بن بست ترامپ در ایران/ توافق شبیه برجام در راه است؟

    کد خبر :1207061
نشست اتاق وضعیت درباره ایران دو ساعت طول کشید

گاردین در تحلیلی از تحولات اخیر روابط آمریکا و ایران نوشت که رویکرد اولیه دونالد ترامپ در قبال تهران، از وعده‌های حداکثری و خوش‌بینانه به مسیری پر از تناقض و عقب‌نشینی رسیده و اکنون به نظر می‌رسد واشنگتن ناچار به پذیرش توافقی معامله‌محور و نزدیک به برجام شده است.

توافقی که در سایه فشارهای اقتصادی، نقش راهبردی ایران در تنگه هرمز و بن‌بست اهداف نظامی آمریکا شکل گرفته و می‌تواند نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت در این پرونده باشد.
به گزارش اکوایران به نقل از اقتصادنیوز، پس از آغازی سرشار از غرور و اعتمادبه‌نفس، نوبت به رویارویی با واقعیت رسید. مسیر طی‌شده از زمان مهم‌ترین تصمیم سیاست خارجی دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، او را ظاهرا به نتیجه‌ای قابل توجه رسانده است: ایران به دلایلی دشمن سرسخت چندین رئیس‌جمهور آمریکا پیش از او بوده و حریفی نیست که بتوان آن را دست‌کم گرفت.

گاردین در تحلیلی نوشت: یکی از اصول شناخته‌شده جنگ این است که امیدها و برنامه‌هایی که در آغاز درگیری با خوش‌بینی طراحی و تبلیغ می‌شوند، معمولا در نخستین برخورد با دشمن دوام نمی‌آورند.

اما حتی با این معیار نیز، اهداف و روایت‌های متغیر و گاه متناقض ترامپ از زمان آغاز جنگ با ایران در ۲۸ فوریه، به سفری سیاسی و گیج‌کننده شباهت دارد که در نهایت ممکن است او را به همان نقطه‌ای بازگرداند که از آنجا حرکت کرده بود.

پس از هفته‌ها مذاکرات پراکنده و متوقف‌شونده، آمریکا و ایران اکنون بنا بر گزارش‌ها در آستانه توافقی برای پایان دادن به درگیری قرار دارند؛ توافقی که فوری‌ترین و ملموس‌ترین نتیجه آن بازگشایی تنگه هرمز خواهد بود.

اثرات منفی بستن تنگه هرمز بر اقتصاد آمریکا
بسته شدن این آبراه راهبردی توسط ایران، تاثیرات منفی شدیدی بر اقتصاد آمریکا و جهان گذاشته است. قیمت بنزین به شدت افزایش یافته و کمبود کود شیمیایی، امنیت غذایی و قیمت مواد غذایی را تهدید می‌کند.

اینکه ترامپ اکنون بازگشایی تنگه هرمز را در اولویت قرار داده، به‌خوبی نشان می‌دهد که تهران در نتیجه این جنگ چه میزان اهرم بازدارندگی بیشتری به دست آورده است؛ موضوعی که با تصمیم دولت ترامپ برای حل مسئله از طریق مذاکره، نه اقدام نظامی، بیش از پیش برجسته شده است.

برای درک بهتر موضوع باید یادآور شد که پیش از آغاز جنگ، عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز بدون هیچ مانعی انجام می‌شد.

طبق گزارش‌ها، تفاهم‌نامه‌ای که با میانجیگری پاکستان و قطر حاصل شده، آتش‌بس فعلی را برای ۶۰ روز تمدید می‌کند. در این مدت مذاکراتی درباره اختلاف بیست‌ساله بر سر برنامه هسته‌ای ایران انجام خواهد شد.

همین چشم‌انداز مصالحه‌ای مبهم و پر از ابهام، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که اهداف حداکثری ترامپ تا چه اندازه کوچک شده‌اند؛ و از نگاه برخی تحلیلگران حتی به شکست انجامیده‌اند.

