چرا تنگه هرمز برای ایران و آمریکا اهمیت حیاتی دارد؟ / از ستون چهارم بازدارندگی ایران تا افول هژمونی آمریکا
این روزها و پس از جنگ رمضان و برقراری آتشبس، بیشترین عبارتی که به گوش میرسد، «تنگه هرمز» است؛ تنگهای که چهل سال باز بود و دوست و دشمن بدون مشکل از آن تردد میکردند، اما زیادهخواهی رئیسجمهور آمریکا باعث شد این تنگه بسته یا حداقل کنترل شود؛ آن هم توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
دونالد ترامپ که به ایران حمله کرد تا طی سه روز نظام جمهوری اسلامی ایران را ساقط کند و اورانیومهای غنیشده را با خود به آمریکا ببرد، نه تنها به این اهداف نرسید، بلکه تنگهای که قبلاً باز بود را بست و امروز برای بازشدن دوباره آن تلاش میکند.
اهمیت راهبردی تنگه هرمز
تنگه هرمز از دیرباز به دلیل آنکه تنها راه ورود به خلیج فارس و تنها راه دسترسی دریایی به کشورهای منطقه بوده، برای امپراتوریها، کشورهای استعمارگر و طبعاً برای کشورهای منطقه اهمیت بسیاری داشته است.
بر اساس آمارها:
حدود ۸۸ درصد نفت عربستان
۹۰ درصد نفت ایران
۹۸ درصد نفت عراق
۹۹ درصد نفت امارات متحده عربی
و تمام نفت کویت و قطر
از طریق تنگه هرمز به کشورهای دیگر صادر میشود. روی هم رفته، حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خلیج فارس توسط تانکرهای نفتی از این مسیر انجام میشود. علاوه بر نفت، ۵۰ درصد معاملات تجاری کشورهای منطقه با جهان نیز از راه همین تنگه صورت میگیرد.
تنگه هرمز؛ ستون چهارم بازدارندگی ایران
شرایط امروز بسیار متفاوت از روزهای قبل از جنگ رمضان است. اکنون تنگه هرمز برای ایران، علاوه بر بازدارندگی، جنبهای «تهاجمی» نیز پیدا کرده است. وابستگی اقتصاد و امنیت جهانی به منابع انرژی، ناگزیر کشورها را وادار میکند تا ملاحظات ایران را در نظر گرفته و ارتباطات سیاسی و اقتصادی خود را بر اساس آن تنظیم کنند.
تنگه هرمز امروز «ستون چهارم بازدارندگی ایران» شده است؛ ایران علاوه بر سه ستون موشکی، هستهای و متحدان منطقهای، ابزار دیگری هم دارد: کنترل تنگه هرمز با جغرافیا و فناوری ارزان.
نگاه رسانههای آمریکایی به تحولات
والاستریت ژورنال با اشاره به این موقعیت، ایران را در کنار چین و آمریکا، در زمره کشورهایی قرار میدهد که میتوانند گلوگاههای حیاتی اقتصاد جهانی را به ابزار فشار و ژئوپلیتیک تبدیل کنند. این روزنامه معتقد است که این وضعیت، نتیجه «اشتباه ترامپ و نتانیاهو» بوده است.
واشنگتن تایمز نیز نوشته است که حتی با شلیک یک موشک، اقتصاد جهانی تحت تأثیر قرار میگیرد.
چالش هژمونی آمریکا و ظهور قدرت ایران
با آغاز جنگ رمضان و پایبندی ایران به وعده گسترش جنگ به سطح منطقهای و بستن تنگه هرمز، موقعیت هژمونیک آمریکا بر بخش قابلتوجهی از منابع انرژی جهان با چالش روبهرو شده است. در صورت تثبیت این وضعیت، زمینه برای «افول قدرت آمریکا و ظهور قدرت ایران» فراهم شده است.
به گفته نیویورک تایمز، بزرگترین ضربهای که آمریکا و جهان میتوانست در جنگ با ایران بخورد، نفوذ فزایندهای است که ایران بر اقتصاد جهانی پیدا کرده است. تاکر کارلسون، مجری سرشناس آمریکایی، نیز گفته است: آنچه در ایران میگذرد، سقوط امپراتوری آمریکا به شکلی است که تاکنون میشناختیم.
شروط طرفین برای پایان جنگ
آمریکا برای پایان جنگ، باز شدن هرمز، محدودیت هستهای، محدودیت موشکی و قطع حمایت از نیابتیها را روی میز گذاشت. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران درآمدزایی از هرمز با اعمال محدودیتها، لغو همه تحریمها، آتشبس در لبنان و تضمین پایان جنگ را مطرح کرد.
نکتهای که بسیار اهمیت دارد این است که ایران بهتر و بیشتر از آنچه انتظار میرفت خود را حفظ کرده است. ترور رهبر عزیز و فرماندهان باعث فروپاشی نشد؛ تصمیمگیری در ایران غیرمتمرکز، چابک، منسجم و قاطع بوده است. نکته مهمتری که امروز نمود دارد، وحدت مثالزدنی بین مردم و حاکمیت و جریانهای سیاسی و حتی رقبای سیاسی است.











