روزگار سیاه مردم ایران زیر آوار تحریمها / «کاغذپاره»هایی که نان و شرافت را نشانه رفتند
- سیاسی
- پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ ۱۰:۲۴
-
کد خبر :1186159
شاید روزی که محمود احمدینژاد تحریمها را «کاغذپاره» خواند، کمتر کسی تصور میکرد همین کاغذپارهها چگونه قرار است سالها بعد، زندگی روزمره مردم ایران را تا این اندازه سخت، فرساینده و پرهزینه کند.
سیدمصطفی هاشمیطبا با نگاهی انتقادی به این رویکرد مینویسد: وقتی یک سند تاریخی ارزشمند را به دست فردی ناآگاه بدهید، طبیعی است که کارکرد آن را در حد پاککردن شیشهای کدر پایین بیاورد؛ شیشهای که تنها چشم خود او را آزار میدهد. از همینرو عجیب نیست اگر سیاستمداری که نه تاریخ میداند، نه روابط بینالملل را میشناسد و نه از سازوکارهای پیچیده قدرت جهانی آگاه است، با اعتمادبهنفس کاذب و خودبزرگبینی، کشوری را به بیراهه ببرد.
تاریخ پر است از نمونههایی که غرور، قدرتها را زمین زده است؛ از ناپلئون که با صدها هزار سرباز راهی روسیه شد و با شکستی تحقیرآمیز بازگشت، تا سیاستمدارانی که تحریم را بیاثر دانستند اما هزینه آن را مردم پرداختند.
در سالهایی که قطعنامههای بینالمللی علیه ایران «بیاهمیت» جلوه داده شد، درآمدهای نفتی موقتاً واقعیت را پنهان کرد. بهجای درک اثر تحریم بر بطن جامعه و طراحی سازوکارهای خنثیسازی، از ذخایر ارزی خرج شد تا وانمود شود مشکلی وجود ندارد. اقتصاد، بیضابطه و ولنگار پیش رفت؛ چه در دوران تحریم، چه در مقطع کوتاه پسابرجام و حتی پس از خروج آمریکا از آن. امید بستن به پیمانها و بلوکهای جدید نیز جای اصلاحات واقعی را نگرفت.
واقعیت اما روشن است: نمیتوان هم در بیرون از مرزها در صف تقابل با قدرتهای جهانی ایستاد و هم در داخل، انتظار رفاه، ثبات و معیشت بیدغدغه داشت؛ آنهم در اقتصادی وابسته به نفت و واردات کالاهای اساسی. اگر امروز هنوز چراغ اقتصاد خاموش نشده، بیش از هر چیز بهدلیل منابع طبیعی است؛ نه سیاستگذاری کارآمد.
نگاهی به کره شمالی، نمونهای عینی از این مسیر است؛ کشوری ایستاده در برابر غرب، اما با مردمی محروم، اقتصادی بسته و آزادیهایی محدود. ایستادن هزینه دارد، اما پنهانکردن این هزینه از مردم، خود به بیاعتمادی و فرسایش اجتماعی دامن میزند.
تناقض تلخ آنجاست که همان مدعیان سرسخت مقاومت، همزمان از تریبونها خواستار بهبود فوری معیشت مردم میشوند، بیآنکه صادقانه بگویند تحریم، محدودیت فروش نفت و سیاستهای غلط داخلی چه بر سر اقتصاد آورده است. چرا واقعیتها بیپرده با مردم در میان گذاشته نمیشود؟ آیا ترس از قضاوت افکار عمومی است؟
هاشمیطبا در پایان تأکید میکند: زندگی شرافتمندانه هزینه دارد، اما این هزینه را میتوان با اصلاح درونزا کاهش داد؛ با مبارزه با اسراف، رانت، فساد، تبعیض، قاچاق و اشرافیگری. شرافت بدون معیشت پایدار نمیماند و مقاومت بدون اصلاح داخلی، به فرسایش سرمایه اجتماعی میانجامد.
اگر قرار است در برابر فشار خارجی سربلند بمانیم، نخست باید خانه خود را از ناعدالتی و ناکارآمدی پاک کنیم؛ آنگاه شاید بتوان هم استکبارستیز بود و هم پاسدار زندگی و آینده مردم ایران.
روزنامه شرق/












