«بعداً انجامش میدهم»؛ جملهای آشنا برای خیلی از ما. قرار بوده ورزش کنیم، یک گزارش را تمام کنیم، خانه را مرتب کنیم، زبان بخوانیم یا حتی یک تماس مهم بگیریم، اما هر بار انجام آن را به چند ساعت یا چند روز بعد موکول کردهایم.
معمولاً تصور میکنیم اهمالکاری نتیجهی تنبلی، بیانگیزگی یا ضعف اراده است. اما همیشه اینطور نیست. گاهی مشکل اصلی این است که فاصله بین تصمیم گرفتن و انجام دادن یک کار بیش از حد زیاد و پر از مانع شده است.
مشکل همیشه کمبود انگیزه نیست
فرض کنید تصمیم گرفتهاید صبحها ورزش کنید. اگر برای شروع تمرین مجبور باشید لباس ورزشی پیدا کنید، کفشها را آماده کنید، برنامهی تمرینی انتخاب کنید و بعد تازه تصمیم بگیرید از کجا شروع کنید، مغز شما با چندین مرحله روبهرو میشود.
اما اگر شب قبل لباس و کفش ورزشی را کنار تخت بگذارید و فقط یک تمرین ۱۰ دقیقهای آماده داشته باشید، شروع کار بسیار سادهتر میشود.
این همان چیزی است که میتوان آن را «اصطکاک» نامید؛ یعنی تمام موانعی که بین نیت شما و انجام یک کار قرار میگیرند. هرچه این اصطکاک بیشتر باشد، احتمال به تعویق انداختن کار هم بیشتر میشود.
ما گاهی کارها را بیش از حد سخت میکنیم
یکی از اشتباههای رایج این است که فکر میکنیم برای انجام درست یک کار باید حتماً آن را به شکل کامل و سنگین انجام دهیم: هدف در این مرحله کامل کردن کار نیست؛ هدف عبور از مرحلهی «شروع نکردن» است.
| تصور اشتباه | راهکار بهتر |
|---|---|
| باید یک ساعت ورزش کنم | ۱۰ دقیقه شروع کنم |
| باید روزی ۳۰ صفحه بخوانم | فقط دو صفحه بخوانم |
| باید همهی خانه را تمیز کنم | فقط میز کارم را جمع کنم |
اراده را به جای محیط، مقصر نکنید
خیلیها تصور میکنند افراد منظم کسانی هستند که ارادهی فوقالعادهای دارند. اما در بسیاری از موارد، افراد منظم محیطی میسازند که انجام کار درست در آن آسانتر باشد: به جای جنگیدن دائمی با خودتان، محیط را طوری طراحی کنید که انتخاب درست راحتتر باشد.
| هدف | تغییر محیط |
|---|---|
| کمتر با تلفن همراه وقت بگذرانید | اعلانها را خاموش کنید یا تلفن را دور کنید |
| صبح ورزش کنید | وسایل ورزشی را شب قبل آماده کنید |
| سالمتر غذا بخورید | انتخابهای سالم را در دسترس قرار دهید |
قانون «فقط پنج دقیقه»
یکی از سادهترین روشها برای شکستن چرخهی اهمالکاری این است که به خودتان نگویید «باید این کار را تمام کنم». فقط بگویید: «پنج دقیقه انجامش میدهم.»
پنج دقیقه فایل کاری را باز کنید.
پنج دقیقه مطالعه کنید.
پنج دقیقه ورزش کنید.
پنج دقیقه به مرتب کردن اتاق اختصاص دهید.
در بسیاری از مواقع، سختترین قسمت کار همان چند دقیقه اول است. وقتی شروع میکنید، ادامه دادن دیگر به اندازهی شروع کردن دشوار نیست.
نتیجه مهمتر از میزان خستگی است
گاهی فرهنگ «باید سخت کار کنم» باعث میشود تصور کنیم هرچه بیشتر خسته شویم، عملکرد بهتری داشتهایم. اما خستگی بهتنهایی نشانهی بهرهوری نیست.
ممکن است فردی ساعتها پشت میز بنشیند، دائماً بین شبکههای اجتماعی، پیامها و کارهای مختلف جابهجا شود و در پایان روز احساس کند بسیار تلاش کرده است؛ اما نتیجهی چندانی به دست نیاورده باشد.
بنابراین گاهی سؤال بهتر این نیست که: «چقدر سخت کار کردم؟» بلکه این است: «امروز واقعاً چه چیزی را انجام دادم؟»
برای شکست اهمالکاری، اصطکاک را پیدا کنید
امروز یک کار را که مدام به تعویق میاندازید انتخاب کنید و از خودتان بپرسید: «دقیقاً چه چیزی شروع کردنش را سخت کرده است؟»
اگر ورزش است، شاید آماده نبودن وسایل مانع باشد.
اگر مطالعه است، شاید تلفن همراه حواس شما را پرت میکند.
اگر کار اداری است، شاید کار بیش از حد بزرگ و مبهم به نظر میرسد.
اگر نوشتن است، شاید منتظر شرایط کاملاً ایدهآل هستید.
بعد فقط یک مانع را حذف کنید. قرار نیست یکشبه آدمی فوقالعاده منظم شوید. کافی است انجام کار موردنظر را کمی آسانتر کنید.
چون برای غلبه بر اهمالکاری همیشه به انگیزهی بیشتر نیاز نداریم؛ گاهی فقط باید راه شروع را کوتاهتر کنیم.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.