از هرمز تا بابالمندب / شطرنج جدید قدرت در شاخ آفریقا
حسین پرورش، کارشناس مسائل بینالملل، در یادداشتی با عنوان «از هرمز تا بابالمندب؛ شطرنج جدید قدرت در شاخ آفریقا» به تحلیل تحرکات اخیر رژیم اسرائیل و منطقه خودمختار سومالیلند پرداخته و تأکید کرده است که نزدیکی فزاینده میان تلآویو و هارگیسا را نباید صرفاً در چارچوب روابط یک بازیگر منطقهای با یک موجودیت سیاسی فاقد شناسایی بینالمللی تفسیر کرد.
از هرمز تا بابالمندب؛ تغییر مرکز ثقل رقابتها
پرورش با بیان اینکه در جهان امروز، قدرت بیش از آنکه در تصرف سرزمینها تجلی یابد، در تسلط بر گلوگاههای دریایی معنا پیدا میکند، خاطرنشان کرد: اگر هرمز دروازه انرژی جهان محسوب میشود، بابالمندب حلقه اتصال آن به بازارهای اروپا و مدیترانه است و از همین رو، هرگونه بحران در خلیج فارس، دیر یا زود به دریای سرخ و شاخ آفریقا نیز سرایت میکند.
وی تأکید کرد: جنگ اخیر میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم اسرائیل از سوی دیگر، بیش از هر چیز اهمیت گلوگاههای دریایی را آشکار ساخت. در بحبوحه این بحران، زمانی که موضوع احتمال بستن تنگه هرمز از سوی ایران مطرح شد، بازارهای جهانی انرژی و مراکز تصمیمگیری غربی دریافتند که اقتصاد جهانی تا چه اندازه به چند گذرگاه محدود دریایی وابسته است.
هارگیسا؛ نقطهای استراتژیک در شطرنج قدرت
به گفته این کارشناس، در ماههای اخیر صفحه شطرنج شاخ آفریقا شاهد مهرههای جدیدی است که بازتاب حرکتهای بازیگران آن را باید در سایر نقاط جهان از جمله تنگه هرمز جستجو کرد. در این میان، رژیم اسرائیل و پدیده خودساخته و خودخوانده سومالیلند و روابط آنها و تحرکات جدیدشان، محور بررسی و تحلیل این نوشتار است.
پرورش تصریح کرد: موقعیت جغرافیایی سومالیلند در مجاورت بابالمندب، آن را به نقطهای استثنایی برای رصد تحولات دریای سرخ و مسیرهای کشتیرانی تبدیل کرده است. هارگیسا از منظر تلآویو میتواند همان نقشی را ایفا کند که برخی پایگاههای راهبردی در شرق مدیترانه برای امنیت اسرائیل بر عهده دارند؛ یعنی ایجاد عمق راهبردی در خارج از مرزهای مستقیم.
شاخ آفریقا؛ میدان رقابت قدرتهای بزرگ
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به رقابت قدرتهای بزرگ در شاخ آفریقا گفت: امروز شاخ آفریقا به یکی از متراکمترین میدانهای رقابت ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. چین از طریق ابتکار «کمربند و راه» و سرمایهگذاریهای عظیم بندری، در تلاش است کنترل بخشی از کریدورهای تجاری میان آسیا، آفریقا و اروپا را در اختیار گیرد. روسیه نیز پس از گسترش حضور خود در آفریقا، به دنبال تثبیت جایگاه دریایی و امنیتی خود در مجاورت دریای سرخ است.
وی افزود: ترکیه طی بیش از یک دهه گذشته با سرمایهگذاریهای اقتصادی، فعالیتهای بشردوستانه و همکاریهای نظامی در سومالی، نفوذ کمسابقهای در منطقه به دست آورده است. امارات متحده عربی نیز از طریق توسعه بنادر و کریدورهای لجستیکی، به بازیگری تعیینکننده در معادلات دریای سرخ تبدیل شده است.
نقش ایران در معادلات شاخ آفریقا
پرورش با اشاره به نقش ایران در این معادله گفت: ایران هرچند حضور مستقیم محدودی در شاخ آفریقا دارد، اما از طریق تأثیرگذاری بر معادلات دریای سرخ و ارتباط راهبردی با محور مقاومت، به یکی از متغیرهای مهم این جغرافیا بدل شده است.
وی تأکید کرد: از نگاه بسیاری از تصمیمگیران اسرائیلی، گسترش نفوذ انصارالله در دریای سرخ و توانایی این گروه در تأثیرگذاری بر امنیت کشتیرانی، نشانهای از آن است که رقابت با ایران دیگر به خلیج فارس یا شرق مدیترانه محدود نیست و ابعاد تازهای یافته است.
پرورش در پایان تأکید کرد: تحولات اخیر صرفاً روایت نزدیکی یک رژیم و یک منطقه خودمختار نیست، بلکه نشانهای از ظهور جغرافیای جدیدی از رقابت است که از تنگه هرمز آغاز میشود، در بابالمندب امتداد مییابد و در سواحل شاخ آفریقا شکل تازهای به خود میگیرد. در این شطرنج پیچیده، هارگیسا دیگر یک نقطه دورافتاده بر نقشه آفریقا نیست؛ بلکه خانهای مهم در صفحهای است که قدرتهای منطقهای و جهانی برای تصاحب آن با یکدیگر رقابت میکنند.











