وقتی لندن نفس میکشد و تهران خفه میشود؛ بحران هوای ایران از کجا آب میخورد؟

بازتاب– آلودگی هوا در ایران دیگر موضوعی نیست که صرفاً در گزارشهای سالانه یا هشدارهای کوتاهمدت رسانهای خلاصه شود. این مسأله تبدیل به بحرانی عمیق و مزمن شده که ریشههای آن نه فقط در آلودگیهای روزمره، بلکه در ناکارآمدی سیاستهای زیستمحیطی، ضعف نظارت و فقدان اراده سیاسی جدی برای اصلاح ساختاری نهفته است.
در روزهای اخیر، این بحران به اوج خود رسید و شاهد چند روز تعطیلی پیاپی در شهرهای بزرگ به دلیل شرایط بحرانی هوا بودیم؛ رخدادی که تلنگری جدی به مسئولان برای واکنش سریعتر و عملیتر محسوب میشود. دادههای سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان میدهند که هوای بسیاری از کلانشهرها، از تهران تا اهواز، همچنان در وضعیت قرمز قرار دارد؛ وضعیتی که اگرچه بارها رسانهای شده، اما در میدان عمل نه تنها تغییر محسوسی نداشته، بلکه در برخی مناطق بدتر هم شده است.
وضعیت بحرانی هوای کلانشهرهای ایران
تهران، پایتخت پرجمعیت ایران، در سال جاری تنها ۵ روز هوای پاک را تجربه کرده است. این آمار که بر اساس دادههای مرکز پژوهشهای دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام شده، اختلاف قابل توجهی با گزارشهای رسمی شرکت کنترل کیفیت هوا دارد؛ اختلافی که نشان از نبود وحدت رویه و پراکندگی دادهها در سطوح تصمیمگیری و نظارت دارد. همین عدم هماهنگی علمی موجب شده تصمیمگیریها بیشتر بر مبنای فشارهای اجتماعی و کوتاهمدت شکل بگیرد تا سیاستهای بلندمدت و اثربخش.
علاوه بر تهران، شهرهای مشهد، کرج و سایر کلانشهرها نیز به شکل مشابهی با آلودگی هوا دست به گریبانند. میانگین روزهای ناسالم هوای مشهد بین ۶۰ تا ۷۶ روز گزارش شده که این اعداد نیز متاثر از تفاوت پایشهای محلی و بازههای زمانی متغیر است. استفاده گسترده از سوختهای غیراستاندارد، معضل وارونگی هوا، ترافیک سنگین و ضعف کنترل صنایع کوچک از عوامل اصلی این بحران به شمار میروند. در واقع، فقدان برنامههای مدون برای نوسازی ناوگان حملونقل و اصلاح زیرساختها، ضربه سنگینی به کیفیت هوا وارد کرده است.
صنایع آلاینده و بحران در شهرهای صنعتی
در شهرهای صنعتی مانند اراک، تبریز و کرمان، تمرکز صنایع سنگین مانند نیروگاهها و پالایشگاهها، آلودگی را به سطحی بحرانی رسانده است. آمار بیش از صد روز هوای ناسالم در سال، نشاندهنده عدم کنترل مؤثر بر منابع آلاینده است. بسیاری از صنایع هنوز به فناوریهای مدرن کاهش آلودگی مجهز نشدهاند و نظارتهای موجود، یا ناکافی است یا به گزارشهای هشداردهنده بیتوجهی میشود.
ریزگردها؛ بحران منطقهای و ضعف دیپلماسی زیستمحیطی
در مناطق جنوبی و شرقی کشور، ریزگردها به معضلی فراملی تبدیل شدهاند که نشان از ضعف دیپلماسی محیطزیستی ایران دارد. شهرهایی مانند اهواز و زابل با شاخص کیفیت هوایی (AQI) در محدوده خطرناک، مرتباً زیر فشار آلودگیهای فرامرزی و فعالیتهای بیرویه در کشورهای همسایه قرار دارند. نبود همکاری منطقهای مؤثر و همچنین کمبود طرحهای داخلی مقابله با گردوغبار و تغییرات اقلیمی باعث شده این بحران به یکی از چالشهای پایدار و ناتوانکننده تبدیل شود.
