مردان؛ قربانیان خاموش خشونت و فشار روانی / آمار خودکشی ۴ برابر زنان / افزایش ترک خانه بدون اعلام قبلی
محمد گراوندنیا، دکترای روانشناسی و تراپیست، در هفته جهانی سلامت مردان (۲۵ تا ۳۱ خرداد) به بررسی دلایل کمتر دیده شدن مشکلات روانی مردان و پیامدهای آن پرداخته است.
مردها در کل جهان کمتر کمک میگیرند
گراوندنیا میگوید: «مردها در تمام دنیا کمتر از زنان به روانشناس و مشاور مراجعه میکنند و کمک میگیرند. این پدیده محدود به یک کشور یا فرهنگ خاص نیست و تقریباً در همه نقاط دنیا مشاهده میشود، اما در جوامع سنتی بیشتر است.»
به گفته او، پژوهشها نشان میدهد دو دسته عامل در بیتوجهی مردان به سلامت روان نقش دارند؛ عوامل زیستی و عوامل فرهنگی-اجتماعی. عامل اصلی، اجتماعی و فرهنگی است؛ موضوعی که با عنوان «مردانگی هژمونیک» شناخته میشود. در این الگو به مردها القا میشود که باید همیشه قوی، مقاوم و بدون ضعف باشند. نتیجه چنین نگاهی این است که مردان از کودکی یاد میگیرند احساسات منفی خود را پنهان کنند و کمک خواستن را نشانه ضعف بدانند.
مردها مشکلاتشان را این طور نشان میدهند
به گفته این دکترای روانشناسی، علائم مشکلات روانی یا به صورت «درونیسازیشده» بروز میکنند یا به شکل «برونیسازیشده». زنان بیشتر مشکلات روانی خود را به شکل درونیسازیشده بیان میکنند، اما مردان معمولاً آن را به صورت برونیسازیشده نشان میدهند.
مردها اغلب نمیگویند افسرده یا مضطرب هستند، بلکه ناراحتی خود را در قالب رفتارهای پرخطر و آسیبرسان بروز میدهند؛ مانند مصرف سیگار، الکل، رانندگی پرخطر، خشونت، پرخاشگری، سکوت یا رفتارهای آسیبزا.
از افسردگی تا خودکشی در مردها
این روانشناس به آمار خودکشی مردها اشاره میکند و میگوید: «نرخ خودکشی در مردان حدود ۳٫۸ تا ۴ برابر زنان است و از دوران نوجوانی به بعد، مردان نزدیک به ۸۰ درصد موارد خودکشی را تشکیل میدهند؛ آماری که در بسیاری از کشورهای جهان مشاهده میشود.»
گراوندنیا درباره شیوع افسردگی در مردها هم توضیح میدهد: «تقریباً در همه مطالعات داخلی و خارجی، میزان افسردگی گزارششده در زنان بیشتر از مردان است، اما خیلی از پژوهشگران معتقدند که این تفاوت تا حدی به دلیل پنهانکاری مردهاست. مردها در بسیاری از موارد افسردگی، مشکلات روانی خود را بازگو نمیکنند، چون آن را نشانه ضعف و شکست میدانند.»
افزایش موارد ترک خانه توسط مردها
این روانشناس در ادامه به نتایج یک تحلیل گسترده در ایران اشاره میکند: «بررسی حدود ۲۰۰ پژوهش انجامشده درباره افسردگی در ایران نشان میدهد سلامت روان مردان ایرانی تحت تأثیر سه عامل اصلی فشارهای اقتصادی، فشارهای فرهنگی و تنشهای ناشی از زندگی شهری قرار دارد.»
گراوندنیا میگوید: «فشار زندگی بر مردها تا حدی افزایش پیدا کرده که مددکاران اجتماعی از افزایش موارد ترک خانه توسط مردها در شهر تهران بدون اعلام قبلی خبر میدهند.»
خشونت علیه مردان
گراوندنیا میگوید: «ما با مسأله خشونت علیه مردان هم مواجهایم. موضوعی که در سالهای اخیر زیاد شده است. مردان زیادی در جامعه ما هستند که قربانی خشونتهای روانی، کلامی یا حتی فیزیکی میشوند، اما به دلیل کلیشههای جنسیتی کمتر درباره آن صحبت میکنند یا کمتر برای دریافت کمک مراجعه میکنند.»
این روانشناس، یکی از دلایلی که باعث میشود مردان معمولاً درباره مشکلات خود کمتر صحبت کنند را ترس از قضاوت شدن میداند و میگوید: «بسیاری از مردان در جلسات مشاوره عنوان میکنند که وقتی از مشکلات و نگرانیهای خود سخن میگویند، از طرف اطرافیان – به خصوص همسر – برچسب ضعیف بودن یا ناتوانی میخورند.»
کمک خواستن نشانه ضعف نیست
گراوندنیا تأکید میکند که الگوی رفتاری مردان در پنهان کردن مشکلات روانی و خودداری از کمکخواهی، یک ویژگی ذاتی و تغییرناپذیر نیست. در سالهای اخیر در برخی کشورها کمپینهایی برای افزایش مهارت کمکخواهی در مردان و کاهش انگ مراجعه به روانشناس شکل گرفته است.
او میگوید: «جامعه ما هم باید به سمتی حرکت کند که مردان بتوانند بدون احساس شرم یا ترس از قضاوت شدن، بگویند خستهاند، تحت فشارند یا گاهی از عهده بعضی مشکلات برنمیآیند. مردی که گاهی خسته میشود یا احساس ناتوانی میکند، لزوماً مرد ضعیف یا ناموفقی نیست.»
به گزارش همشهری آنلاین، با افزایش آگاهی عمومی و کاهش انگ اجتماعی مرتبط با سلامت روان مردان، میتوان گامهای مؤثری در جهت بهبود کیفیت زندگی آنها برداشت. کمکخواهی نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه قدرت و آگاهی است.











