طرح تازه برای ساماندهی استفاده از کارتهای آزاد جایگاههای سوخت وارد مرحله آزمایشی شده است؛ طرحی که یکی از مهمترین تغییرات آن، کنار گذاشتن رمز ثابت ۱۱۱۱ و حرکت به سمت احراز هویت از طریق کارت بانکی و رمز یکبارمصرف است. براساس گزارشهای منتشرشده در روز سهشنبه، این روش در تعدادی از جایگاههای تهران آزمایش شده و هدف آن، شناسنامهدار کردن تراکنشهایی است که با کارت اضطراری جایگاه انجام میشود.
به گزارش بازتاب، منطق طرح از نگاه مدیریتی چندان پیچیده نیست. مسئولان میخواهند استفاده از کارت آزاد، دیگر یک تراکنش کاملاً بینامونشان نباشد و بتوان مشخص کرد چه فردی و در چه زمانی از آن استفاده کرده است. مسئله اما برای مردم جای دیگری است، این سازوکار تازه قرار است سوختگیری را سادهتر و امنتر کند یا به یک مرحله اضافی و دردسر تازه در پمپبنزین تبدیل شود؟
کارت آزاد جایگاه برای بسیاری از رانندگان بیشتر یک راهحل اضطراری است. کسی که کارت سوختش را جا گذاشته، کارت او خراب یا گم شده، هنوز کارت جدیدش صادر نشده یا در شرایط خاص امکان استفاده از کارت شخصی را ندارد، سراغ کارت جایگاه میرود. به همین دلیل، هر تغییری در نحوه استفاده از این کارت باید با همین واقعیت طراحی شود.
اگر قرار باشد راننده ابتدا کارت بانکی ارائه کند، منتظر پیامک بماند، رمز یکبارمصرف دریافت کند و سپس سوختگیری را انجام دهد، سرعت و پایداری این فرایند اهمیت زیادی پیدا میکند. چند ثانیه تأخیر شاید روی کاغذ عدد بزرگی به نظر نرسد، اما در جایگاهی شلوغ و در ساعات پرتردد، همین زمان اضافه برای هر خودرو میتواند به صفهای طولانیتر و نارضایتی بیشتر منجر شود. کافی است شبکه بانکی، مخابرات یا سامانه پیامک برای دقایقی کند شود تا یک تغییر فنی ساده، مستقیماً به صف و تنش در جایگاه منتقل شود.
در مقابل، نگرانی درباره مصرف ناشناس کارتهای آزاد هم مسئله کوچکی نیست. این کارتها در سالهای گذشته یکی از نقاط بحث در حوزه کنترل مصرف، قاچاق سوخت و رصد الگوی توزیع بودهاند. وقتی یک کارت آزاد میتواند بارها و بدون ارتباط مشخص با خودرو یا فرد استفاده شود، بخشی از اطلاعاتی که برای مدیریت مصرف لازم است از بین میرود.
اتصال تراکنش به کارت بانکی میتواند تا حدی این خلأ را برطرف کند و تصویر دقیقتری از نحوه استفاده از کارتهای جایگاه در اختیار سیاستگذار بگذارد. با این حال، افزایش امکان ردیابی باید با شفافیت بیشتری همراه باشد. مردم حق دارند بدانند چه اطلاعاتی ثبت میشود، این دادهها چه مدت نگهداری خواهند شد و دقیقاً در چه مواردی مورد استفاده قرار میگیرند. قرار نیست رفع یک مشکل در نظام توزیع سوخت، به ایجاد ابهام تازه درباره اطلاعات بانکی و هویتی مردم منجر شود.
موضوع مهم دیگر، شرایط متفاوت کاربران است. همه رانندگان به یک اندازه با خدمات بانکی و رمز یکبارمصرف راحت نیستند. سالمندان، افرادی که شماره تلفن ثبتشده در بانک آنها بهروز نیست، کسانی که در لحظه تلفن همراه در اختیار ندارند و حتی رانندگانی که خودرو و کارت بانکی متعلق به دو فرد متفاوت است، ممکن است با مشکل روبهرو شوند.
رانندگان ناوگان کاری، خودروهای شرکتی و حتی مسافران بینشهری نیز شرایط خاص خود را دارند. در برخی جادهها یا مناطق، پوشش تلفن همراه همچنان پایدار نیست. اگر استفاده از کارت اضطراری جایگاه به دریافت پیامک وابسته شود، باید از همین حالا مشخص باشد که در صورت نبود آنتن یا تأخیر در دریافت رمز چه اتفاقی خواهد افتاد.
یکی از ضعفهای رایج در اجرای طرحهای مشابه، اطلاعرسانی دیرهنگام است. تغییر در فرایند سوختگیری از آن دسته تصمیمهایی نیست که بتوان جزئیات آن را در همان لحظه استفاده به مردم توضیح داد. رانندهای که در صف ایستاده و تازه کنار دستگاه متوجه میشود باید چند مرحله تازه را طی کند، معمولاً حوصله و فرصت مطالعه دستورالعمل ندارد.