هزینه انسانی؛ فاجعهای نادیده گرفته شده
سالانه نزدیک به ۵۹ هزار نفر در ایران به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند؛ این آمار رسمی که شامل مرگهای ناشی از بیماریهای مزمن تنفسی، قلبی و عروقی است، نمایانگر بار سنگین انسانی این بحران است. این فاجعه ملی، اگرچه در برخی گزارشها به آن اشاره شده، اما همچنان در اولویتبندیهای سیاستگذاری و تخصیص بودجه مغفول مانده است. مقاومت صنایع، محدودیتهای اقتصادی و ضعف مدیریت اجرایی از مهمترین موانع اجرای راهکارهای موثر در این حوزه است.
نبرد جهانی برای هوای پاک؛ الگویی برای ایران
سال ۲۰۲۵ نقطه عطفی در مبارزه جهانی با آلودگی هواست. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که آلودگی هوای بیرونی سالانه بیش از ۴ میلیون مرگ زودرس و آلودگی خانگی مجموعاً نزدیک به ۷ میلیون مرگ در جهان ایجاد میکند. در همین حال، کلانشهرهای پیشرفته دنیا، گامهای جدی و گاه بیسابقهای در برقیسازی حملونقل و کاهش آلایندهها برداشتهاند.
از لندن با هزاران اتوبوس برقی و سیاستهای سختگیرانه علیه خودروهای آلاینده، تا سانتیاگو و سئول که به سرعت ناوگانهای برقی خود را توسعه دادهاند، جهان نشان داده که تغییر امکانپذیر است. البته این روند ناهمگون است و برخی مناطق هنوز در ابتدای راه قرار دارند، اما تلاشها برای تقویت زیرساختهای شبکه برق، سرمایهگذاری در سامانههای ذخیره انرژی و ادغام انرژیهای تجدیدپذیر روندی رو به رشد دارد.
جبهههای نوین مبارزه؛ ساختمانها، صنایع و مدیریت پسماند
فراتر از خیابانها و خودروها، تمرکز سیاستهای هوای پاک به سمت ساختمانها، صنایع و سامانههای گرمایشی نیز تغییر کرده است. شهرهایی مانند ورشو، استکهلم و ونکوور با حذف سوختهای جامد و اجرای استانداردهای جدید ساختمانی، الگوهای موفقی در مصرف انرژی پایین و تهویه پاک ایجاد کردهاند. در حوزه مدیریت پسماند، شهرهایی مانند داکار و آدیسآبابا با ایجاد تاسیسات بازیافت مدرن، به کاهش آلودگی و اشتغالزایی کمک کردهاند.
قدرت داده و فناوری؛ کلید سیاستهای هوای پاک
شهرهای هوشمند امروزی از داده و هوش مصنوعی برای مدیریت و پیشگیری آلودگی بهره میبرند. شبکههای حسگری دقیق در سنگاپور و زوریخ، الگوریتمهای پیشبینی ترافیک در نیویورک و شانگهای و پلتفرمهایی مانند MyAir که اطلاعات کیفیت هوا را برای بیش از ۱۵۰ شهر فراهم میکنند، ابزارهای نوینی برای بهبود کیفیت هوا هستند.
آگاهیبخشی نسل جدید؛ گامی به سوی تغییر رفتار
کمپینهای خلاقانه در شبکههای اجتماعی، بازیسازی و آموزشهای واقعیت مجازی نسل جوان را به مبارزه با آلودگی هوا فراخواندهاند. این رویکردها توانستهاند میلیونها نفر را درک و مشارکت فعال در حفظ هوای پاک ترغیب کنند.
چشمانداز ایران؛ ضرورت اراده سیاسی و همکاری ملی
آلودگی هوا در ایران زخم عمیقی است که تا امروز با سیاستهای ناکارآمد، فقدان شفافیت و ضعف اراده سیاسی تشدید شده است. تجربه جهانی ثابت کرده است که کاهش آلودگی هوا نه تنها سلامت مردم را بهبود میبخشد، بلکه موجب رشد اقتصادی و کاهش هزینههای درمانی میشود. ایران برای عبور از این بحران نیازمند هماهنگی مؤثر بین وزارتخانهها، نهادهای نظارتی و جامعه مدنی، شفافیت در انتشار دادهها و برنامهریزیهای بلندمدت است.
تا زمانی که ارادهای واقعی برای تغییر و تعامل گسترده شکل نگیرد، وضعیت کیفیت هوا و سلامت عمومی شهروندان رو به وخامت خواهد بود. اما نشانههای جهانی و تلاشهای موفق شهرهای پیشرو، چراغ امیدی است که نشان میدهد آسمان پاک، بیش از هر زمان دیگری دستیافتنی است. اکنون زمان آن رسیده که ایران نیز با پیروی از این الگوها و با ارادهای جدی، این نبرد سرنوشتساز را آغاز کند.











