پرش به محتوای اصلی

قفقاز روی ریل تازه؛ ایران، روسیه و آذربایجان چه در سر دارند؟

کد خبر 1236180
توافق ایران، روسیه و آذربایجان

عباس عراقچی گفته است نشست سه‌جانبه سران ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان به ابتکار مسکو برگزار شده و در جریان آن، درباره شماری از پروژه‌های اقتصادی مشترک میان سه کشور بحث و توافق شده است. هنوز جزئیات کاملی از این پروژه‌ها منتشر نشده، اما اهمیت چنین توافقی را بیش از هر چیز باید در نقشه منطقه جست‌وجو کرد؛ جایی که ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان هر سه به نوعی در مسیرهای مهم تجارت، انرژی و ترانزیت اوراسیا قرار گرفته‌اند.

به گزارش بازتاب، تهران سال‌هاست تلاش می‌کند یکی از مهم‌ترین دارایی‌های خود، یعنی موقعیت جغرافیایی کشور میان خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و بازارهای شمال اوراسیا را به یک مزیت اقتصادی پایدار تبدیل کند.

کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب مهم‌ترین پروژه‌ای است که می‌تواند به همکاری تهران، مسکو و باکو معنای اقتصادی جدی بدهد.

ایده اصلی این کریدور ساده است: کالاهایی که از هند و بنادر جنوبی ایران وارد می‌شوند، از طریق شبکه ریلی و جاده‌ای ایران به جمهوری آذربایجان و سپس روسیه منتقل شوند و از آنجا به بازارهای شمال اروپا برسند.

در صورت تکمیل زیرساخت‌های این مسیر و رفع گلوگاه‌های موجود، بخشی از تجارت میان جنوب آسیا و روسیه می‌تواند با مسیری کوتاه‌تر و potentially کم‌هزینه‌تر انجام شود. برای ایران نیز چنین تحولی تنها به دریافت عوارض ترانزیتی محدود نخواهد بود؛ توسعه بنادر، راه‌آهن، لجستیک، انبارداری و تجارت مرزی می‌تواند مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را در امتداد این کریدور فعال کند.

اما سال‌هاست که درباره این ظرفیت صحبت می‌شود و مسئله اصلی همچنان «اجرا» است.

هر حلقه مفقوده در خطوط ریلی، هر تأخیر در توسعه بنادر و هر مانع گمرکی می‌تواند مزیت زمانی یک کریدور را از بین ببرد. تجارت بین‌المللی در نهایت مسیری را انتخاب می‌کند که نه فقط روی نقشه کوتاه‌تر، بلکه در عمل سریع‌تر، ارزان‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر باشد.

اقتصاد در یکی از سیاسی‌ترین مناطق منطقه

مشکل بزرگ اینجاست که قفقاز صرفاً یک منطقه اقتصادی نیست. این جغرافیا طی سال‌های اخیر یکی از پیچیده‌ترین میدان‌های رقابت سیاسی و امنیتی منطقه بوده است. روابط تهران و باکو دوره‌های متعددی از تنش و بهبود را تجربه کرده، مناقشات ارمنستان و جمهوری آذربایجان بارها معادلات منطقه را تغییر داده و روسیه و ترکیه نیز هر کدام منافع و ابزارهای خاص خود را در قفقاز دارند.

برای حرکت منظم قطارها و کامیون‌ها، مرزها باید باز بمانند، مقررات تغییرات ناگهانی نداشته باشند و روابط سیاسی میان کشورها از حداقلی از ثبات برخوردار باشد. سرمایه‌گذار و شرکت حمل‌ونقل نیز زمانی وارد یک مسیر جدید می‌شود که بتواند درباره چند سال آینده آن پیش‌بینی داشته باشد.

از این منظر، نشست سه‌جانبه ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان می‌تواند اهمیتی فراتر از چند پروژه اقتصادی داشته باشد. اگر سه کشور بتوانند منافع مشترکی در حوزه تجارت، حمل‌ونقل و زیرساخت ایجاد کنند، هزینه سیاسی تنش میان آنها نیز افزایش خواهد یافت.

آیا اقتصاد می‌تواند اختلافات را مهار کند؟

پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. تجربه منطقه نشان داده است که منافع اقتصادی همیشه قادر به جلوگیری از اختلافات ژئوپلیتیک نیست. با این حال، همکاری اقتصادی می‌تواند حداقل کانالی برای ادامه گفت‌وگو در دوره‌های تنش ایجاد کند.

برای ایران، چنین رویکردی اهمیت مضاعف دارد. تهران از یک سو نسبت به برخی تحولات امنیتی و تغییرات احتمالی در جغرافیای ترانزیتی قفقاز حساس است و از سوی دیگر نمی‌خواهد از پروژه‌های بزرگ تجاری منطقه کنار گذاشته شود.

در چنین شرایطی، حضور مستقیم ایران در شبکه‌های ترانزیتی قفقاز می‌تواند هم یک فرصت اقتصادی و هم ابزاری برای حفظ نقش کشور در معادلات منطقه باشد.

روسیه نیز انگیزه‌های خود را دارد. مسکو در سال‌های اخیر بیش از گذشته به مسیرهای تجاری جنوب توجه کرده و دسترسی به ایران و بنادر خلیج فارس برای آن اهمیت بیشتری پیدا کرده است. جمهوری آذربایجان نیز تلاش می‌کند موقعیت خود را به عنوان یکی از حلقه‌های مهم ترانزیت شرق، غرب، شمال و جنوب تقویت کند.

تفاهم سیاسی یا پروژه‌ای که واقعاً ساخته می‌شود؟

اما یک مشکل قدیمی همچنان باقی است. در منطقه کم نبوده‌اند پروژه‌هایی که با تیترهای بزرگ اعلام شده‌اند، تفاهم‌نامه آنها امضا شده و حتی چند بار درباره آغاز عملیات اجرایی‌شان خبر منتشر شده، اما سال‌ها بعد هنوز در مرحله تأمین مالی، مذاکره یا تکمیل زیرساخت باقی مانده‌اند.

به همین دلیل، اهمیت واقعی نشست سه‌جانبه را نمی‌توان فقط از روی اعلام «توافق بر سر پروژه‌های مشترک» ارزیابی کرد.

اگر توافق‌ها به سرمایه‌گذاری، قرارداد اجرایی و زیرساخت واقعی تبدیل شوند، ایران می‌تواند یک گام دیگر به هدف قدیمی خود نزدیک شود؛ تبدیل موقعیت جغرافیایی به درآمد اقتصادی. در غیر این صورت، قفقاز همچنان منطقه‌ای باقی خواهد ماند که روی نقشه، ظرفیت‌های ترانزیتی بزرگی دارد اما سیاست بارها مانع تبدیل کامل این ظرفیت‌ها به تجارت شده است.

بازتاب را در گوگل بیشتر ببینید

نظرات کاربران

نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید

0 دیدگاه ثبت دیدگاه

یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمی‌شود و دیدگاه‌های حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

نظر شما می‌تواند شروع یک گفت‌وگوی سازنده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

از درج اطلاعات شخصی، شماره تماس و پیوندهای تبلیغاتی خودداری کنید.