وقتی تئوری های سنتی در حوزه انقلاب های جهان به چالش کشیده می شود

سردرگمی تئوریسنها و نظریه پردازان غربی در قبال انقلاب اسلامی، به درک خاص آنها از مفهوم قدرت باز می گردد.
سعید سبحانی : نظریه پردازان غربی با گذشت ۴ دهه از پیروزی اتقلاب اسلامی ایران، همچنان در توصیف این پدیده و تفسیر آن متحیر به نظر می رسند. عدم تطابق انقلاب اسلامی با تئوریهای رایج در حوزه انقلابهای جهان سبب شده است تا اکثریت مطلق نظریه پردازان از آن به عنوان “انقلابی متفاوت” با دیگر انقلابهای جهان یاد کنند. به عبارت بهتر،بدون شک ۲۲ بهمن ماه سال۱۳۵۷، نه تنها نقطه ای تاریخی در کشورمان محسوب می شود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ روابط بین الملل محسوب می شود. نقطه عطفی که معادلات و محاسبات فکری، اندیشه ای و تئوریک در باب مفاهیمی مانند”انقلاب” و ” قدرت ” را متحول نمود. به راستی انقلاب اسلامی ایران پیام آور چه تحول عمیقی در نظام بین الملل بود؟ متعاقب وقوع این انقلاب مفهوم قدرت چه تغییری پیدا کرد؟ چگونه رهبر پیر و فرزانه ای به نام حضرت امام خمینی (ره) توانست بدون شلیک یک گلوله یک امپراطوری ۲۵۰۰ ساله را ساقط کرده و به پیام آور انقلاب و تحولی عمیق در کشورمان تبدیل شود؟ این تحول عمیق برگرفته از معنویت بنیانگذار انقلاب اسلامی و انقلابیون بوده است….
سردرگمی تئوریسنها و نظریه پردازان غربی در قبال انقلاب اسلامی، به درک خاص آنها از مفهوم قدرت باز می گردد. واقعیت امر این است که قدرت از دیدگاه اندیشمندان غربی و نظریه پردازان کلاسیک بازه کاملا محدود تعریف شده ای دارد.این اندیشمندان همواره سعی کرده اند با ایجاد پیوستگی میان منابع و ابزارهای قدرت ،این پدیده پیچیده را در قالب تفاسیر کلی به جهان بشریت ارائه نمایند.این در حالیاست که تعریف آکادمیک موجود در خصوص قدرت توجیه گر پدیده هایی مانند انقلاب اسلامی ایران نیستند. انقلاب اسلامی ایران را نمی توان با تکیه بر نظریات قدرت و تئوریهای انقلابی بر خاستهاز مناسبات قدرت در غرب مورد بحث و بررسی قرار داد.آنچه انقلاب اسلامی ایران را از دیگر انقلابهای جهان متمایز می کند منطق و فرهنگ شیعی موجود در ماورای آن است.منطقی که نظریات مادیگرایانه غربی قدرت درک و تحلیل آن راندارند.فرهنگ تشیع دارای نوعی پویایی ذاتی است .این پویایی ذاتی تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ از سوی اکثری تئوریسنهای غربی مورد توجه و به عبارت بهتر، مورد درک قرار نگرفته بود. این پویایی معنوی در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی ایران نیز نقش به سزایی در حفظ آن در برابر توطئه دشمنان داشته است.
مصادیق فرهنگ معنوی نهفته در بطن دین اسلام بسیار است. فرهنگ عاشورا،شهادت طلبی،اعتقاد راسخ به سنت های الهی،اعتقاد به قیام در برابر کفرو… جملگی نقش بلا انکاری در پیروزی ملت ایران و سقوط نظام شاهنشاهی داشتند. روحانیت نیز به عنوان مجرای انتقال دهنده پیام پویایی تشیع از حمایت توده های مردم ایران برخوردار شد.در اینجا دوباره تاکید می شود که تئوری های غربی در هر دو سطح کاربردی و تئوریک قدرت توجیه و تفسیر این انقلاب را ندارند.یکی از اصلی ترین نقاط آسیب غرب در بررسی انقلاب اسلامی ایران اتخاذ نگاهی واحد نسبت به همه انقلاب هاست.در این خصوص اندیشمندان غرب برای همه انقلابهای جهان ثوابت و متغیراتی را قائل می شوند که در خصوص انقلاب اسلامی ایران به هیچ عنوان قابل تعمیم دهی نیست.آنها روح انقلاب ها را ثابت و شکل وقوع آنها را متفاوت فرض می کنند.حال آنکه روح انقلاب اسلامی ایران با دیگر انقلاب های جهان تفاوتی بنیادین و آشکار دارد.
همان گونه که اشاره شد، یکی از اصلی ترین خطاهایی که نظریه پردازان حوزه انقلابهای جهان در قبال انقلاب اسلامی صورت دادند، تلاش برای انطباق این انقلاب عظیم، معنوی و مردمی با انگاره ها و پیش فرضهای موجود در نظریات رایج در غرب بوده است. نظریه پردازان مختلف سعی نموده اند با تکیه بر عوامل و انگیزه هایی مانند نا بسامانی های اقتصادی ووقوع انقلاب ایران را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند،اما این نظریات در مراحل انطباق و همسان سازی با واقعیات کارایی خود را از دست داده اند.هم اکنون با گذشت حدود ۴ دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، قدرت های سلطه گر در جهان یک سلاح برای متلاشی کردن این قدرت ( قدرت انقلاب اسلامی ایران ) پیدا نکردند و هر چه در این مسیر تلاش کرده اند به نتیجه ای نرسیده اند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران توانسته است تهدیدات دشمنان خود را به فرصت تبدیل کند. یعنی نظام و ملت ایران هر تهدیدی را درست بر همان نقطه اول بر گردانده و به فرصت تبدیل کرده اند. بدون شک این پدیده نه تنها در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی ( و متعاقبا در دوران دفاع مقدس) از سوی نظریه پردازان غربی قابل درک نبود، در حال حاضر نیز قابل درک نیست. با این حال اکثر این نظریه پردازان بر روی “متفاوت بودن پدیده انقلاب اسلامی” و متمایز بودن آن از دیگر پدیده هایی که در حوزه انقلاب رخ می دهد متفق القول هستند.