شکست ایده‌های ترامپ درباره جنگ ایران

رابرت کاگان، پژوهشگر سیاست خارجی در مؤسسه بروکینگز، اخیراً در مقاله‌ای در نشریه آتلانتیک نوشت: پایان‌بندی ترامپ تسلیم شدن است. او افزود که رئیس‌جمهور بی‌تردید امیدوار است بدون آنکه آمریکایی‌ها متوجه ابعاد این شکست شوند، از این ماجرا عبور کند. کاگان نوشت: اگر روشن شود که نفت در نهایت دوباره از طریق تنگه بازگشایی‌شده جریان خواهد یافت، بازارهای مالی ممکن است ثبات پیدا کنند؛ حتی اگر این امر تحت نظام جدیدی باشد که ایران بر آن کنترل دارد. یک شکست راهبردی بزرگ برای آمریکا لزوماً بر وال‌استریت تأثیر نخواهد گذاشت.»

با این حال بسیاری از جمهوری‌خواهان تندرو حامی ترامپ نیز متوجه ابعاد این عقب‌نشینی شده‌اند و درباره توافقی که ممکن است در موضوع غنی‌سازی اورانیوم ایران شباهت زیادی به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ داشته باشد هشدار داده‌اند؛ همان توافقی که باراک اوباما امضا کرد و ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود آن را لغو کرد.

در هفته گذشته سناتورهای جمهوری‌خواه ضدایرانی مانند تد کروز و لیندسی گراهام و راجر ویکر به همراه مایک پمپئو نسبت به توافقی که ترامپ گفته بود ۹۵ درصد آن نهایی شده هشدار داده‌اند.

بخش بزرگی از مشکلات کنونی ترامپ، نتیجه اهداف و وعده‌های بلندپروازانه‌ای است که در آغاز جنگ مطرح کرد؛ اهدافی که برخی از آنها را هنوز هم تکرار می‌کند.

سینا طوسی، تحلیلگر مرکز سیاست بین‌الملل، می‌گوید: ترامپ این جنگ را با اهداف حداکثری آغاز کرد؛ تغییر حکومت، شورش داخلی، نابودی برنامه هسته‌ای، نابودی توان موشکی و شبکه متحدان منطقه‌ای ایران. اما در نهایت او با آتش‌بس موافقت کرد

به گفته طوسی، گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهند توان نظامی ایران آن‌قدر که کاخ سفید ادعا می‌کرد کاهش نیافته است؛ احتمالا حدود ۷۰ درصد موشک‌های بالستیک و ۷۰ تا ۸۰ درصد پهپادهای ایران همچنان باقی مانده‌اند.

برخلاف انتظار اولیه ترامپ، و با وجود ترور هدفمند شمار زیادی از رهبران ایران، ساختار حکومت همچنان پابرجاست.

اکنون که تغییر حکومت عملا به رویایی دست‌نیافتنی تبدیل شده، ترامپ هدف اصلی خود را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای قرار داده است.

اما این هدف ظاهرا پیش‌تر نیز محقق شده بود؛ زمانی که آمریکا در ژوئن گذشته سه تاسیسات هسته‌ای در فردو، نطنز و اصفهان را بمباران کرد و ترامپ مدعی شد ذخایر اورانیوم ایران کاملا نابود شده‌اند.

در واقع، برآورد می‌شود ایران هنوز حدود ۹۷۰ پوند اورانیوم با غنای بالا در اختیار داشته باشد؛ مقداری که بالقوه برای ساخت ۱۰ بمب هسته‌ای کافی است و گفته می‌شود در چندین مکان زیرزمینی پراکنده شده است.

منتقدان یادآوری می‌کنند که ایران اساسا توانست چنین ذخیره‌ای را پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸ انباشته کند؛ توافقی که فعالیت‌های غنی‌سازی ایران را محدود کرده بود و بازرسان بین‌المللی معتقد بودند تهران به آن پایبند است.

موفقیت محدود نظامی جنگی که ترامپ آغاز کرد، اکنون ممکن است او را وادار کند به همان نوع مصالحه عمل‌گرایانه‌ای روی آورد که خودش و متحدان راست‌گرایش زمانی اوباما را به خاطر آن مورد حمله قرار می‌دادند.

