اعترافات زن جوان از سرقتهای سریالی از مردان پولدار متأهل
مرد طلافروشی با مراجعه به پلیس، پرده از سرقتی عجیب برداشت. او گفت: «چند روز پیش سارا پیشنهاد داد برایم تابلویی بکشد. قرار شد به خانهام بیاید اما وقتی قهوه خوردیم، سرم گیج رفت و بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم، تمام طلاها و دلارهایم به ارزش بیش از ۱۰ میلیارد تومان سرقت شده بود.»
ردپای یک باند زنانه
با ثبت این شکایت، کارآگاهان پلیس آگاهی تهران وارد عمل شدند و با بررسی دوربینها و تماسها، سارا را دستگیر کردند. او در بازجوییها اعتراف کرد که در این سرقت تنها نبوده و با همدستی دو زن دیگر، نقشه را اجرا کرده است. تهیه داروی بیهوشی، انتقال اموال و شناسایی طعمهها با برنامهریزی قبلی انجام میشد.
قربانیانی که سکوت کردند
تحقیقات نشان داد مرد طلافروش تنها قربانی این باند نیست. چند مرد متأهل و پولدار دیگر نیز با همین شگرد فریب خورده بودند، اما بهدلیل ترس از آبروریزی، شکایتی مطرح نکرده بودند. این سکوت به متهمان جسارت ادامه سرقتها را داده بود.
سارا و دو همدستش (هستی و رکسانا) دستگیر و به جرم خود اعتراف کردند.
سارا، متولد ۱۳۶۹، میگوید انگیزهاش از تشکیل باند، آزادی شوهرش از زندان بوده است.
انگیزهات چه بود؟
میخواستم شوهرم را آزاد کنم تا شب عید کنار من و پسرم باشد، اما اشتباه کردم. نهتنها او آزاد نشد، بلکه خودم هم به زندان افتادم.
چرا شوهرت در زندان است؟
به اتهام کلاهبرداری لیزینگی زندانی شده. باید پول رد مال را جور میکردم تا آزاد شود، اما فروشنده لباس بودم و درآمد نداشتم.
چطور به فکر سرقت افتادی؟
یک شب فیلم خارجی میدیدم و ناگهان ایده سرقت از مردان پولدار در ذهنم شکل گرفت.
چرا خودت را نقاش معرفی میکردی؟
نقاشی بهانه خوبی بود. هم اعتماد میآورد، هم بهانه ورود به خانه.
چرا مردان متأهل را انتخاب میکردی؟
چون میدانستم از آبرویشان میترسند و شکایت نمیکنند.
چند نفر را فریب دادید؟
۳ نفر. شاید همدستانم افراد دیگری را هم فریب داده باشند.
همدستانت چه نقشی داشتند؟
من نقش فریب را بازی میکردم. هستی داروی بیهوشی تهیه میکرد و رکسانا طلاها را میفروخت.
انگیزه آنها چه بود؟
وضعیتشان مثل من بود؛ یکی بدهکار بود و دیگری از شوهرش جدا شده بود و نیاز به پول داشت.
چطور طعمهها را شناسایی میکردید؟
با تحقیق فراوان. مرد طلافروش از بستگان دور رکسانا بود و دو نفر دیگر را هستی معرفی کرد.
وقتی دستگیر شدی چه حسی داشتی؟
شوکه شدم. فکر نمیکردم مرد طلافروش شکایت کند، چون متأهل و آبرودار بود، اما دستمان رو شد.
تحقیقات برای شناسایی دیگر قربانیان و همدستان احتمالی ادامه دارد.
همشهری












