانشناس برمیآید، این واقعیت تلخ است که ماریجوانا، برخلاف تبلیغات فریبنده، نه تنها آرامشبخش نیست، بلکه با تخریب حافظه، تمرکز، عواطف و شخصیت، بزرگترین سرمایهی انسان یعنی «ذهن و روان» را هدف قرار میدهد. از «پرخوابی» و «خشکی دهان» در شب اول تا «بیتفاوتی مرضی»، «تزلزل شخصیتی»، «خنثیشدن عواطف» و «جنون» در سالهای بعد، همه نشانههای یک سقوط تدریجی هستند که هرگز پایانی خوش ندارد. مصرف ماریجوانا، انسان را به موجودی بیعاطفه، بیانگیزه و بیتفاوت تبدیل میکند که توانایی عشق ورزیدن، تلاش کردن و حتی رویاپردازی را از دست میدهد. خانوادهها باید هوشیار باشند و هرگونه تغییر رفتاری را جدی بگیرند.
منبع: فارس










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.