جدیدترین اخبار
11 مرداد 1399 ساعت 11:04 اجتماعی کد خبر :735391
برای چاپ کلیک کنید

ماجرای غم انگیز و عاشقانه مردی که پرپر شدن همسرش را تا آخرین لحظه دید

ماجرای غم انگیز و عاشقانه مردی که پرپر شدن همسرش را تا آخرین لحظه دید

این ها بخشی از اظهارات پیرزن 70ساله ای است که در عزای دخترش سیاه پوش شده بود. او که با هر بار یادآوری نام دخترش اشک می ریخت و از دامادش به نیکی یاد می کرد، درباره ماجرای تلخ مرگ دخترش به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: روزی که «قادر» به خواستگاری دخترم آمد او را جوانی نجیب و موقر یافتم اما هیچ گاه به ذهنم نمی رسید که تا این اندازه «مرد» باشد.

او انسانیت و عاشقی را معنا کرد و نمونه ای عینی از گذشت و فداکاری را به نمایش گذاشت. درست 10سال قبل بود که با یک جمله پزشک معالج، روح و روان دخترم به هم ریخت و زندگی اش زیر و رو شد. آن زمان هنوز 32 بهار بیشتر از عمر دخترم نگذشته بود که آزمایش ها و معاینات پزشکی بیماری سرطان دخترم را مشخص کرد. از آن روز به بعد، جگرم خون شد و برای سلامتی دخترم دست به دعا برداشتم.
خلاصه، انجام عمل جراحی قطع ریشه های غده سرطانی آغاز شد و امور پزشکی به شیمی درمانی کشید. به خاطر این که وضعیت جسمانی دخترم خیلی خوب بود، مسیر بهبودی را طوری طی کرد که همه ما امیدوار شدیم او کاملا بهبود یافته است اما با گذشت دو سال از این ماجرا، دوباره غده سرطانی سر برآورد و رشد کرد. دخترم بعد از انجام هر مرحله از شیمی درمانی ضعیف و ضعیف تر می شد و من با نگاه کردن به پیکر او زجر می کشیدم اما نمی خواستم اشک هایم را ببیند.

در این میان آن چه از عشق همسرش می دیدم برایم باور کردنی نبود. «قادر» همانند پروانه ای بال سوخته دور دخترم می چرخید و دست نوازش بر سرش می کشید. او حتی کار و زندگی اش را رها کرد و با همه وجود در کنار دخترم ماند تا او بهبودی کاملش را باز یابد. «قادر» از انجام هیچ کاری برای درمان همسرش دریغ نمی کرد. با وجود این، غده سرطانی دست بردار نبود و هر روز در وجود دخترم ریشه می دواند تا این که دو ماه قبل وضعیت جسمانی او رو به وخامت گذاشت و دامادم به خاطر شیوع بیماری کرونا، او را در یک مرکز درمانی خصوصی بستری کرد.

دخترم که می دانست دیگر روزهای آخر عمرش را می گذراند، با التماس از همسرش خواست او را به خانه بازگرداند و در نهایت نیز، روزی دخترم وقتی غذایش را خورد، از همسرش حلالیت طلبید و با نگاه کردن به چشمان اشکبار قادر جان سپرد. در این میان، من دستانم را بلند کردم و برای خوشبختی دامادم سر به سجده نهادم چرا که او 10سال از دختر بیمارم پرستاری کرد ولی هیچ گاه گلایه اش را نشنیدم.

منبع: رکنا

Ad

روی خط خبر

  • تمایل شرکت رنو برای بازگشت به بازار ایران
  • بیانیه کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین ریاست جمهوری
  • ثبت بزرگترین وقف کشور در استان تهران
  • آیا سرطانی ها می توانند واکسن کرونا بزنند؟
  • واژگونی اتوبوس کارگران معدن در استان گلستان
  • عراقچی: راه درازی در پیش داریم
  • کارلکس دیزاین و معرفی فراری 812 خوش رخ
  • شیائومی از تلویزیون جدید Mi TV P1 خود رونمایی کرد
  • سینما و تئاتر بازگشایی می‌شوند
  • هشدار درباره ایجاد تغییر در سیستم برق و الكترونيك خودرو/ فیلم
  • ربیعی: امیدوارم سختی تحریم‌زدگی از زندگی مردم ایران زدوده شود
  • هشدار بانک مرکزی به مردم: از خرید و فروش رمز ارزها خودداری کنید
  • سفر در ایام تعطیلات عید سعید فطر ممنوع شد
  • آمریکا خواستار تخریب سانتریفیوژهای نسل جدید ایران شده است
  • جزئیات افزایش حقوق بازنشستگان تحت پوشش تامین اجتماعی اعلام شد
  • وزیر خارجه آمریکا: ما جدیت خود را برای بازگشت به برجام نشان داده‌ایم
  • اذعان ژنرال‌های صهیونیست به یک شکست دیگر مقابل ایران
  • دستگیری ۱۶ نفر در پارتی مختلط
  • قیمت روز خودرو در ۱۶ اردیبهشت
  • قیمت نفت در ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
  • افزایش قیمت ۲۸ ارز در بازار بین بانکی
  • علیرضا رئیسی: محموله بعدی واکسن کوواکس تا ۳ هفته آینده به ایران می‌رسد
  • سبزپوشی یکدست ارزهای دیجیتالی/آخرین قیمت ها
  • فشار اصناف برای ازسرگیری فعالیت
  • با خالق جوان “اتریوم” آشنا شوید
  • نحوه واکسیناسیون کرونا برای ایرانیان فاقد کارت ملی / افزایش سرعت واکسیناسیون در کشور از تیرماه
  • واکسیناسیون کرونا در جهان تا ۱۶ اردیبهشت/ اینفوگرافیک
  • یک سهم جدید برای سهام عدالتی ها
  • تاکید رهبر حماس بر پیش گرفتن یک استراتژی مبارزاتی برای بازپس گیری بیت المقدس
  • به تعویق افتادن دور ششم مذاکرات مرزهای دریایی میان لبنان و اسرائیل
  • Ad