دو نگاه به «محمود» دفتر روحانی

مرد پر نفوذ نهاد ریاست جمهوری کیست؟ محمود واعظی نام کسی است که قاعدتا کارش نظم و ساماندهی به برنامه های رئیس جمهور است اما این روزها حواشی زیادی دور و بر اوست. او از یک سو محمد قوچانی، از چهره های شاخص روزنامه نگاری اصلاحطلبی را در دفتر رئیس جمهور به کار می گیرد و از طرف دیگر شایعه هایی وجود دارد که او عرصه را برای اسحاق جهانگیری تنگ کرده است. این روزها هرخبر جدیدی که از استعفا یا انتصاب جدیدی در پیرامون دولت منتشر می شود، کسانی که سیاست را دنبال می کنند این احتمال را میدهند که احتمالا سرنخ جابهجایی ها به عضو اعتدال و توسعه برمیگردد.
پاراف روی نامه رئیس جمهور
اخیرا روزنامه شرق با عنوان «دسترسی محدود به رئیسجمهور» کمی از این نفوذ روایت میکند. قاسم میرزایی نکو، نماینده مردم دماوند در گفت و گوی خود با شرق از چند درخواست برای ملاقات با رئیس جمهور سخن گفته که دفتر رئیس جمهور در نهایت به آن پاسخ رد داده است. در این گزارش از قول میرزایی نکو آمده است: «در کمیته رفع حصر مجلس از رئیسجمهوری درخواست ملاقات کرده بودیم؛ یعنی ما به عنوان کمیته حصر به آقای امیری معاون پارلمانی شاید بیش از پنج بار نامه دادیم و مکاتبه کردهایم. چون ما با همه سران قوا، یعنی آقای آملی لاریجانی و علی لاریجانی، همچنین علی شمخانی دبیر شورایعالی امنیت ملی، وزیر اطلاعات و دوستان مختلف ملاقات کردیم ولی آقای رئیسجمهوری وقت ندادند». او به مورد دیگری هم اشاره میکند: «در مورد بودجه هم با آقای صادقی در فراکسیون شفافسازی، متنی را با هفت بند برای آقای روحانی تهیه کردیم که آقای رئیسجمهوری، این موارد را دستور بدهید که در بودجه انجام شود؛ باز آقای واعظی روی این نامه دستور دادند». دستور رئیس دفتر روی نامهای که مخاطب آن رئیسجمهوری است، میتواند سرآغاز یک بدعت باشد؛ بدعتی که میتواند به قدرتگرفتن بیش از اندازه رئیس دفتر منجر شود و این افزایش قدرت تبعات سیاسی و حواشی زیادی خواهد داشت.»
نگاه اول: از ناکامی برای رفتن به وزارت خارجه تا دفتر رئیس جمهور
درباره نفوذ و شخصیت محمود واعظی فرارو با دو تن از افرادی که حداقل در یک برهه زمانی با او در ارتباط بوده اند گفت و گو کرده است. واعظی از سال ۶۵ تا ۷۸ با سمت هایی مثل مشاور وزیر امور خارجه، رئیس ستاد روابط اقتصادی خارجی، معاون سیاسی اروپا و آمریکا وزارت امور خارجه و معاون اقتصادی وزارت امور خارجه فعالیت کرده است. به همین خاطر یکی از افرادی که برای گفتوگو انتخاب کردیم یکی از مقامات سابق وزارت خارجه است. محمود واعظی از سال ۵۸ تا ۶۵ یعنی پیش از پیوستن به وزارت خارجه، مدیرعامل شرکت مخابرات بود.
واعظی از سال ۷۸ تا ۹۲ در مرکز تحقیقات استراتژیک حضور داشت و ارتباط خود با حسن روحانی را حفظ کرد. به گفته این مقام سابق وزارت خارجه «وقتی در انتخابات سال ۹۲ نام حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور از صندوق بیرون آمد، واعظی انتظار داشت به عنوان وزیر خارجه مشغول به کار شود که برای رسیدن به این هدف تلاش زیادی کرد و با افرادی وارد گفت و گو شد. اما روحانی، جواد ظریف را که در موضوع پرونده هسته ای کار کرده بود را ترجیح داد. ظریف در دورانی هم که سفیر ایران در سازمان ملل بود نیز ظرفیتهای خود را نشان داده بود. واعظی تا حدودی زبان انگلیسی میداند اما نه به اندازهای که بتواند از پس مذاکرات قوی بینالمللی بربیاید.»
این مقام سابق وزارت خارجه ادامه می دهد: ظریف در مذاکرات هستهای توانست در تاریخ جمهوری اسلامی خود را به عنوان یک وزیر خارجه ماندگار مطرح کند. این وضعیت واعظی را نگران می کرد. برای دومین دوره ریاست جمهوری روحانی همکه نقش حسین فریدون در دفتر رئیس جمهور کمرنگ شده بود واعظی به فکر افتاد تا به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور یا مدیر ارشد دفتر رئیس جمهور نقش داشته باشد.»
این مقام سابق وزارت خارجه معتقد است «اختلافاتی که از این سو و آن سو در ارتباط با واعظی شنیده می شود، از چیزی نشات میگیرد که فرنگیها به آن ambition می گویند. ما ambition را میل و آرزو ترجمه می کنیم اما این ambition یک جنبه مثبت دارد و یک جنبه منفی. جنبه مثبت این حس این است که فرد به خواسته های والاتر فکر کند و برای رسیدن به یک موقعیت بهتر تلاش کند. اما در فرهنگ ما اگر ambition توام با عواطف خاص باشد به آن فرصت طلبی و جاهطلبی میگوییم.»
او با اشاره به مطالبی که در ارتباط کنار گذاشتن جهانگیری از سوی واعظی، شنیده میشود ادامه میدهد: واعظی فکر میکند به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور باید همه این افراد را تحت کنترل خود دربیاورد و همه با او هماهنگ شوند. اما مثلا افرادی که در حوزه اقتصاد فعالیت دارند می خواهند مسائلشان را با خود رئیسجمهور حل و فصل کنند. آنها دنبال گزارش دادن به واعظی نیستند.
نگاه دوم: واعظی یک سیاستمدار عاقل است
با این حال غلامعلی دهقان، هم حزبی محمود واعظی از شخصیت رئیس دفتر رئیس جمهور روایت دیگری دارد. این عضو حزب اعتدال و توسعه به فرارو می گوید: شناخت من از آقای واعظی به دفتر سیاسی حزب اعتدال و توسعه و جلسات شورای مرکزی حزب برمیگردد. من در سال ۸۰ اول عضو دفتر سیاسی شدم بعد به شورای مرکزی رفتم. واعظی به آقای هاشمی هم علاقه داشت و تلاش کرده راه او را ادامه دهد. او از نزدیکان آقای هاشمی بود. او در یک کلمه یک سیاستمدار عاقل است. این یک ویژگی مثبت است چون اصولا بخش قابل توجهی از شخصیت ما ایرانیها را احساسات تشکیل می دهد. من برخلاف بسیاری از شخصیتهای سیاسی که عصبانی میشوند، از آقای واعظی عصبانیتی ندیدهام. در مجموعا شخصیت آرامی دارد و از نظر رفتاری مبادی اخلاق است.
دهقان ادامه میدهد: واعظی از همان اول هم معتقد بود هم باید با اصلاح طلبان کار کرد و هم با اصولگرایان. همیشه تاکید داشت که نباید افراط کرد. به همین خاطر بعد از ۸۴همیشه جزء منتقدین سیاست خارجی احمدی نژاد بود. به قول آقای قوچانی او در یکی از انتخابات ها هم به مرتضی نبوی رای داده و هم به بهزاد نبوی.
به اعتقاد این فعال سیاسی «حضور واعظی در معاونت اروپا و آمریکای وزارت خارجه در دوران علی اکبر ولایتی برای واعظی نکته ای مثبت است. در سالهای بحران قره باغ واعظی نقش مهمی داشت. طبیعتا کسی که در حوزه سیاست خارجی کار کرده نگاه و درک درستی از جهان دارد و بیشتر اهل تعامل است.»
دهقان میگوید: شناخت من از واعظی برخلاف مطالبی است که درباره او مطرح می شود. او از جهت فکری میانه رو و از نظر شخصیتی هم میانه روست. تقریبا روابط خود را با ساخت و ارکان قدرت به خوبی تنظیم می کند.
واعظی در دام مخالفان دولت نمیافتد
این فعال سیاسی با اشاره به مطالبی که درباره اختلافات واعظی با جهانگیری ادامه میدهد: وجود این اختلافات را هم خود آقای واعظی و هم آقای جهانگیری تکذیب کردهاند. اما جنجال درست کردن و به حواشی پرداختن یکی از ویژگی های کشور ماست. جریانی در ایران می خواهد بگوید دولت از هم گسیخته است و در درون آن جنگ قدرت وجود دارد. این جریان در قضیه بودجه و زلزله هم همین چیزها را مطرح می کند. آقای واعظی نماد اعتدال و جهانگیری نماد اصلاحات است. جریان مخالف دولت از دید خود فکر میکند موضوع خوبی برای ایجاد جنجال پیدا کرده است. می خواهند جنگ روانی ایجاد کنند و باید حواسمان باشد در این بازی گرفتار نشویم. می گویند یک روز ملانصرالدین به مردم گفت فلان جا آش می دهند. بعد که مردم جمع شدند خودش هم قابلمه به دست گرفت و به صف شد. اما خوشبختانه در این جنگ روانی حواس اصلاح طلبان و اعتدالیون جمع است. همانطور که آقای خاتمی هشتگ پشیمانیم را دسیسه دانستند، الان هم اطلاعاتی در دست است که جریان مخالف دولت به این ماجراها دامن می زند. به هرحال سلبریتی های ما هم به خاطر اینکه خیلی سیاسی نیستند، اعتراضاتی کردند. بعد هم گفتند از رای دادن به روحانی پشیمان نیستند اما در عین حال به سیاستهای دولت هم انتقاد دارند.
او در پایان تاکید میکند: بخشی از این دامن زدن به اختلافات، جنگ روانی رقیب که می داند ائتلاف اصلاحات و معتدلین اصولگرا به نتیجه رسیده است. اما نباید سال ۸۴ را فراموش کرد. آقای واعظی هم در این بازی نیفتاده است که جواب بدهد. افراطی های هردو جناح با واعظی مشکل دارند. این عقلانیت با رادیکال بازی و احساسات جور در نمی آید و منطق خاص خود را دارد. با این نوع تفکر باید بین نیروها توازن ایجاد کرد، نمی شود همیشه یک جناح را تحویل گرفت و دیگری را رد کرد.