بازار دارو روی خط بحران؛ ارز ترجیحی هنوز حذف نشده، اما دارو چرا گران شد؟
بازتاب – بازار دارو در سالهای اخیر به یکی از پرتنشترین حوزههای معیشتی مردم تبدیل شده است؛ بازاری که بیماران بهویژه مبتلایان به بیماریهای خاص و صعبالعلاج در کنار رنج بیماری ناچارند هر روز با دغدغهای بزرگتر برای یافتن دارو دستوپنجه نرم کنند. دغدغهای که نهتنها به یافتن داروی مورد نیاز ختم نمیشود، بلکه قیمت، کیفیت و دسترسی بهموقع را نیز در بر میگیرد و گاه همین عوامل، مسیر درمان را به بنبست میکشاند.
تحریمها، محدودیتهای ارزی و نابسامانیهای ساختاری، اگرچه در سالهای اخیر با تلاشهایی از سوی متولیان حوزه سلامت برای تولید داخلی و واردات دارو همراه بوده، اما واقعیت بازار چیز دیگری را نشان میدهد. کم نیستند بیمارانی که به دلیل دسترسی نداشتن به داروی ضروری یا ناتوانی در پرداخت هزینه آن، جان خود را از دست دادهاند. به بیان دیگر، بحران دارو مسئلهای مقطعی یا تازه نیست؛ زخمی کهنه است که هر از گاهی با شدت بیشتری سر باز میکند.
تناقض میان گفتهها و واقعیت بازار
یکی از مهمترین محورهای نگرانی در بازار دارو، موضوع «ارز ترجیحی» است. مسئولان بارها تأکید کردهاند که ارز ترجیحی دارو بهطور رسمی حذف نشده و در صورت هرگونه تغییر، مابهالتفاوت آن از طریق بیمهها جبران خواهد شد. اما فعالان حوزه دارو میگویند آنچه در بازار مشاهده میشود، با این اظهارات همخوانی ندارد. افزایشهای مکرر قیمت دارو، آن هم در بازههای زمانی کوتاه این پرسش را ایجاد کرده که اگر ارز ترجیحی حذف نشده منشأ این گرانیها چیست؟
واقعیت این است که طی ماههای اخیر تقریباً همه گروههای دارویی با افزایش قیمت مواجه شدهاند؛ از داروهای عمومی گرفته تا داروهای تخصصی. حتی داروهای شیمیدرمانی و مورد استفاده بیماران سرطانی نیز از این موج گرانی در امان نماندهاند. در این میان، داروهای خارجی که معادل داخلی دارند، بیش از دیگران تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ چرا که ارز حمایتی آنها قطع شده و حتی از دریافت ارز نیمایی نیز محروم ماندهاند. نتیجه روشن است: جهش شدید قیمت و فشار مضاعف بر بیمارانی که گاه به دلایل پزشکی یا اعتماد به کیفیت، میان داروی ایرانی و خارجی مردد میمانند.
کمبود؛ پدیدهای دائمی با چهرههای متفاوت
کمبود دارو نیز مسئلهای تازه یا محدود به یک مقطع خاص نیست. این کمبودها گاه ناشی از مشکلات تولید است، گاه از اختلال در توزیع و گاه از تأخیر در تخصیص ارز. در حال حاضر بنا بر گزارش برخی رسانه ها از داروخانهها، بیش از ۲۰۰ قلم دارو با درجاتی از کمبود مواجهاند. بخشی از این داروها مصرف بیمارستانی دارند و کمبودشان بیشتر در مراکز درمانی احساس میشود، اما برخی دیگر داروهای عمومیاند که نبودشان مستقیماً زندگی روزمره بیماران را مختل میکند.
برای نمونه داروهایی در حوزه اعصاب و روان، برخی اسپریهای دهانی و حتی داروهای مرتبط با سرگیجه، در دورههایی دچار کمبود شدهاند. این وضعیت باعث میشود بیمار ناچار شود از داروخانهای به داروخانه دیگر سرگردان شود یا به تغییر دارو تن دهد؛ تغییری که همیشه ساده و بیخطر نیست.
آینده مبهم ارز دارو
دولت بارها اعلام کرده که بهدلیل فشارهای معیشتی و حساسیت موضوع سلامت، فعلاً قصد حذف ارز دارو را ندارد و دارو را کالایی استراتژیک میداند. با این حال سیاست کلی حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز، تردیدهایی جدی درباره آینده این حمایت ایجاد کرده است. حتی اگر حذف ارز ترجیحی بهطور رسمی اعلام نشود، تجربه نشان داده که در عمل آثار آن زودتر از اعلام رسمی به بازار منتقل میشود.
کارشناسان هشدار میدهند که اگر حذف ارز ترجیحی بهصورت کامل اجرا شود، افزایش قیمت دارو میتواند بسیار فراتر از وضعیت کنونی باشد؛ شاید جهشی بیش از ۱۰۰ درصد. در چنین شرایطی، وعده جبران از طریق بیمهها نیز با تردیدهای جدی همراه است. تجربه طرحهایی مانند «دارویار» نشان داده که تأخیر در تخصیص منابع و پرداختها، فشار را ابتدا بر تولیدکننده و توزیعکننده و در نهایت بر دوش بیمار تحمیل میکند.
دارو؛ کالایی فراتر از اقتصاد
آنچه امروز در بازار دارو جریان دارد، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ موضوعی انسانی و اجتماعی است. برای بیماری که با درد و اضطراب درمان دستوپنجه نرم میکند، افزایش قیمت یا نبود دارو به معنای تشدید رنج و گاه از دست رفتن امید است.
بازار دارو بیش از هر چیز به ثبات، شفافیت و تصمیمهای قابل پیشبینی نیاز دارد؛ تصمیمهایی که نهتنها بر روی کاغذ، بلکه در قفسه داروخانهها و نسخه بیماران معنا پیدا کند. در غیر این صورت، «دغدغه تأمین دارو» همچنان یکی از سنگینترین بارهایی خواهد بود که بر شانه بیماران باقی میماند.












