سوگ پنهان پس از سقط جنین؛ اندوهی که کمتر دیده میشود
پژوهشهای تازه نشان میدهد تجربه سقط جنین، فراتر از یک رویداد جسمی، میتواند با موجی از غم، اضطراب و فشارهای روانی عمیق برای زنان همراه باشد؛ احساساتی که گاه دیرهنگام بروز میکنند و بر کیفیت زندگی، روابط اجتماعی و حتی تصمیمگیری برای بارداریهای آینده اثر میگذارند.
سقط، چه بهصورت خودبهخود و چه آگاهانه، برای بسیاری از زنان تجربهای تلخ و تنشزا است. بررسیها حاکی از آن است که عواملی مانند سن مادر، وضعیت سلامت، ناهنجاریهای جنینی یا بارداری ناخواسته در بروز سقط نقش دارند، اما پیامدهای روانی آن اغلب نادیده گرفته میشود. احساس غم، افسردگی، اضطراب و حتی نشانههایی شبیه اختلال استرس پس از سانحه میتواند هفتهها یا ماهها پس از این رویداد ظاهر شود.
در یک مطالعه انجامشده توسط پژوهشگران ایرانی، وضعیت روانی ۲۹۶ زن دارای سابقه سقط بررسی شد. نتایج نشان داد زنانی که سقط خودخواسته را تجربه کرده بودند، در مقایسه با کسانی که دچار سقط خودبهخود شده بودند، سطح بالاتری از سوگ، ناامیدی و دشواری در کنار آمدن با شرایط را گزارش کردند. این تفاوت بهویژه در ابعادی مانند احساس گناه و درگیریهای عاطفی پررنگتر بود.
یافتهها همچنین نشان دادند که شدت غم پس از سقط بیشتر به نوع بارداری و چگونگی پایان آن وابسته است تا عواملی مانند سن، تحصیلات یا وضعیت اقتصادی. به بیان دیگر، تجربه روانی سقط بیش از هر چیز تحت تأثیر خواسته یا ناخواسته بودن بارداری قرار دارد.
به گزارش ایسنا، محققان تأکید میکنند که شناسایی بهموقع این اندوه پنهان و ارائه حمایت روانی از سوی ماماها و کادر درمان میتواند نقش مهمی در پیشگیری از پیامدهای طولانیمدت و کمک به بازگشت تعادل روحی زنان ایفا کند.












