معاملات پنهانی اسکناس نو در میدان فردوسی / بازار سیاه ایرانچک ۵۰ هزار تومانی در سایتهای اینترنتی
گزارشهای میدانی از مرکز تهران حاکی از شکلگیری معاملات پنهانی اسکناس نو در سایه ناتوانی بانکها در تأمین تقاضای مراجعان است. این روزها اطراف چهارراه استانبول و میدان فردوسی حالوهوایی متفاوت دارد؛ رفتوآمدها آرامتر، نگاهها دقیقتر و معاملهها پنهانتر شدهاند.
افزایش تقاضای مردم برای دریافت وجه نقد از بانکها – چه به دلیل نگرانیهای عمومی نسبت به آینده اقتصادی و چه به خاطر شرایط جنگی – باعث شده شعب بانکها این روزها کمی شلوغتر از قبل شود. بانکها نیز به دلیل محدودیتهای توزیع اسکناس، امکان تأمین تقاضای زیاد مردم را ندارند و درست در همین خلأ، بازار سیاه اسکناس نو در سکوت رشد کرده است.
قیمتهای نجومی در بازار سیاه
در پیادهروی باریک پشت یکی از صرافیهای قدیمی، مردی که کلاه لبهدارش را تا روی چشم کشیده، آهسته قیمت میدهد؛ آنقدر آهسته که باید نزدیکتر شد: «بسته پنجاههزاری نو میخوای؟ نُه میلیون.» بستهای که ارزش واقعی آن پنج میلیون تومان است، حالا تقریباً دو برابر قیمت رسمی معامله میشود.
قیمتهای بالاتر در سایتهای اینترنتی
در سایتهای فروش اینترنتی، قیمتها حتی بالاتر است. یک بسته ایرانچک ۵۰ هزار تومانی با برچسب «شماره خشک» حدود ۹ تا ۱۰ میلیون تومان آگهی شده و نکته عجیب اینکه مشتریان واقعی زیر آگهیها حاضرند. یکی نوشته: «ترارَوَل ۵۰ هزار تومانی، کاملاً نو، ۱۵ میلیون و ۲۴۶ هزار تومان.» دیگری بسته اسکناس ۱۰ هزار تومانی را یک میلیون و ۶۵۰ هزار تومان قیمتگذاری کرده است.

معاملات داغ در گروههای تلگرامی
معاملهها در گروههای تلگرامی تندتر انجام میشود. یکی از فروشندگان مینویسد: «۱۰ بسته ۲۰۰۰ تومانی کامل بانکی موجود» و تنها چند ثانیه طول میکشد تا اولین پیام برسد: «پخ بده، قیمت؟»
دلال: بانکها کم میدهند، مردم میخواهند پول نقد داشته باشند
وقتی با یکی از فروشندگان صحبت میشود، دلیل گرانی را ساده و روشن توضیح میدهد: «بانکها کم میدهند. مردم هم میخواهند پول نقد داشته باشند. این وسط بازار خودش قیمت میسازد.»
به گزارش تسنیم، اسکناس نو در این روزها نه فقط برای هدیه دادن یا استفادههای معمول، بلکه برای ذخیره نقدی و انجام معاملات سریع مورد تقاضاست. هر بستهای که هنوز پلاستیک بانک روی آن مانده، به کالایی سودآور تبدیل شده است. این بازاری که بیتابلو و بیقانون، اما با گردش مالی بالا، زیر پوست شهر نفس میکشد، نمادی از شرایط خاص نقدینگی این روزهاست؛ جایی که کمبود رسمی، مسیر دلالی را پهنتر از همیشه کرده است.