اگر قرار است این طرح در سطح گسترده اجرا شود، پیش از آن باید تابلوهای واضح در جایگاهها نصب شود، اپراتورها آموزش ببینند و مردم دقیقاً بدانند چه تغییری در انتظار آنهاست. در غیر این صورت، یک اصلاح فنی که هدف آن کنترل سوءاستفاده است، ممکن است در عمل به نارضایتی روزمره مردم تبدیل شود.
موفقیت طرح هم نباید فقط با این معیار سنجیده شود که استفاده از کارت آزاد چقدر کاهش پیدا کرده است. شاخصهای مهمتری وجود دارد: متوسط زمان سوختگیری قبل و بعد از اجرای طرح، میزان تراکنشهای ناموفق، تعداد شکایتهای ثبتشده، میزان تأخیر در دریافت رمز، تعداد افرادی که به دلیل نقص فنی موفق به دریافت سوخت نشدهاند و البته کاهش استفادههای غیرعادی از کارتهای آزاد.
اگر تنها آمار کاهش مصرف کارت آزاد ملاک موفقیت قرار گیرد، ممکن است نتیجهگیری گمراهکننده باشد. کاهش استفاده میتواند نشانه کنترل تخلف باشد، اما میتواند به این معنا هم باشد که روند استفاده آنقدر دشوار شده که بخشی از مردم عادی ترجیح دادهاند از آن صرفنظر کنند.
ابهام دیگری که باید از ابتدا برطرف شود، ارتباط این طرح با آینده کارتهای آزاد است. هر تغییری در حوزه بنزین در ایران به سرعت با شایعه درباره سهمیه، قیمت یا محدودیتهای تازه همراه میشود. کافی است جزئیات طرح بهصورت پراکنده و ناقص منتشر شود تا این تصور شکل بگیرد که احراز هویت، مقدمه محدودتر شدن استفاده از کارتهای جایگاه است.
اگر هدف دولت صرفاً شفافسازی تراکنشها و مقابله با سوءاستفاده است، بهتر است همین موضوع صریح، کامل و بدون ابهام اعلام شود و نسبت آن با سیاستهای سهمیهای و قیمتی نیز روشن باشد. در حوزه سوخت، اطلاعرسانی ناقص گاهی بیشتر از خود تصمیم، هزینه اجتماعی ایجاد میکند.
دوره آزمایشی دقیقاً باید برای پاسخ دادن به همین پرسشها باشد. موفقیت سامانه را نمیتوان فقط از پشت میز و با گزارشهای آماری سنجید. مدیری که در جایگاه حاضر شود، صف را ببیند، با اپراتور صحبت کند و تجربه رانندهای را که برای دریافت رمز منتظر مانده بشنود، تصویر متفاوتی از عملکرد طرح به دست خواهد آورد.
آزمون واقعی این طرح زمانی است که شرایط عادی نباشد؛ زمانی که شبکه بانکی کند شده، پیامک نمیرسد، آنتن تلفن همراه ضعیف است، پایانه سوخت دچار اشکال شده یا حتی برق جایگاه با اختلال روبهرو است. برای چنین شرایطی باید از ابتدا مسیر جایگزین تعریف شده باشد. جایگاه سوخت بخشی از زیرساخت عمومی کشور است و نباید یک اختلال ارتباطی، دسترسی مردم به سوخت را مختل کند.
فناوری میتواند توزیع سوخت را شفافتر، قابلکنترلتر و امنتر کند، اما تنها زمانی که هزینه این شفافیت به شکل دردسر روزمره به مردم منتقل نشود. حذف رمز ثابت ۱۱۱۱ از منظر امنیتی میتواند تصمیم قابل دفاعی باشد، اما موفقیت آن نه در گزارشهای اداری، بلکه در جایگاههای سوخت مشخص خواهد شد.
پرسش اصلی در نهایت ساده است؛ آیا این طرح میتواند سوءاستفاده از کارتهای آزاد را کاهش دهد، بدون آنکه راننده عادی میان صف، پیامک، اختلال شبکه و مراحل تازه احراز هویت گرفتار شود؟ پاسخ این سؤال باید در همین دوره آزمایشی بهطور روشن به دست بیاید؛ پیش از آنکه یک طرح محدود آزمایشی به رویهای سراسری تبدیل شود.










نظرات کاربران
نخستین دیدگاه را درباره این خبر ثبت کنید
یادآوری: نشانی ایمیل منتشر نمیشود و دیدگاههای حاوی توهین، تهمت، افترا یا واژگان نامناسب تأیید نخواهند شد.
نظر شما میتواند شروع یک گفتوگوی سازنده باشد.