رابرت لیتواک، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتن می‌گوید: ترامپ اکنون با تنشی قدیمی در سیاست خارجی آمریکا روبه‌رو شده است؛ انتخاب میان رویکرد تحول‌آفرین برای سرنگونی دولت‌ها و یا رویکرد معامله‌محور برای تغییر رفتار آنها.

به گفته او ترامپ در تنگنا قرار گرفته، زیرا دستیابی به نتیجه‌ای تحول‌آفرین ممکن نیست.

او افزود: ترامپ به‌اجبار شرایط ناچار است به سمت توافقی معامله‌محور برود که در اصل نسخه‌ای از برجام است؛ و حتی ممکن است شرایطی ضعیف‌تر از برجام به دست آورد، زیرا ایرانی‌ها در استفاده از کارت‌های خود مهارت زیادی داشته‌اند.

به باور او، چالش اصلی ترامپ این است که چگونه بتواند برای توافقی که اساسا شبیه برجام است و شاید حتی سختگیرانه‌تر هم نباشد، حمایت عمومی یا سیاسی لازم را کسب کند.

در تلاش برای پنهان کردن عمق این وضعیت دشوار، ترامپ اخیرا شروطی دور از واقعیت مطرح کرده است؛ از جمله اینکه ایران و متحدان آمریکا مانند اردن، مصر، ترکیه، عربستان باید به توافق ابراهیم پیوندند؛ توافقی که در دوره اول ریاست‌جمهوری او امضا شد و چند کشور عربی در آن اسرائیل را به رسمیت شناختند.

برای جمهوری اسلامی ایران که موضعی شدیدا ضدصهیونیستی دارد، چنین پیشنهادی اساسا قابل طرح نیست. عربستان نیز به‌رسمیت شناختن اسرائیل را به توافق صلح میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها مشروط کرده است؛ هدفی که فعلا بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد. درباره مصر نیز، که در سال ۱۹۷۹ و در چارچوب توافق کمپ دیوید اسرائیل را به رسمیت شناخت، چنین پیشنهادی عملا بی‌معناست.

ترامپ هفته گذشته حتی تهدید کرد اگر عمان (که متحد آمریکا محسوب می‌شود) توافقی با ایران امضا کند که شامل دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز باشد، آن کشور را منفجر خواهد کرد.

او همچنین ایران را متهم کرد که می‌خواهد مذاکرات را تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در نوامبر به تأخیر بیندازد.

اما ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جان هاپکینز، معتقد است دلیل اصلی تردید ایران چیز دیگری است. ایرانی‌ها به ترامپ اعتماد ندارند.

او می‌گوید: این موضوع هیچ ارتباطی به ایدئولوژی، اختلافات داخلی یا انتخابات میان‌دوره‌ای ندارد. مسئله سابقه اوست. یک روز توافقی با پاکستانی‌ها انجام می‌دهد و روز بعد در شبکه اجتماعی خود همه چیز را پس می‌گیرد.

به گفته نصر، مقام‌های ایرانی علنا می‌گویند که نگران‌اند ترامپ بخواهد از توافق صلح برای آماده‌سازی درگیری‌های بعدی استفاده کند.

او توضیح می‌دهد: راهبرد ایران چیزی شبیه اعتماد کن و راستی‌آزمایی کن است. آنها می‌گویند حاضر به امضای توافق هستند، به شرطی که آمریکا نشان دهد می‌تواند آتش‌بس لبنان را حفظ کند و دارایی‌های ایران را آزاد کند. سپس گام‌به‌گام رفع محاصره را مشاهده خواهند کرد، تنگه هرمز را باز خواهند کرد و اگر این روند موفق بود، درباره مسئله هسته‌ای مذاکره خواهند کرد.

اما به اعتقاد نصر، مشکل ترامپ این است که مرتب موضوعات جدید و پرزرق‌وبرق مانند توافق‌های ابراهیم را مطرح می‌کند تا توجه‌ها را منحرف کند.

0
نظرات
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد نظرات حاوی الفاظ و ادبیات نامناسب، تهمت و افترا منتشر نخواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید