بازار ۲۵۰ ساله رشت سوخت/ ۳ هزار میلیارد تومان دود شد!
نخستین برآوردها از آتشسوزی گسترده بازار رشت، از فاجعهای کمسابقه خبر میدهد.
هر مغازه بهطور میانگین ۲۵ میلیارد تومان ارزش ملک و حدود ۳۰ میلیارد تومان جنس داشته و در مجموع، خسارتی نزدیک به ۳ هزار میلیارد تومان به مردم وارد شده است. با این حال، بهنظر میرسد قرار نیست این خسارت جبران شود؛ چرا که بیمه، آتشسوزی را «ناشی از آشوب» اعلام کرده و از پرداخت خسارت سر باز زده است.
به گزارش فرارو، آتش، صدها غرفه بازار تاریخی رشت را بلعید؛ بازاری که نهفقط محل کسب، بلکه قلب تپنده زندگی شهری رشت بود. بیمهها اما اعلام کردهاند چون حادثه در جریان «آشوب» رخ داده، تعهدی برای پرداخت ندارند. همین موضوع باعث شد جبار کوچکینژاد، نماینده رشت، با پروندهای در دست، یکشنبه پشت تریبون مجلس برود و بگوید:
«مردم و بازاریان سرگرداناند و کسی به دادشان نمیرسد. انتظار داریم ریاست مجلس به بیمهها تذکر جدی بدهد تا برای این تخریب بزرگ اقدام کنند.»
رئیس مجلس در پاسخ، وعدهای آشنا داد: «حتماً پیگیری میکنم.» وعدهای که برای بسیاری از مردم، بهویژه در آستانه نوروز، دیگر تکراری و بیاثر به نظر میرسد.
ستون فقرات شهر شکست
از ۱۸ دیماه، رشت دیگر همان شهر سابق نیست. با سوختن بازار، ستون فقرات ارتباطات شهری شکست. امروز، بیش از ۹۰ درصد کسبه با بدهی، چک و سفتههای پاسنشده دستوپنجه نرم میکنند و غمی جمعی، در چهره شهر نشسته است. پرسش اینجاست: آیا این همه اندوه، فقط از خسارت مالی میآید؟
مریم، ۳۰ ساله، که محل کارش نزدیک بازار بوده، میگوید:
«قبلاً با یک نمنم باران، بوی سبزی تازه بازار میپیچید. امروز هم باران میبارد، اما بوی خاکستر میآید. شما بودید چه حسی داشتید؟»
بازاری که فقط بازار نبود
در تاریخ شهرهای ایران، بازار چیزی فراتر از محل خریدوفروش است. در معماری شهری، بازار نقش خیابان اصلی و شریان حیاتی شهر را داشته؛ جایی که گذرها از آن منشعب میشدند و زندگی در اطرافش جریان مییافت. بازار، قلب تپنده شهر بود.
بازار رشت با قدمتی حدود ۲۵۰ سال، پیشتر هم در سال ۱۳۳۰ هجری قمری طعم آتش را چشیده بود؛ هزار دکان و ده کاروانسرا سوختند، اما بازار دوباره از خاکستر برخاست. این بازار، برخلاف نمونههای طاقدار اصفهان و تهران، سرپوشیده کامل نبود و با سایبانهایی ساده، خود را از باران و باد محافظت میکرد. راستهها هرکدام به صنفی اختصاص داشتند؛ از مسگران و زرگران تا میخفروشان. روزگاری کاروانهایی از هند، بخارا و ترکیه برای تجارت ابریشم به این بازار میآمدند.
دو سال بیکاری، هزاران زندگی معلق
استاندار گیلان اعلام کرده آتشسوزی در هفت نقطه از بازار، از سرای ملک تا راسته میخفروشان، خسارات سنگینی برجای گذاشته و بازسازی دستکم دو سال زمان میبرد؛ یعنی دو سال بیکاری برای هزاران شهروند.
یکی از ریشسفیدان بازار میگوید:
«ما به مغازه مثل ملک نگاه نمیکردیم. قیمت نمیدانستیم. ۶۹ سال از عمرم را در این مغازه گذاشتم. حالا هر صبح که بیدار میشوم، حس میکنم تکهای از وجودم سوخته.»
پسرش که مسئول آواربرداری شده، میگوید:
«قرار بود بازار موقت راه بیندازند تا شب عید سرپا بمانیم. اما خودمانیم و خودمان؛ دریغ از یک دست یاری.»
بیمه، تهدید و شایعات نگرانکننده
حدود ۴۰ درصد بازاریان اصلاً بیمه نداشتند و آنهایی هم که داشتند، حالا میگویند بیمه بهانه آورده است. فرید، صاحب یک غرفه کوچک قهوهفروشی، میگوید:
«دستگاه قهوهساز را ۲۵ میلیون خریده بودم، الان ۲۷۰ میلیون شده. بیمه هم که میگوید خسارتی در کار نیست.»
در این میان، برخی بازاریان از تهدیدهایی عجیب خبر میدهند؛ فشار برای فروش مغازهها و نقلمکان به مجتمعهایی بیرونق. هرچند این ادعاها هنوز رسماً تأیید نشده، اما روزنامه شرق نیز به چنین گزارشهایی اشاره کرده است.
نوروزی که نمیآید
بازار رشت، در آستانه نوروز، خاموش و خالی است. ریشسفید بازار در پایان گفتوگو، شعری از خلیلالله خلیلی میخواند:
«گویید به نوروز که امسال نیاید…»
بازاریان ماندهاند با ویرانی، بدهی و وعدههایی که هنوز رنگ عمل نگرفتهاند. آینده بازار تاریخی رشت، نهفقط برای کسبه، که برای هویت فرهنگی و شهری این شهر، در هالهای از ابهام است.
و پرسشی که همچنان بیپاسخ مانده:
پیش از آنکه هویت یک شهر بهکلی خاکستر شود، چه کسی باید پاسخگو باشد؟








